بندر لاذقیه نمونه‌ای از تضاد منافع ایران و روسیه در سوریه

سوسن مهنا
سوسن مهنا
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
17 دقيقه (Reading time)

به رغم صحنه‌های مرگ، ویرانی، آوارگی و فروپاشی موسسات دولت سوریه، رژیم بشار اسد توانسته در برابر انقلابی که برای سرنگونی آن شعله‌ور شد، پابرجا مانده و اسد موفق شد برای چهارمین دوره متوالی، در راس این رژیم باقی بماند.
جامعه بین‌المللی نیز ظاهرا از گزینه راه حل سیاسی در سوریه جانبداری می‌کند، اما ابقای اسد در منصبش در درجه نخست، معلول حمایت «هم‌پیمانان وفادار» است که توانستند او را از شبح بروز تحول یا انتقال قدرت به بیرون از خانواده اسد، دور سازند. این هم‌پیمانان وفادار همان ایران، روسیه و «حزب‌الله» هستند که پایداری اسد را امکان‌پذیر ساختند ولی اپوزیسیون در شکل دادن به جبهه یکپارچه برخوردار از توان ایجاد رژیم جایگزین، شکست خورد.
از همینجا بود که فروکش روند عملیات نظامی در سوریه آغاز شد. با شکل گیری برخورد باز کشورهای عربی با دمشق، توجه محافل به هم‌پیمانان اسد؛ بویژه ایران و «حزب‌الله» جلب شد زیرا آنها نقش برجسته‌ای را در حمایت از رژیم اسد ایفا کردند تا جایی که علی سعیدی، نماینده خامنه‌ای در سپاه پاسداران در نوامبر 2015 گفت که اگر حمایت تهران از رژیم دمشق نبود، ایران، عراق، لبنان و سوریه «از دست رفته بودند».
سعیدی با استناد به این گفته خامنه‌ای که«سوریه در راستای خط مقاومت ما قرار دارد» گفته بود که ارتش ایران، « به هدف دفاع از امنیت ایران در سوریه اقدام می‌کند». افزون بر این، ایران و حزب‌الله از زمان ورود به جنگ در سوریه در سال 2012 ، در راستای ایجاد زمینه لازم و نفوذ جدا از نهادهای دولتی در سوریه، خصوصا در مناطق دارای اکثریت شیعه، اقدام کرده‌اند. چنین تضاد منافع و ناهمگونی میان دستور کار دو رژیم ایران و سوریه، بارها در گفته‌های مسئولان دو طرف، آشکار گردید چرا که روشن شده بود، دخالت‌های ایران و «حزب‌الله»، صرفا به منظور حمایت از حاکمیت اسد نیست بلکه حمایت و حفاظت از منافع خاص آنها در سوریه و لبنان، هدف آنهاست.
درست است که روابط میان رژیم اسد و حزب‌الله از دیرباز وجود داشته و در کتاب « تهدید اسلامی، توهم یا حقیقت؟» نوشته جان اسپوزیتو، آمده است که تکوین حزب‌الله، مدیون توجه و اهتمام رژیم سوریه است که در پی تجاوز اسیرائیل به لبنان در سال 1982 و پس از طرد گروه‌های فلسطینی از لبنان، حافظ اسد به صدها تن از عناصر سپاه پاسداران اجازه داد تا وارد منطقه بقاع لبنان شوند و مقدمات تشکیل حزب‌الله را فراهم کنند.
نعیم قاسم، معاون دبیر کل حزب‌الله نیز در کتاب خود « حزب‌الله، متد-تجربه- آینده» درتوصیف تلاش‌های ایران آورده است که « ایران، اردوگاه‌های آموزشی را درمنطقه بقاع برای آموزش علاقمندان احداث کرد. در اینجا بود که مردم از نزدیک با نمونه و الگوی والایی در آموزش، آماده‌سازی، اخلاق و ایمان، آشنا شدند».
این روابط در عین حال با فراز و نشیب‌های ناشی از منافع مشترک یا رقابت و ناهمگونی و حتی نبرد در پاره‌ای از اوقات؛ بویژه درجریان جنگ داخلی لبنان همراه بود که درگیری‌هایی میان حزب‌الله و جنبش امل رخ داد که طرف سوری گاهی به نفع جنبش امل و گاهی به نفع حزب‌الله دخالت می‌کرد.
عقل حمیه از مسئولان جنبش امل که نقشی اساسی در منازعه با حزب‌الله داشت، گفته است: «ما کوشیدیم با ایرانی‌ها صحبت کرده و به آنها اطلاع دهیم که خواهان درگیری با حزب‌الله نیستیم اما حزب‌الله، رویه لجوجانه‌تری را در بعلبک و روستای اطراف آن در پیش گرفت. آنها به ما گفتند که ما با کمک هم قادر به مقاومت هستیم اما روند میدانی امور، شکل دیگری به خود گرفت. ایرانی‌ها دستور کار ویژه خود را داشتند و در راستای پروژه جدیدی کار می کردند.(بر گرفته شده از کتاب نیکولانس بلنفورد با عنوان :
Warriors Of God, Inside Hezbollah’s Thirty-Year Struggle Against Israel(
این درگیری‌ها میان طرفین در سال 1986، سه کشته از حزب‌الله و دو سرباز سوری برجای گذاشت. اقدام حزب‌الله در ربودن دو سرباز سوری، با پاسخ ارتش سوریه در بازداشت شماری از اعضای حزب‌الله مواجه شد. نیروهای سوریه در سال 1987 جمعی از عناصر حزب‌الله را در پادگان «فتح‌الله» درغرب بیروت کشتند که در پی آن، صبحی طفیلی، دبیر کل وقت حزب‌الله، سوریه را به توطئه با همدستی اسرائیل متهم کرد. نعیم قاسم نیز با ابراز «تاسف» از این رویداد در کتابش یاد کرده است.

