.
.
.

کاهش کشته شدگان آبان ۹۸ و سراب امید به دولت‌ها، رسانه‌ها و جامعه‌ی دانشگاهی غربی

دکتر مجید محمدی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

هنوز بسیارند ایرانیان و غیر ایرانیانی که امید دارند روزی دول غربی به تاسیسات و نهادهای اتمی و نظامی جمهوری اسلامی حمله کنند، رسانه‌های غربی حقایق را در مورد رژیم و جامعه‌‌ی ایران بگویند و تبلیغات بوق‌های حکومت را خنثی کنند و دانشگاه‌های غربی مامن حذف شدگان رژیم باشند و در تحقیقات خاورمیانه‌ای و دینی خود جانب بی‌طرفی را نگاه دارند و اسلام را از شر اسلام‌گرایی نجات دهند. در یک کلمه این تصورات باطل است.

عصر گفتمان حقوق بشر، حاکمیت قانون، فردگرایی، امنیت‌گرایی، تنوع عقاید و آرا، آزادی بیان بی قید و شرط و آزادی فعالیت‌های علمی در کشورهای غربی (مدرنیسم) به سر آمده است. دانشگاه‌های غربی که در آنها آزادی بیان وجود ندارد چگونه می خواهند از آزادی بیان هیئت علمی در دیگر کشورها دفاع کنند یا محل جذب آنها باشند؟

رسانه‌هایی که خود به بوق تبلیغاتی حکومت دمکرات‌ها تبدیل شده و از آتش زدن اموال مردم دفاع می کنند چگونه می توانند مبشر آزادی بیان و حاکمیت قانون باشند؟ (نورا اودانل در شبکه‌ی سی‌بی‌اس رسما از آتش زدن کسب و کارهای مردم دفاع کرد) وقتی دمکرات‌ها در انتخابات تقلب می‌کنند چگونه می‌توانند از تقلب انتخاباتی در ایران و سوریه سخن بگویند؟ در این کشورها افراد را به خاطر بیان دیدگاه‌هایشان از کار برکنار یا از مدرسه اخراج می‌کنند.

کسانی که قانون را نقض می‌کنند و کسب و کار مردم را آتش می زنند در دولت به کار گرفته می‌شوند یا معاون رئیس جمهور آنها را با گذاشتن وثیقه آزاد می‌کند. همچنین دانشگاه‌های غربی به بنگاه فروش اعتبار به سپاه پاسداران برای نشر نظر سنجی‌های قلابی تبدیل شده‌اند.

با غلبه‌‌ی گفتمان ووک دیگر سخن گفتن از حقوق افراد در یک چارچوب فردگرا و قانون محور، عدم محدودیت آزادی بیان با دین و فرهنگ و قومیت و قبیله و مانند آنها و نفی هرگونه محدودیت در فعالیت‌های آموزشی و تحقیقاتی به سر آمده است. از این جهت همه‌ی اقدامات جمهوری اسلامی در چارچوب فرهنگ حاکم ووک غربی نه تنها مشکلی ندارند بلکه قابل دفاع هستند. از همین جهت است که چپ آمریکایی و اروپایی نه تنها انتقادی از رفتارهای حکومت دینی در ایران نمی‌کند بلکه با آن هم‌پیمان است.

در این فضا انتظار این که کشورهای غربی از جنبش‌های دمکرات، آزادی‌خواه و قانون محور در کشورهایی مثل ایران دفاع کنند یا در برابر تمامیت خواهی دولت‌ها بایستند خواب و خیالی بیش نیست. مخالفان این حکومت‌ها باید نقش دولت‌های چپ را عینا همانند دولت چین و روسیه ارزیابی کنند. همان طور که از پوتین یا شی جین پینگ کسی انتظار حمایت از حرکت‌های دمکراتیک و آزادیخواهانه ندارد از دولت بایدن یا ماکرون یا مرکل هم کسی نباید چنین انتظاری داشته باشد.

دولت‌های غربی

دولت‌های غربی امروز درست همانند دول اروپایی در دوران فاشیسم و کمونیسم سیاست مدارا و خشنودسازی را با اسلام‌گرایی و اسلام‌گرایان در پیش گرفته‌اند در حالی که اسلام‌گرایی بزرگترین دشمن اسلام به عنوان یک دین جهانی است. حتی ایالات متحده که در برابر این دو ایدئولوژی مقاومت نشان داده و آنها را شکست داد نیز از حیث نهادی با اسلام‌گرایی کنار آمده است و تلاش می کند جنایات آن مثل کشتار آبان ۹۸ را با کاهش آمار کشته شدگان لاپوشانی کند. اگر منتخبان مردم نیز بخواهند در برابر اسلام‌گرایی بایستند نهادهای دولتی و رسانه‌ها و دانشگاه‌ها با فشار از این امر جلوگیری می‌کنند. دیوانسالاری دولتی در ایالات متحده کاملا با اسلام‌گرایان تحت عنوان تنوع اجتماعی و سیاسی همراهی دارد. این کار را نیز با دروغگویی و تبلیغات سیاسی و کارشکنی از درون انجام می‌دهند، رویه‌ای که در دوران ترامپ پیگیری شد.

