خشم سخنگوی کاخ سفید

ممدوح المهینی
ممدوح المهینی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

جن ساکی از تریبون نشست خبری خود، جام خشم خود را بر دولت پیشین آمریکا ریخت و خروجش از توافق هسته‌ای را عامل تشویق ایران به سیاست خصمانه‌ دانست. حتی طرفداران رژیم ایران هم نمی‌توانند از چنین ادعایی حمایت کنند چرا که خط‌مشی توسعه طلبانه ایران، چندین سال پیشتر از ترامپ آغاز شده بود و بعد از او هم ادامه یافت.
این یکی از اشتباهات دولت بایدن است که از «ترامپیسم» حتی پس از یک سال بعد از خروجش از کاخ سفید، به عنوان توجیهی برای بحران‌های خارجی استفاده می‌کند، در صورتی که دولت کنونی آمریکا نیز در آن مقصر است؛ اگر چه مسبب اصلی آن نبوده است.
ولی این مساله فراتر از این است ( و به نظر من انگیزه اساسی) به هدف توجیه سیاست خارجی دولت کنونی و یافتن بهانه برای تحقق دیدگاهایش در مناطق گوناگون جهان است.
در افغانستان همین راهبرد نامتقاعدکننده به کار برده شد و پس از خروج برنامه‌ریزی نشده از فرودگاه کابل و صحنه‌های سقوط غیر‌نظامیان از هواپیماها، بایدن گفت که خروج از افغانستان به علت تعهدات رئیس‌جمهوری پیشین، امری اجتناب‌ناپذیر بود.

البته بایدن می‌توانست این تعهدات را نقض کند و به آن پایبند نماند، به همان شکل که به دیگر پرونده‌ها از قبیل موضوع مهاجران، اقتصاد و حتی رسیدگی به همه‌گیری کرونا، پایبند نماند( که تعاملی موفق‌تر با آن در مقایسه با دوران ترامپ داشت که در رویاروی با کرونا دچار سردرگمی بود).
همین سناریو درباره شبه‌نظامیان حوثی در حال تکرار است، به این شکل که گناه ادامه مشکل را به گردن دیگران بیاندازد. اکنون می‌بینیم که چگونه حذف حوثی‌ها از لیست سازمان‌های تروریستی، یک ماه بعد از روی کار آمدن بایدن، آنها را به پرتاب صدها پهپاد و موشک بالستیک به سوی سعودی و اخیرا امارات تشویق کرد.
استفاده از هر ابزاری در بازی کشمکش‌های داخلی، قابل درک است و طرفین منازعه برای تحقق منافع بیشتر در انتخابات میان‌دوره ای یا ریاست‌جمهوری، انجام می‌گیرد. سالروز یورش به کنگره در 6 ژانویه، به هدف انتقام از رقبای سیاسی به کار گرفته شد و از تروریسم داخلی، به عنوان بزرگترین خطر یاد شد. اما بهره‌برداری از منازعات داخلی در پرونده‌های خارجی، به هرج و مرج منجر می‌شود؛ به همان شکل که اکنون در منطقه خاورمیانه در حال رخ دادن است.
اما روایدهای جاری را چگونه بفهمیم؟ چرا سیاست بهانه‌تراشی شکننده و نامتقاعد کننده در پیش گرفته شده است؟ من پیشتر در مقاله‌ای درباره «ذهنیت جو بایدن از درون»، در مورد نحوه تفکر او در سیاست خارجی نوشتم. بایدن به دلیل تجربه طولانی‌اش در کنگره، با دیگر شخصیت‌های پرتجربه در سیاست خارجی که طرفدار حمایت از منافع آمریکا درجهان و تقویت «نظام جهانی آمریکایی» هستند تفاوت چندانی ندارد. به همین دلیل بود که او به رغم مخالفت بسیاری از همقطاران دموکرات خود، از حمله به عراق در سال 2003 حمایت کرد.
با این حساب، چه چیزی تغییر کرده است؟ چندین علت برای این تغییر وجود دارد که اصلی‌ترین آنها، بروز تحول در عرصه داخلی و در نتیجه، تغییر شیوه تفکر سیاستمداران فرصت‌طلب است. بایدن اکنون همان بایدن 20 سال قبل نیست. البته نه الزاما بدین معنا که او باورهایش را تغییر داده اما آماده دست‌کشیدن از آنها برای تحقق اهداف شخصی بزرگتر است. علت دیگر و مهمتر، ورود افراد متعدد و تاثیرگذار دوره اوباما به دولت بایدن است که به توافق هسته‌ای با ایران باور دارند.
معامله سیاسی در این چارچوب، کاملا روشن است: بازگشت به برجام به معنای احیای مهمترین دستاورد خارجی دولت اوباما، که بیانگر ترویج سیاستی متفاوت در خاورمیانه است. سیاستی که مبتنی بر عقب‌نشینی یا عدم پایبندی به هم‌پیمانان یا شراکت با ایران در منطقه است، به همان شکل که بایدن شخصا بیان کرده است.
پاداش این رویکرد، تضمین نامزدی مجدد بایدن برای دور دوم ریاست جمهوری است که تصور آن بدون وجود پایگاه گسترده‌ای از طرفداران حزب دموکرات، بسیار دشوار است. اوباما، رهبر محبوب و معبود دموکرات‌ها، تنها کسی است که می‌تواند چنین پایگاهی را ایجاد کند.
بازی بر سر منافع میان طرفین، امری کاملا منطقی است که احساسات در آن جایی ندارد. تمامی بهانه‌تراشی‌های جن ساکی و دیگران، صرفا حقه‌های نمایشی برای پوشاندن اهداف و اطماع شخصی است، حتی اگر به قیمت ایجاد تنش و فروپاشی‌ در مناطقی بسیار دورتر از بخش غربی کاخ سفید(مقر رئیس جمهوری و کارمندان و استراتژیست‌های کمپین انتخاباتی آینده) منجر شود.
منبع: الشرق الاوسط
ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size