حزب‌الله در داخل سوریه

با ورود حزب‌الله در روند جاری جنگ در سوریه در سال 2012، روابط این حزب با رژیم سوریه، وارد مرحله تازه‌ای شد که چه بسا بتوان آن را گونه‌ای «هم‌ترازی» در نظر گرفت. حزب‌الله در کمال آمادگی و توان خود وارد صحنه نبرد در سوریه شد که علت اصلی آن؛ «وفاداری» به رژیم سوریه بود. در مرحله بعدی، روسیه هم وارد عرصه سوریه گردید که طبق گفته حسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله( در نشست مطبوعاتی دسامبر 2020)، در پی ملاقات دو ساعته قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین سپاه قدس با پوتین و جمعی از مسئولان روسی برای بررسی دخالت نظامی روسیه در سوریه بود که طی آن سلیمانی توانست او را نسبت به دخالت نظامی در سوریه متقاعد سازد.
اما پس از این مرحله بود که «حزب‌الله» بدون گرفتن موافقت دولت لبنان، وارد سوریه گردید. توجیه نصرالله در وهله نخست، در راستای متقاعد کردن طرفداران حزب‌الله بعد از افزایش شمار تلفات جانی و اجساد عناصر حزب الله در سوریه بود که گفت: « من همواره وعده پیروزی به شما داده‌ام و بار دیگر هم قول پیروزی به شما می‌دهم». توجیه بعدی نصرالله برای متقاعد کردن پیرامون عربی بود. حزب‌الله دشمنان خود و رژیم سوریه را به ضدیت با «مقاومت» متهم ساخته و تاکید کرد که دوران حضور حزب‌الله در سوریه، طولانی خواهد بود.

نصرالله در سخنانش در می 2013 گفت: «سوریه در واقع پشتوانه مقاومت است و مقاومت نمی‌تواند دست‌بسته مانده و خود را بی‌دفاع گذاشته و یا اجازه دهد که تکیه‌گاهش درهم شکسته شود.ما هم اکنون در برابر طرفین منازعه قرار داریم. محور اول، محور غرب و امریکاست که درعرصه میدانی از گروه‌های تکفیری یاری می‌طلبد که درحال نابود کردن حال، گذشته و آینده هستند. در مقابل آنها کشوری قرار دارد که مواضعی در قبال مقاومت داشته و دعوت به گفت‌و گو می‌کند. حزب‌الله ممکن نیست در جبهه‌ای مشارکت داشته باشد که آمریکا و اسرائیل در آن حضور دارند.»
رسانه‌های حزب‌الله کوشیدند که دخالت در سوریه را به عنوان «نبرد علیه تروریسم» و در ضدیت با کفار و در راستای دفاع از مرزهای لبنان نمایش دهند اما درعین حال، اتهامات منطقی زیادی به حزب‌الله زده شد؛ از جمله این که ورود حزب‌الله و از پی آن ایران به مثابه طرف «شیعی»، علیه اکثریت «سنی» بوده است. گفتمان حزب‌الله از هرگونه ورود به منازعه سنی-شیعی در منطقه امتناع می‌ورزید. حزب الله همچنین به عنوان طرف لبنانی، اصل «کنار کشیدن خود» را به شکلی انفرادی و محدود کننده نقض کرد و لبنان و شهروندان آن را به ورطه برنامه‌هایی کشاند که هدفش در وهله نخست، دفاع از محور ایران در منطقه بود. این رویکرد، لبنان را درگیر بحران‌های فزاینده‌ای کرد که به قطع روابط دیپلماتیک با کشورهای شورای همکاری خلیج انجامید. این وضعیت باعث از میان رفتن محبوبیت حزب‌الله درعرصه لبنان و جهان عرب شد که بعد از جنگ بااسرائیل در سال 2000 به دست آورده بود.