دولت ایالات متحده به آسانی و بسیار کم‌هزینه می‌تواند همه‌ی تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را نابود کند و تا سال‌ها بدان باج ندهد. پس از حمله نیز جمهوری اسلامی با تهدید بمباران زیر ساخت‌ها هیچ اقدامی نخواهد کرد. وضعیت نه جنگ و نه صلح به نفع هیچ کس نیست. اثرات چنین شکستی برای جمهوری اسلامی و مجموعه‌ی اسلام‌گرایان منطقه تا سال‌ها باقی خواهد ماند و آنها را از یکه تازی و روحیه‌ی جنگاوری که در اثر ضعف دول غربی کسب کرده‌اند محروم خواهد کرد. آنچه ژاپن و آلمان قبل از ۱۹۴۵ را بر سر عقل آورد شکست‌های سنگین آنها در جنگ جهانی دوم علی رغم روحیه‌ی جنگاوری و صنعت نظامی آنها بود.

اما دولت آمریکا به این اقدام دست نمی زند چون رده‌های مختلف دولت در سطوح کارشناسی که عمدتا گرایش چپ دارند با این کار مخالف‌اند. فارغ التحصیلان دانشگاه‌هایی که ووک (نیروی چپ "بیدار" و فعال سیاسی) تربیت می کنند و این موضوع به دانشگاه‌های نظامی نیز سرایت کرده اصولا با غلبه آمریکا بر دشمنانش مخالف هستند. آنها شیفته‌ی آن هستند که کشورشان را ضعیف و سوسیالیست‌ها و اسلام‌گرایان را قوی ببینند.

از این جهت کسانی که امید دارند دول غربی در برابر اسلام‌گرایی بایستند در خواب و خیال به سر می‌برند. تنها مردم ایران و افغانستان و عراق و دیگر کشورهای با اکثریت مسلمان و نیز کشورهای با اقلیت مسلمان می‌توانند با این جریان مقابله کنند. برای مقابله نیز بجز چنگ و دندان ندارند.

مجامع دانشگاهی

رواج ایده‌های چپ در دانشگاه‌های غربی این موسسات را به چاه‌های آلوده‌ای که دارند دیگر موسسات را نیز آلوده می‌کنند تبدیل کرده است. تمرکز بر هویت نژادی، قومی و مذهبی، تقلیل دادن سیاست به هویتگرایی و فعالیت گرایی، پاکیزگی سیاسی، قرائت تاریخ غرب به عنوان تاریخ زشتی‌های جامعه‌‌ی بشری در حالی که جوامع دیگر در قساوت و تجاوز تاریخی بسیار سیاه‌تر از تاریخ غرب دارند، و بسط ایدئولوژی‌های تنوع گرایی و محیط زیست گرایی در محیط‌های دانشگاهی پرورش یافته و به دیگر موسسات بسط پیدا کرده است.

با این حال انتظار پیگیری حقوق بشر، آزادی‌های چهارگانه، آزادی مذهب و قانون‌گرایی از این محیط‌ها خواب و خیال است. از همین جهت رژیم‌های تمامیت خواه حتی آنها که موجودیت غرب را تهدید می‌کنند به راحتی در محیط‌های دانشگاهی غربی پایگاه پیدا کرده‌اند. آنتیفا (یک گروه آنارشیست خشن) و "جان سیاهان اهمیت دارد" (یک گروه نژاد پرست با اعضای آفریقایی تبار) بیش از پلیس در دانشگاه‌ها قدرت دارند چون همیشه آماده‌ی آتش زدن تاسیسات هستند و دولت فدرال نیز اقدامی در برابر آنها نمی کند. تفاوت چندانی میان حماس و آنتیفا نیست.

رسانه‌ها

رسانه‌هایی که در کشورهای غربی به زبان‌های محلی منتشر می‌شوند مسائل دیگر کشورها آخرین اولویت آنها هستند و معمولا بدان‌ها نمی‌پردازند. اکثر آنها از حیث جهت‌گیری در اختیار چپ‌گرایان هستند و برای آنها تهدیدات امنیتی جمهوری اسلامی اهمیتی ندارد چون خود آنها بیش از جمهوری اسلامی می‌خواهند تمدن غربی را ورشکسته و دچار هرج و مرج ببینند.

اما رسانه‌های فارسی‌زبان دولتی در کشورهای غربی یک ابزار سیاست خارجی و نمایش "اهمیت دادن" هستند و همین‌ها بعد از مدتی به دکانی برای کسب و کار عده‌ای بوروکرات تبدیل می‌شوند. رادیو فردا، صدای امریکا، صدای آلمان، یورونیوز فارسی و بی‌بی‌سی فارسی مغازه‌های دو نبشی برای گرفتن بودجه و حقوق‌های شش رقمی توسط مدیران و مشاوران‌اند و کارکنان نیز بود و نبودشان یکی است چون همه جایگزین پذیرند و هر روز می‌توان دهها تن از آنها را اخراج کرد و به جای آنها نیرو گرفت. اینها غالبا دیدگاه‌های چپ دارند. بی‌بی‌سی فارسی هنوز به بزرگداشت چه گوارا و لنین اقدام می کند. بدین ترتیب از اینها نمی‌توان انتظار تاثیر گذاری بر افکار عمومی و آگاهی رسانی در حوزه‌‌ی مسائل ایران داشت.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.