.
.
.

حمله حوثی‌ها به سفارت آمریکا؛ سکوت مرگبار در مورد سیاست فاجعه‌بار خاورمیانه‌ای بایدن

دکتر مجید محمدی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

زمان زیادی از قطع حمایت دولت بایدن از ائتلاف تحت رهبری سعودی علیه حوثی‌ها و برداشتن تحریم این گروه شبه‌نظامی توسط این دولت نگذشت که این گروه مذهبی سفارت آمریکا در صنعا را اشغال، اموال آن را تاراج و کارکنان محلی آن را بازداشت کرد.

چه نوع عملکردی به این گروه شجاعت حمله به سفارت آمریکا را بخشیده است؟ چرا رفع فشار بر حوثی‌ها به خشونت بیشتر آنها منجر شده است؟

در یک سال اخیر و بالاخص پس از خروج مفتضحانه‌ی دولت بایدن از افغانستان، همه‌ی دولت‌ها و گروه‌های تروریستی و ضد آمریکایی به حمله به منافع و امنیت آمریکا تشویق شده‌اند. ترکیب و تیم سیاست خارجی دولت بایدن حتی در حد اداره‌ی یک دفتر محلی فدکس یا یو پی اس کارآمدی ندارند و فاقد تصویر روشنی از تهدیدات دشمنان این کشور هستند. بسیاری از اعضای این تیم درست همانند دشمنان آمریکا با کشور خود دشمنی دارند و مدام از دشمنان این کشور عذر خواهی می‌کنند، گویی عذرخواهی از تروریست‌ها و گسترش‌طلبان آنها را متوقف می‌کند.

حتی اگر به آنها خوشبینی بی‌اساس داشته باشیم، مقامات دولت بایدن همانند همه‌ی نیروهای ضد امپریالیسم و ضد آمریکایی تصور می‌کنند ریشه‌ی همه‌‌ی تنش‌ها و بدبختی‌ها در دنیا دولت آمریکاست ("اول آمریکا را سرزنش کن") و اگر آمریکا با گروه‌ها و دولت‌های تروریست و گسترش‌طلب‌ کاری نداشته باشد یا به آنها باج بدهد آنها نیز آمریکا و مردمش را به حال خود می‌گذارند. این تصور صدها بار نقض شده اما چپ‌ها آن را رها نمی کنند.

بی‌عملی کامل در برابر اقدامات دشمنان آمریکا

نزدیک شدن بالگردها و قایق‌های سپاه پاسداران به ناوهای آمریکایی که در سال‌های آخر دوره‌ی ترامپ با تهدید از سوی وی متوقف شده بود دوباره در حال اوج گیری است. بنا به گزارش‌های متعدد هنوز حدود ۵۰۰ آمریکایی به جا مانده در عملیات خروج از افغانستان در این کشور به سر می‌برند و دولت بایدن باید خروج آنها را با طالبان که رسما یک گروه تروریستی از نگاه آمریکاست هماهنگ کند.

برنامه‌ی اتمی جمهوری اسلامی که علی رغم خروج ترامپ از برجام تا پایان دوره‌‌ی وی در حد همان برجام باقی مانده بود (با چندگام نمایشی تخلف) در دوره‌ی بایدن اوج گرفته است و بنا به تخمین‌های مختلف، جمهوری اسلامی مواد لازم برای تست اولین بمب اتمی خود را دارد یا یک ماه با آن فاصله دارد.

جمهوری اسلامی دسترسی و نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی بر سایت‌هایش را نیز قطع کرده است و در عین حال هیچ قطعنامه‌ای علیه آن تصویب نمی‌شود. مقامات جمهوری اسلامی می‌دانند که هر عملی انجام دهند دولت بایدن هزینه‌ای بر آنها تحمیل نمی‌کند بلکه به آنها پاداش می‌دهد تا به مذاکرات بی‌حاصل باز گردند. این یعنی مذاکرات بی‌نتیجه تا ابد؛ کاری که در هشت سال دولت احمدی‌نژاد انجام شد و به جایی نرسید. مقامات جمهوری اسلامی می‌دانند که دولت بایدن برای بازگشت به میراث بی‌حاصل اوباما حاضر است تا ابد باج دهد و در برابر حملات بی‌عملی نشان دهد.

جایزه دادن به دشمنان و رقبا

حمله به تاسیسات نظامی آمریکا در عراق و سوریه توسط پهپادهای ایرانی در دوران بایدن تداوم داشته است و دولت وی برای نگاه داشتن جمهوری اسلامی در میز مذاکراتی که هیات ایرانی مقامات آمریکایی را راه نمی دهد و آن را مذاکرات ۴+۱ و نه ۵+۱ می نامد در برابر آنها عکس‌العملی نشان نمی‌دهد. دولت بایدن همچنین در برابر صادرات نفت جمهوری اسلامی به چین چشم بر هم می‌گذارد و به تدریج دارد منابع بلوکه شده را آزاد می‌کند. تحریم‌ها نیز یک به یک لغو یا عملا اعمال نمی‌شود. در چنین وضعیتی چه انگیزه یا فشاری برای بازگشت جمهوری اسلامی به برجام می‌ماند؟

دولت بایدن ساخت خطوط لوله‌ی راهبردی انتقال نفت از کانادا و شمال آمریکا به جنوب این کشور برای پالایش و مصرف را متوقف ساخته اما به اوپک برای افزایش تولید و کاهش قیمت التماس می کند. در عین حال محدودیت‌ها بر سر لوله‌ی انتقال گاز روسیه به اروپا را بر می‌دارد. اینها سیاست دولتی است که برای تخریب قدرت و نفوذ یک کشور بر سر کار آمده است و نه حفظ منافع و امنیت ملی آن.

دولت بایدن همچنین محدودیت ورود شهروندان از کشورهای تروریست فرست در خاورمیانه را برداشت تا جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان به آسانی بتوانند سلول‌های تروریستی و بوق‌های تبلیغاتی خود را در این کشور تقویت کنند. وقتی سیاست خارجی یک کشور در دست لابی دشمنان آن باشد و برخی اعضای کنگره کشور خود را تروریست بدانند خروجی آن تماما علیه امنیت کشور خواهد بود.

مقامات دولت بایدن در طول یک سال حتی یک سخن انتقادی از اسلام‌گرایان شیعه و سنی و بالاخص مقامات جمهوری اسلامی علی رغم آتش‌افروزی‌های هر روزه به زبان نیاورده‌اند. سیاست دولت بایدن در عراق و بقیه‌ی کشورهای منطقه انفعال کامل است. در عین حال برای نمایش فعالیت، رابرت مالی به سفرها و دیدارهای بی‌خاصیت خود به منطقه ادامه می دهد.

اطلاعات فوق چه چیزی در مورد سیاست خاورمیانه‌ای دولت بایدن می گویند؟ اینکه این دولت در حوزه‌ ی سیاست خارجی بالاخص در برابر اسلام‌گرایان سیاست خشنودسازی و ضعف را در پیش گرفته است. وجود اسلام‌گرایان در ائتلاف دمکرات‌ها علت اصلی این مماشات بیش از حد و اندازه است.

بی عملی بی هزینه نیست

نتیجه‌ی بی عملی دولت بایدن شجاعت بخشیده‌شدن و تشویق جمهوری اسلامی به آتش‌افروزی در منطقه (مثل حمله‌ی پهپادی به نخست وزیر عراق و بعد انداختن تقصیر بر گردن نیروهای آمریکایی و فرانسوی) و تداوم سیاست ضد آمریکایی و رفتار علیه هم‌پیمانان این کشور در منطقه است.

با تداوم سیاست دولت بایدن هیچ چشم‌اندازی برای امنیت، رفاه و دمکراسی در خاورمیانه به چشم نمی‌خورد. درست به همان ترتیبی که اوباما اعلام کرد هیچ سیاستی در برابر داعش ندارد دولت بایدن هیچ سیاست مشخصی در خاورمیانه ندارد بجز بازگشت به سیاست‌های شکست خورده و ناموفق دولت اوباما.

سیاست اوباما با خروج بی‌چشم‌انداز از عراق در سال ۲۰۱۱ به اوج‌گیری قدرت گروه‌هایی مثل داعش در عراق و سوریه و بسط نفوذ جمهوری اسلامی در چهار کشور منطقه انجامید و سیاست دولت بایدن به تسخیر افغانستان توسط طالبان و اوج گیری برنامه‌ی اتمی جمهوری اسلامی. برجام ظرفیت‌های برنامه‌ی اتمی جمهوری اسلامی را دست نخورده باقی گذاشت تا پس از رفع تهدیدهای دولت ترامپ و روی کار آمدن دولتی ضعیف و بی‌برنامه مثل دولت بایدن دوباره اوج بگیرد.

تقلیل رسانه‌ها و اندیشکده‌ها به بوق تبلیغاتی دولت

سوگناک‌تر از سیاست‌های فوق سکوت کارشناسان سیاست خارجی و رسانه های غربی و حتی رسانه‌های دولتی غربی به زبان‌های منطقه (عربی و فارسی) است. اغلب رسانه‌های غربی به علت عملکرد به صورت بولتن تبلیغاتی برای احزاب چپ به شکست‌های فوق اصولا نمی‌پردازند حتی به صورت یک خبر چند سطری. حتی رسانه‌های فارسی زبان دولتی مثل رادیو فردا، صدای امریکا، یورونیوز فارسی، دویچه وله‌ی فارسی و بی‌بی‌سی فارسی که بعضا منتقد حکومت ایران هستند در موارد فوق در سکوت محض هستند چون خود را موظف به همراهی با سیاست دولت متبوعه‌ی خود می‌دانند. البته یورونیوز همانند خبرگزاری‌های فارس و تسنیم عمل می‌کند و اگر بخواهد مصاحبه‌ای انجام دهد به سراغ نیروهای اقتدارگرا می‌رود و منتقدان رژیم در آن جایی ندارند. این رسانه سیاست حداکثر مماشات و حداقل فشار اتحادیه‌ی اروپا در برابر رژیم جمهوری اسلامی را دنبال می‌کند. این رسانه‌ها در طی دهه‌ی گذشته همه‌‌ی کسانی را که به نحوی منتقد جریان چپ در آمریکا و سیاست خارجی آنها هستند تصفیه کرده‌اند.

همان طور که بازگشت طالبان به قدرت ناشی از دروغگویی بیست ساله‌ی مقامات دولت‌های غربی و شکست‌های مکرر در سیاست‌های اعلام شده به همراه سکوت رسانه‌ها و کارشناسان در باب این شکست ها بود شکل گیری و تداوم قدرت جمهوری اسلامی و بسط نفوذ آن در منطقه ناشی از همراهی کارشناسان و رسانه‌های عمدتا چپگرا با سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه و سیاست های نادرست مقامات دولتی بوده است. به علت تبلیغاتی شدن رسانه‌ها، دولت بایدن در آمریکا امروز همانند حکومت خامنه‌ای فراقانون، نظارت ناپذیر و غیر پاسخگوست. به همین علت است که حتی استفاده‌ی بایدن از کلماتی که به آفریقایی تبارها توهین تلقی می‌شود (کلمه‌ای که در زبان انگلیسی با اِن شروع می‌شود و معادل فارسی آن کاکاسیاه است) و صدها نفر به علت استفاده از آن در آمریکا بیکار شده‌اند و می‌شوند توسط این رسانه‌ها مورد پوشش قرار نمی‌گیرد. وقتی هر منتقدی با برچسب نژادپرست رو به رو شود طبعا انتقاد از مقامات دولت و سیاست‌های آن تبخیر می‌شود.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.