.
.
.

طالبان، پنجشیر و احمد مسعود (2)

کاوه آل‌حمودی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

محمد ضیاء الحق رئیس جمهور وقت پاکستان در هماهنگی با آمریکا اقدام به حمایت مالی و تسلیحاتی از مجاهدین افغان کرد. بودجه و تجهیزات لازم فراهم گردید و البته این حمایت مورد تایید کشورهای غربی و اروپایی هم با توجیه مبارزه با گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی همراه بود. پاکستان آموزش، تسلیح و سازماندهی حدود 90 هزار رزمنده افغانستانی منجمله ملاعمر رهبر طالبان را عملا آغاز کرد.
ستوان ترلان عیوضف از نظامیان شوروی درگیر در جنگ افغانستان می گوید: آینده کودکان افغان با جنگ به کلی دگرگون شد، کودکان متولد در اغاز جنگ که رشدشان در وضعیت جنگ شکل گرفته بود، جنگ هم مسیر زندگیشان شد.
نظریه عیوضف بعدها باقدرت‌گیری طالبان که از جمع کودکان یتیم و مهاجر سابق که به دلیل بروز جنگ ناچار به ترک دیار خود شده و در پاکستان مستقر شده بودند، تایید شد.
طالبان جوان به سرعت برخاستند، متشکل شدند و قدرت را در افغانستان که به دلیل جنگ و وحشیگری و به دلیل فساد و قدرت طلبی برخی جنگ سالاران به شدت آشفته گردیده بود، پس از عقب نشینی شوروی و به ویژه بعد از تشکیل «دولت مجاهدین» به دست گرفتند.
اگر دقت کرده باشید می‌بینید که طالبان در هر دو بار با تهاجم گسترده و برق آسا توانستند افغانستان را به کنترل خود در آورند. هر دو بار بعد از عقب نشینی نیروهای اشغالگر از کشورشان بوده است چون در زمان عقب نشینی نیروهای اشغالگر، خواه نا خواه یک خلاء قدرت ایجاد می‌شود، بخصوص اگر این عقب نشینی شتابزده و بدون برنامه‌ریزی باشد.
جامعه افعانستان بشدت مذهبی و متاثر از نظام عشیرتی است. قدرت طالبان در این بود که نه هوادار شوروی بودند و نه هوادار آمریکا، و علاوه بر مذهب از نظام عشیرتی نیز تغذیه می شدند.
نیروهای طالبان از مرز پاکستان تهاجم گسترده خود را آغاز کردند و مناطقی در جنوب افغانستان را که تحت کنترل دولت مجاهدین به رهبری برهان الدین ربانی بود را به تصرف خود در آورده و یک ماه و دو روز پس از اعلام موجودیت خودشان، ولایت قندهار چهارمین ولایت مهم افعانستان را نیز تسخیر و به پیشروی خود ادامه دادند.

ولایاتی همچون میدان وردک، لوگر، خوست، هرات و جلال آباد را بدون جنگ و مقاومت قابل ملاحظه‌ای یکی پس از دیگری گرفتند و در 26 سپتامبر 1996 کابل پایتخت را هم به آسانی و بدون مشکلی به تصرف خود درآوردند. آنان به محض ورود به کابل عبدالعلی مزاری رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان را که از قوم هزاره بود و محمد نجیب الله احمدزی رئیس جمهور پیشین افغانستان و برادرش شاهپور احمدزی را اعدام کردند و پیکرانشان را در چهار راه آریانا در نزدیکی ارگ ریاست جمهوری به نمایش عمومی گذاشتند. به تدریج مابقی خاک افعانستان را نیز به کنترل خود درآوردند.
مردم افغانستان به طالبان در اولین دور حاکمیت‌شان روی خوش نشان دادند زیرا امید داشتند که طالبان بتوانند به سالیان جنگ داخلی در افغانستان پایان دهند. اما طالبان و بسیاری دیگر استقبال و روی خوش نشان دادن مردم افغانستان را غلط قرائت کردند.
طالبان به جای رسیدگی به مردم دردمند و آسیب دیده از جنگ های طولانی داخلی، احکام سختگیرانه شریعت را به اجرا گذاشتند. این امر باعث شد مردم از طالبان رویگردان شوند و به آمریکایی‌ها روی خوش نشان دهند زیرا گمان می کردند آمریکایی ها برای آزاد ساختن آنها آمدند.
رفته رفته برای مردم افغانستان علائمی آشکار شد که نشان می داد آمریکایی ها برای آزادی افغانستان نیامدند. آمریکا نه کاری برای بازسازی افعانستان کرد و نه چشم اندازی برای یک گشایش سیاسی بوجود آورد و بعد از اشغال افغانستان عمده نیروهایش را به عراق منتقل کرد و عناصر فاسد و وابسته به خود را به حاکمیت گمارد.
آمریکا هیچ کاری برای افغانستان نکرد و در حقیقت آن را با میلیون‌ها مهاجر که به امید بهبود اوضاع به کشورشان بازگشته بودند با حاکمان دزد و فاسدی همچون حامد کرزای و اشرف عنی تنها گذاشت. مردم افغانستان هم رفته رفته از آمریکایی‌ها رویگردان شدند. این حالت فرصت دیگری را برای طالبان فراهم کرد تا در سال 2006 در مناطق جنوب افغانستان و در کابل، قندهار و هلمند نفوذ کنند و همزمان روابط خوبی را با آخوندهای ایران که استقرار یک نسخه بنیادگرا همچون خودشان در افغانستان را به سود خود می دیدند، برقرار کنند. آخوندها قول همه گونه حمایت مالی، تسلیحاتی و سیاسی را به طالبان دادند.
جمهوری اسلامی به عنوان پدرخوانده بنیادگرایی سالیان با طالبان و دیگر گروه های بنیادگرا از قبیل داعش و القاعده علاوه بر حزب الله، حماس، حشد الشعبی و حوثی‌ها رابطه داشت. اما ولایت فقیه هرگز خواهان یک رابطه موازی و برابر نبود به همین جهت پس از روی کار آمدن بایدن با توجه به آگاهی ملایان از این که بایدن قطعا نیروهای آمریکایی را از افغانستان بیرون خواهد کشید، مترصد پر کردن خلاء قدرت در افغانستان بودند و چه بهتر از این که نیرویی از جنس خودشان یعنی طالبان در افغانستان حاکم باشد و لذا شروع به تماس با طالبان کردند. آنان ملاقات های علنی با هیئت های بلند پایه طالبان در تهران طی یک سال اخیر انجام دادند. شایان ذکر است که جمهوری اسلامی در دفاع از دیدارهای صورت گرفته کار طالبان را جهاد خواند و به این وسیله طالبان را برسمیت شناخت و به آن مشروعیت داد.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.