زمینه‌سازی نفوذ ایران در سوریه

از آغاز دخالت ایران و حزب‌الله در سوریه، آنها در راستای عضوگیری جنگجویان شیعه از عراق، افغانستان و پاکستان وارد عمل شدند. محمد علی فلکی(ژنرال پیشین سپاه پاسداران) در این رابطه گفته است که ایران، «ارتش آزادیبخش را در جبهه‌هایی شامل سوریه، یمن و عراق ایجاد کرد». حزب‌الله و تهران همزمان به سامان‌دهی به اوضاع شیعیان در داخل سوریه پرداختند ( شیعیان اقلیت بسیار کوچکی در سوریه هستند که از 2 درصد جمعیت سوریه فراتر نمی‌رود). شورای عالی اسلامی جعفری به عنوان ستاد نمایندگی مستقل شیعیان در سوریه بر مبنای بخشنامه صادره از حاکمیت سوریه، تشکیل گردید اما این شورا در راستای منافع حزب‌الله و ایران عمل کرده و پشتیبان هواداران حزب‌الله است. روحانیون عضو این شورا، مراسم تشییع جنازه جنگجویان شیعه کشته شده در نبردها و همچنین مراسم و جشن‌های انقلاب اسلامی ایران را برگزار می‌کنند( گزارش 2017 مرکز خاورمیانه کارنگی).
این دست از اقدامات، مستلزم بودجه عظیمی از سوی ایران بود تا به حدی که استفان دی میتسورا، فرستاده ویژه سازمان ملل در آن دوره عنوان کرد که ایران در سال 2015، نزدیک به سالانه به 6 میلیارد دلار را در شکل کمک‌های مالی ونظامی برای حمایت از رژیم اسد، هزینه کرده است. ایران همچنین متکفل پرداخت حقوق هزاران تن از پیکارجویان خارجی شد که آنها را برای مشارکت در نبردها وارد سوریه کرده بود. ای وضعیت، رژیم سوریه را بر آن داشت تا جابجایی شبه‌نظامیان در داخل دمشق یا برپایی مراسم مربوط به شیعیان را محدود کند. جمع‌بندی پژوهش «شبکه حقوق بشر سوریه» در سال 2014 تاکید دارد که شمار شبه‌نظامیان شیعه در سوریه کمتر از 35 هزار نفر نیست.
اکثر این پیکارجویان از عراق، لبنان، ایران و افغانستان هستند که مهمترین تشکیلات از این دست، شبه‌نظامیان دفاع ملی است که طبق شاکله نیروهای رژیم ایجاد شده و عناصر آن را صرفا شیعیان تشکیل داده و غیر شیعیان از جمله علویان سوریه، مجاز به ورود به آن نیستند و افسران ایرانی کار آموزش عناصر این تشکیلات را بر عهده دارند. اپوزیسیون ایران از وجود تشکیلاتی ایرانی در سوریه سخن گفته که نزدیک به 5 هزار عنصر سپاه پاسداران درکنار عناصری از حزب‌الله در آن عضویت دارند. به گفته رسانه‌ها، 5 هزار عنصر سپاه پاسداران در چارچوب تشکیلات مسلح با شاکله اکثرا فرقه‌ای، حضور دارند از جمله «عصائب اهل الحق»، «لشکر بدر»، «حزب‌الله» و «سپاه ابوالفضل العباس که مشارکتش در نبردهای جاری در سوریه در کنار رژیم اسد، به ادعای «دفاع از حرم» و مراقد مقدس شیعه در سوریه، باعث اشتهار آن گردید. گردان‌های سیدالشهداء و ذوالفقار در عراق شکل گرفتند اما راهی سوریه شدند. به گفته محافل اپوزیسیون ایران، گروه «فاطمیون» از زندانیان افغانی تشکیل شد که به شرط مشارکت درنبردها در سوریه، آزاد شده بودند و گروه «زینبیون»، متشکل از پاکستانی‌های شیعه مقیم ایران است. ماموریت لشکر «ولی الامر»، حفاظت از خامنه‌ای و رهبران نظام ایران است اما جمعی از عناصر آن ( با درجات بالای نظامی) به سوریه و مشخصا حلب، اعزام شدند. خلاصه امر این است که دست‌کم 12 لشکر و تشکیلات ایرانی در سوریه زیر نظر سپاه پاسداران، فعالیت دارند.

جولان اختلاف منافع روسیه و ایران را برجسته کرد

روزنامه اسرائیلی «یسرائیل هیوم» در گزارش خود آورده است که حزب‌الله از سال 2018 در راستای ایجاد زیرساخت‌های نظامی جدید در روستای درزی «الخضر» واقع در بخش سوری بلندی‌های جولان در فاصله 3.5 کیلومتری مرز میان اسرائیل و سوریه تلاش می‌کند. به نوشته این روزنامه، مصطفی مغنیه، پسر بزرگ عماد مغنیه(فرمانده نظامی حزب‌الله که در فوریه 2008 دردمشق ترور شد که به اسرائیل نسبت داده شد)، مسئولیت احداث این زیرساخت‌ها را به عهده داشت. اسرائیل نیز بلافاصله اعلام کرد که به ایران و حزب‌الله هرگز اجازه احداث توانمندی‌های نظامی در سوریه را نخواهد داد. حملات هوایی اسرائیل علیه این مواضع، آغاز شد ولی روسیه اقدامی در راستای نشر پدافند هوایی خود در این مناطق انجام نداد. این کار به عنوان پیام مسکو در ابراز مخالفت با توسعه طلبی ایران و حزب‌الله در منطقه بلندی‌های جولان تفسیر گردید.
برخوردهایی میان نیروهای روسیه و حزب‌الله رخ داد و پلیس نظامی روسیه در مرز لبنان-سوریه و بخش سوری خط ترک مخاصمه در بلندی‌های جولان، انتشار یافت که به افزایش دامنه تنش با حزب‌الله انجامید. با عقب‌نشینی روسیه از حومه القصیر در ژوئن 2018، نیروهای نظام دمشق، جایگزین نیروهای روسیه شدند. مسکو پیشتر خواهان خروج تمامی نیروهای خارجی از خاک سوریه شده بود که ظاهرا شامل قوای ایران و حزب‌الله نیز گردید.
ارتش اسرائیل در 18 ژانویه 2015 ،کاروان حامل 6 تن از فرماندهان حزب‌الله و یکی از ژنرال‌های سپاه پاسداران را در منطقه قنیطره، در بخش سوری بلندی‌های جولان، هدف قرار داد. وبگاه اسرائیلی «واللا» در دسامبر گذشته به نقل از مسئولان بلندپایه اسرائیلی آورد که ارتش اسرائیل، ده‌ها هدف مرتبط یا حزب‌الله در سوریه و مثلث مرزی با اردن را ظرف سه سال گذشته، هدف بمباران قرار داده و حزب‌الله به این حملات پاسخ نداده که اقدامات لوجستیکی و عملیاتی آن را در راستای ایجاد کانون‌های شهرک‌نشینی و پایگاه‌های تسلیحاتی در جنوب بلندی‌های اشغالی سوریه، بشدت مختل کرد.
دمشق نیز در رویارویی‌های میان روسیه و ایران، ورود کرد. زمانی که علی اکبر ولایتی، مشاور عالی خامنه‌ای در امور خارجه اعلام داشت، دخالت نظامی ایران در سوریه، مانع فروپاشی رژیم اسد شد، روزنامه الوطن، طرفدار رژیم اسد در واکنشی در سرمقاله خود نوشت که «سخن ولایتی، گفته‌ای مبالغه‌آمیز است که ما به شنیدن آن از رسانه‌ها یا تحلیل‌گران سیاسی ایرانی یا کسانی که معمولا در مدار ایران حرکت می‌کنند، عادت کرده ایم». الوطن در ادامه ضمن تکذیب گفته‌های مقامات ایرانی نوشت: «دولت سوریه و مردم این کشور بیش از دو سال ، دست تنها با جنگ و تروریسم مقابله کردند و ورود حزب‌الله در کنار ارتش سوریه، تکلیف نبرد القصیر در سال 2013 را یکسره کرد».
این منازعات با تهران ادامه یافت تا جایی که بهروز بنیادی، نماینده مجلس ایران، هشدار داد که هم‌پیمانی اسد – پوتین ممکن است ایران را به نفع اسرائیل- آمریکا، قربانی سازد. بنیادی گفته بود که «بشار اسد درکمال وقاحت در حال نزدیک شدن به پوتین است و روسیه هرگز دوست قابل اعتمادی برای ما نخواهد بود».

بندر لاذقیه

حمله به بندر لاذقیه ، برای دومین بار در کمتر از یک ماه در 28 دسامبر گذشته رخ داد به طوری که خبرگزاری سانا به نقل از یک منبع نظامی آورد که « حوالی ساعت 3:21 بامداد سه شنبه، دشمن اسرائیلی، حمله هوایی با شلیک راکت از مرکز دریای مدیترانه درغرب شهر لاذقیه علیه کانتینرها در بندر تجاری لاذقیه را آغاز کرد.»
بمباران بندر لاذقیه که شریان حیاتی اقتصاد رژیم اسد است، اختلافات ایران و روسیه را عمیق‌تر کرد زیرا ایران واقف است که حمله به مواضع ایران در سوریه، از چراغ سبز روسیه برخوردار است و رژیم اسد، موضع مشخصی ندارد. نکته عجیب این است که پدافندهای هوایی رژیم اسد، دخالت نکرده و سامانه پدافند هوایی«اس 330 » به کار گرفته نشد؛ آنهم در حالی که پایگاه روسی حمیمیم، در 15 کیلومتری مواضع بمباران شده قرار دارد.
روزنامه «تایم اف اسرائیل»، مکالمه تلفنی سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه با یائیر لابید، وزیر خارجه اسرائیل و فیصل مقداد، وزیر خارجه سوریه، قبل از حمله به بندر لاذقیه را فاش کرد. این خبر، قابلیت تاویل و تفسیر گسترده را داشت؛ بر این مبنا که فرماندهی نظامی در پایگاه، پیشاپیش درجریان این حمله هوایی قرار داشت که ناشی از توافق‌های هماهنگی میان طرفین اسرائیلی و روسی است تا از بروز حوادثی چون سرنگونی غیرعمد هواپیمای جاسوسی روسی در سپتامبر 2018 جلوگیری شود که منجر به کشته شدن 13 ژنرال و افسر ارتباطات شد که سوار بر آن بودند.
العربیه نیز گزارش داد که معاون فرمانده نیروی دریایی سوریه به دنبال ترویج فعالیت غیرقانونی در منطقه الساحل، برکنار شد. العربیه افزود:«رژیم اسد درحال بازبینی نقش ایران در منطقه الساحل است و جلوی اقدامات ایران در اسکله کانتینرها در بندر لاذقیه را گرفت»، (بویژه در پی حملات هوایی اسرائیل علیه بندر لاذقیه)
به گزارش العربیه، « اسد خواهان برکنار کردن جواد غفاری، مسئول شبه‌نظامیان نیابتی ایران در سوریه از منصبش شد». البته این اطلاعات تا این لحظه از سوی هیچ مقام رسمی تائید نشده است.
منابع العربیه تاکید دارند که گسترش و تقویت توانمندی‌های ایران در سوریه، منافع رژیم اسد را به خظر می‌اندازد و نیروهای رژیم واقفند که ایران، سرگرم تقویت توانمندی‌های خود در سوریه، بدون هماهنگی با آن است؛ بویژه که فرمانده یگان 190 سپاه قدس، رهبری نقل و انتقالات تسلیحاتی به سوریه را در دست دارد.
منابع العربیه افزودند: ایران از کشتی‌های غیرنظامی برای جابجایی ساز و برگ نظامی به هدف تقویت فعالیت‌هایش در سوریه استفاده می‌کند.
این در حالی است که وزارت خارجه ایران، حمله هوایی اسرائیل به بندر لاذقیه را اقدامی «غیر انسانی» توصیف کرد.
منبع: ایندیپندنت عربی
ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید