برای سر بریده دختر قبیله

علی حیدری
علی حیدری
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
4 دقيقه (Reading time)

سرخورده‌ام به عنوان پدر دو دختر. اما سرخوردگی نمی‌تواند کلمه مناسبی برای توصیف حال و احوالم باشد.

تصویر سربریده کودک همسر 17 ساله توسط شوهرش و افتخار به چنین جنایتی توسط فاعل و آمر و فیلمبردار، احساسی فراتر از سرخوردگی ایجاد می‌کند.

وقتی فیلم این جنایت محض را دیدم، روبروی همسر و دو دخترم نشسته بودم. در لحظه اول حس نفرت و انزجار و انتقام تمام وجودم را فرا گرفت. اما ناگهان احساس ترس و وحشت کردم.

به همسر و فرزندانم خیره شدم. به خودم گفتم چگونه ممکن است مردی، پدری، همسری، برادری به چنین جنایتی اقدام کند؟

چگونه می‌توان همسر، دختر، خواهر خود را کشت و احساس شرف و عزت کرد؟ چگونه می‌توان با قتل سبعانه کسی که تا چند روز پیش قرار بوده با او زندگی کرد و صاحب فرزند شد و لحظات شیرینی آفرید، احساس غیرت ‌و مردانگی کرد؟

این چه غیرت و شرفی است که تنها با خون شسته می‌شود آن هم خون عزیزترین و نزدیکترین عضو خانواده؟

چگونه در یک لحظه همسر آن دخترک 17 ساله به موجودی تبدیل می‌شود که تنها با بریدن سر او احساس رضایت و افتخار می‌کند؟

دردناک‌تر آن که پدر و عموی این دخترک او را با ترفند به خانه باز می‌گردانند. خنده توام با احساس امنیت این دختر در لحظه دیدن پدرش دردناک‌ترین تصویری است که در ذهنم نقش بسته است.

این چگونه پدری است که دخترش را می‌فریبد تا او را به قربانگاه بیاورد و سپس منتظر خبر ذبحش بماند؟

قبیله چنین پدرانی پرورش می‌دهد. مردانی که در یک لحظه از پدر به قصاب تغییر نقش می‌دهند.

با این حال قبیله تنها متهم این جنایت نیست. خوانش «فقاهتی از شرع» که دیه زن را نصف تعیین کرده، کودک همسری را مجاز دانسته، حجاب را اجباری کرده و قیم‌بودن زن بر فرزندانش را با هزار ترفند رد می‌کند، در قتل این دختر و ادامه زن کشی‌ها نقش دارد.

اما قانون و ساختار زن‌ستیز «جمهوری اسلامی» بزرگترین متهم است. نظام سیاسی تمام محدودیت‌ها علیه زنان و دختران را قانونی کرده و افزون بر آن حامی قاتلان و جنایتکاران به بهانه پشتیبانی از «خانواده» است.

وقتی وزیر آموزش و پرورش این نظام همسرش را به گلوله می‌بند، وقتی ماموران امنیتی این نظام عامل «اسیدپاشی» به زنان هستند، وقتی این نظام چند همسری را قانونی می‌داند و وقتی پدر همسر رئیس جمهوری کنونی حتی نگارش نام همسرش را بر قبر او «حرام» می‌پندارد، بدون شک اوباشی مثل قاتل این دختر 17 ساله اهوازی با سر بریده همسرش دور افتخار می‌زند و خود را مصون از هر گونه مجازات می‌داند.

آه چقدر دردناک است وقتی پدر و عمو و برادر و پسر عمو و شوهر.. همه و همه.. برای قتل دخترکی 17 ساله نقشه می‌کشند.

قتل این دخترک و تمام‌ قتل‌های ناموسی و زن کشی‌ها معنا و مرز میان کلمات و مفاهیم را مخدوش می‌کند. ارزش کدام است و ضد ارزش چیست؟ معیارها چیستند و هنجارها کدامند؟

برای مردان قبیله اما، کماکان زن «ناموس» است. هنوز برای اینان جنسیت و نگاه ابزاری به زن حرف اول و آخر را می‌زند. برای آنها عشق و محبت و گذشت و عفو جز در اشعار «ابونواس» و «مجنون لیلی» جایی ندارد.

هنوز برای مردان قبیله، شرف معادل جنسیت تعریف می‌شود. هنوز زنان وجه المصالحه مردان قبیله هستند.

هنوز قانون و عرف و شرع حامی قصابان قبیله است. هنوز غیرت و عزت و سربلندی مردان قبیله تنها و تنها با بریدن سر دخترکان مصون و محفوظ می‌ماند.

آه چقدر تلخ است فرجام دختران قبیله. سر بریده آن دخترک، سر بریده همه ماست ..

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم