.
.
.

سوءقصد به جان الکاظمی و درک محتوای پیام رژیم ایران

خیرالله خیرالله

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

سفر اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران ایران، به بغداد به این انگیزه بود تا از مصطفی الکاظمی نخست‌وزیر بپرسد، آیا محتوای پیام ماورای سوء قصد به جانش، را فهمیده است؟
الکاظمی قاعدتا باید دریافته باشد که «جمهوری اسلامی» بیش از هر زمان دیگری به برگ برنده عراق نیاز دارد؛ آنهم در حالی که چند روز به ازسرگیری گفت‌وگوهای وین در مورد پرونده هسته ایران باقی مانده است.
الکاظمی باید فهمیده باشد که انتخابات پارلمانی در عراق نباید چیزی را در این کشور عوض کند چرا که سرنوشت عراق از سال 2003 به این شکل رقم خورده که صرفا در مدار سیاست ایران حرکت کند. بدین ترتیب نمی‌توان به عراق اجازه داد تا از این مدار خارج شود.
سفر قاآنی به بغداد برای یادآوری این مطلب به جهات ذیربط بود که «جمهوری اسلامی» از بازوانی متنفذ برخوردار بوده و آمادگی تمام عیاری دارد تا از هر ابزاری برای تاکید بر این موضع استفاده کند که عراق نبایست به عنوان کشوری مستقل و همجوار ایران در نظر گرفته شود و روابط حسنه‌ای با آن مبتنی بر احترام به استقلال این کشور داشته باشد.
سوءقصد به جان مصطفی الکاظمی با استفاده از پهپادهای به پرواز درآمده از 12 کیلومتری منزلش ناکام ماند اما نکته جالب توجه، تاکید نخست‌وزیر عراق بر این موضوع بود که می‌داند چه کسی در پشت این عملیات است که او به شکلی معجزه‌آسایی از آن نجات یافت. دستگاه امنیتی عراق موفق به سرنگونی دو پهپاد از مجموع 3 پهپادی شد که به سمت منزل الکاظمی پرتاب شده بود.
از این نقطه به بعد، اندیشیدن در خصوص مرحله پس از ترور نافرجام الکاظمی مفید است؛ بویژه که او تبدیل به شخصیتی ملی شده که توانسته خط مشی سیاسی مبتنی بر نوعی توازن روابط میان عراق و محیط پیرامونش ایجاد کند. مهم‌تر از آن، کابینه الکاظمی موفق شد انتخابات پارلمانی را در ماه اکتبر گذشته برگزار کند. ایران از نتایج این انتخابات راضی نبود چون شبه‌نظامیان نیابتی‌اش، کرسی‌های متعددی را به نفع فراکسیون صدری‌ها به رهبری مقتدی صدر از دست دادند. ائتلاف میان مقتدی صدر و الکاظمی بی تردید مورد علاقه ایران نیست زیرا این هم‌پیمانی می‌تواند الکاظمی را به منصب نخست‌وزیری بازگرداند.
ترور نافرجام الکاظمی، نقطه اوج تنش‌آفرینی‌های مستمری بود که احزاب و شبه‌نظامیان حشد الشعبی وابسته به ایران از زمان اعلام نتایج انتخابات، به راه انداخته بودند. ظاهرا دموکراسی در عراق تنها در صورتی مورد علاقه ایران است که احزاب وابسته به آن، کنترل پارلمان عراق را در دست داشته باشند اما اگر این دموکراسی باعث قدرت گرفتن فراکسیون بزرگی شود که منافع عراق را مد نظر قرار بدهد، از دید ایران تبدیل به عملی شیطانی تلقی می‌گردد.
ایران که هم اکنون دچار مشکلات اقتصادی بی‌سابقه و نفس‌گیر است، در جستجوی راهی است تا خود را قدرتمند نشان دهد. این کشور در حال عرض اندام در لبنان با ابزار و وسایل خاصی است که در اختیار دارد. این تنش‌آفرینی‌ها باعث قطع رابطه میان لبنان و کشورهای شورای همکاری خلیج شد. ایران از طریق دو وزیر مسیحی در وزارت‌خانه‌های اطلاع رسانی و امور خارجه، در صدد اثبات این امر بود که لبنان را در چنگ خود داشته و در تمامی امور ریز و درشت آن، دخالت می‌کند.
پرواضح است که ایران در حال تنش‌آفرینی در یمن نیز بوده و پیگیر حملات در راستای کنترل شهر مأرب است تا مقدمات پروژه حوثی‌ها در یمن تکمیل گردد. ایران همچنین به حفظ مواضع خود در سوریه پایبند است زیرا میلیاردها دلار را در این کشور برای ایجاد دگرگونی در ماهیت و ترکیب جمعیتی آن، هزینه کرده است؛ لذا اینک زمان مناسبی برای رها کردن عراق نیست. به همین دلیل لازم بود الکاظمی به شکلی تنبیه گردد تا دریابد، زمینه‌ای برای مانور ندارد و باید کاملا در راستا و مدار ایران حرکت کند وگرنه پهپادها در انتظارش خواهند بود.
کمترین چیزی که می‌توان گفت این است که صحنه سیاسی عراق در روزها و هفته‌های آینده، پیچیده‌تر و بغرنج‌تر خواهد شد. سیاسیون عراق و در راس آن‌ها الکاظمی، چاره‌ای جز تن‌دادن به خواسته‌های «جمهوری اسلامی» ندارند. برهه کنونی، زمان مناسبی برای اندیشیدن به آینده عراق و چگونگی بیرون آوردن آن از بحران اقتصادی و اجتماعی نیست بلکه باید به این اندیشید که چطور می‌توان عراق را به ایران ملحق نمود تا با آمریکا مقابله کرده و آن را متقاعد ساخت که چاره‌ای جز قبول شروط «جمهوری اسلامی» در مذاکرات هسته‌ای وین ندارد.
ظواهر امر گویای این است که ایران در پیام خود، دولت آمریکا را نیز مخاطب ساخته است. واشینگتن در گفت‌وگوهای وین چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت؟ آیا دست به رفع تحریم‌ها از «جمهوری اسلامی» خواهد زد که مسئولانش به دشواری اوضاع داخلی ایران اعتراف دارند؟ آیا دولت آمریکا حتی اگر تمایل داشته باشد، قادر به رفع تحریم‌هاست؟ مقامات مسئول ایرانی اذعان دارند که نزدیک به 40 میلیون شهروند ایران نیازمند کمک مالی فوری هستند. محافل دیگر، معاوضه نفت و گاز با پاکستان به هدف تامین برنج برای ایران را مطرح کرده‌اند.
اقدام ایران در دست زدن به خشونت برای به زانو درآوردن الکاظمی، چیزی نیست جز دلیلی بر سقوط ایران درعراق. این سقوط در واقع نشانی بر ورشکستگی پروژه توسعه طلبانه ایران با تکیه بر شبه‌نظامیان مذهبی در عراق، سوریه، لبنان و یمن است. هیچ چشم‌اندازی برای این پروژه جز خرابی، نابودی و بدبختی قابل تصور نیست. تا روشن شدن این آمر، عراق، سوریه، لبنان و یمن متحمل درد و رنج فراوانی خواهند شد. رویدادهای جاری در لبنان، بسیار خطرناک است زیرا با توجه به ورشکستگی تمام عیار و اعمال سیطره حزب‌الله (یا همان ایران)، کشور در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد.

دیر یا زود عراق خود را در برابر دو گزینه خواهد یافت. گزینه نخست، بازسازی نهادهای کشور و در راس آن‌ها ارتش ملی است که طی ما‌‌ه‌های گذشته نشان داده از پیوستگی و انسجام درونی برخوردار است. گزینه دوم، ادامه سیطره شبه‌نظامیان حشد الشعبی وابسته به ایران است.

بسیاری از امور در گرو موفقیت در جاانداختن نتایج انتخابات اخیر است که ایران با حملات پهپادی نشان داد که این نتایج را نمی‌پذیرد. ایران دیدگاه ویژه خود را نسبت به هر گونه انتخابات دارد. انتخابات از نگاه ایران، وسیله‌ای برای سیطره بر عراق و تاکیدی بر تبعیت بغداد به عنوان یک برگه‌ برنده در دست «جمهوری اسلامی» است.

رژیم تهران بر این باور است که می‌تواند هرگونه فشار را بر دولت کنونی آمریکا که عاجز از رفع تحریم‌ها است را وارد کند؛ بیمی هم از نوع فشارها ندارد حتی اگر اقدام ممنوعه جهانی از نوع تلاش برای ترور مصطفی الکاظمی نیز باشد.
منبع: روزنامه العرب
ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.