.
.
.

به‌رغم خبرهای بد؛ جهان امروز صلح‌آمیزتر است

ممدوح المهینی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

اخبار انفجارهای القاعده و جنایات داعش و شبه‌نظامیان وابسته به ایران، نقشه خاورمیانه را با قطره‌های خون رنگ آمیزی کرد. اما اگر از همه اینها فراتر برویم و دورتر از منطقه آسیب دیده خودمان، نگاهی کلی به جهان بیندازیم، می‌بینیم که میانگین خشونت به طور بی‌سابقه‌ای در تاریخ بشریت کاهش یافته است. این بدان معناست که ما به عنوان انسان کنونی، صلح آمیزتر از نیاکان خود در دهه‌ها و حتی قرن‌های گذشته زندگی می‌کنیم چون در گذشته خون‌های زیادی فقط به خاطر یک توهین شخصی یا حتی برای سرگرمی ریخته می‌شد.
جنگ‌های جهانی دیگر مانند گذشته وجود ندارند. آخرین جنگ جهانی 70 سال پیش بود. احتمال وقوع جنگ‌های جهانی میان قدرت‌های بزرگ هم تقریباً صفر شده و کشورهای عمدتا دموکراتیک دیگر وارد جنگ با یکدیگر نمی‌شوند. قدرت های غربی هم به دنبال دمکراتیزه کردن سایر کشورهای جهان هستند تا احتمال جنگ‌های وحشیانه‌ای که اغلب توسط رژیم‌های سرکوبگر شروع می شود را کاهش دهد (مانند هیتلر، موسولینی، صدام حسین ... و غیره).
به دور از همه اشتباهات دولت بوش پسر در عراق، ایده اصلی پرورش دموکراسی‌ها در خاورمیانه متکی بر آزادی و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت بود تا منجر به کاهش نفرت و احتقان شود. البته اکنون می‌بینیم که این ایده تا چه حدی خیال‌پردازانه بود، اما به هر حال هدف آن کاهش خشونت در آن مقطع بود، اگر چه برای مدت محدودی هم از زور استفاده شد.
هزینه جنگ‌های جهانی جان باختن بیش از 70 میلیون نفر بود اما اکنون وقوع خسارتی با این شمار غیرممکن است. دلیل اصلی این امر ظهور ایالات متحده است. یک قدرت سرمایه‌داری لیبرال جهانی که دنیا را به مدل خود سوق داد و از وقوع جنگ‌های جدید جلوگیری کرد. به دلیل عدم وجود این قدرت فراگیر، دو جنگ جهانی در نیمه اول قرن فقط بیستم با فاصله چند سال بیستم به قوع پیوست اما بعد از آن جنگی رخ نداد.
مایه تعجب است که ظهور ایده تشکیل دولت، که خود عامل خشونت بود، در نهایت باعث کاهش خشونت شد. دلیل آن هم تکامل تدریجی و متمدن شدن دولت‌ها و اصلاح رفتارشان است به طوری که تعریف رسمی دولت به انحصار استفاده مشروع از زور در چارچوب قانون تفسیر شد. این بدان معناست که کسی به غیر از دولت اجازه استفاده از زور مشروع را ندارد.
قبلا؛ قبایل، گروه های قومی و مذهبی قوانین خود را اجرا می‌کردند. امری که منجر به قتل‌عام می‌شد. اما ظهور دولت‌ها به عنوان تنها قدرت دارای مشروعیت، خشونت سایر نیروهای اجتماعی و طبقاتی را لغو کرد و حاکمیت دولت بر همه مسلط شد.
برخی دولت‌ها توانایی مقابله با برخی رسوم قبیله‌ای مانند قتل ناموسی را ندارند و برخی مناطق به همین صورت شاهد افزایش خشونت است. افزون بر آن، برخی رژیم‌های ساختگی به ترویج خشونت بیشتر کمک کرده و برای دستگاه‌هایی که مرتکب جرایم می‌شوند هزینه‌های هنگفتی را اختصاص می‌دهند. چندی پیش، گروهی تندرو در پاکستان یک زن جوان را به اتهام توهین به قرآن کریم کشتند، اتهامی که بعدها مشخص شد صحت ندارد. آنها قوانین خود در نبود کامل حاکمیت دولت اجرا کردند. تصور این امر دشوار نیست که میزان جنایت و قتل در صورت گماشتن افردی از قبیل به عنوان دادستان، قاضی و جلاد افزایش می‌یابد.
اگر از جنگها، ارتشها و دولت‌ها بگذریم، خشونت بین انسانها نیز به میزان بی سابقه‌ای در تاریخ بشر کاهش یافته است. احتمال کشته شدن افراد با روش‌های خشونت‌آمیز گذشته بسیار کمتر شده است، در صورتی که در گذشته، احتمال مرگ در اثر چاقو یا خفگی توسط شخص دیگر 15 درصد بود. این ارقام را آمارهای علمی در مورد علل مرگ نشان می‌دهد. طبق همین آمارها، در زمان های قدیم جمجمه‌های خرد شده بسیاری در نتیجه ضرب و شتم شدید پیدا شده است.
امروزه میزان مرگ و میر به دست شخص دیگری بسیار کاهش یافته است، و این همان چیزی است که استیون پینکر روانشناس آن را «پیروزی بعد فرشته‌ای در طبیعت انسان» می‌نامد. این بدان معناست که جنبه مثبت شخصیت بر جنبه منفی غلبه کرده و دلایل این امر عینی و نه تصادفی بوده است.
تمدن رفتار انسانها به دلیل پیروزی فرهنگ عقل بر خرافه از زمان رنسانس اروپا، منجر به طرح سوالات مهم و اجتناب ناپذیری در مورد منطق مسائل اخلاقی مانند برده‌داری و شکنجه شد و این به نوبه خود به ظهور فرهنگ حقوق بشر کمک کرد. این نقطه آغازی برای مطرح کردن حقوق پایمال شده زنان، کودکان و گروههای قومی بود. البته گسترش تجارت جهانی هم عامل ایجاد این موج دراز مدت صلح بود که ما در آن زندگی می کنیم. دلی آن هم منافع و طرح‌های مشترکی است که فرصت‌های همکاری و نه خصومت را بین مردم افزایش می دهد.

عدم وجود این تحولات سیاسی و فکری در سایر مناطق جهان، مانند خاورمیانه و آفریقا، دلیل افزایش تعداد قربانیان در این مناطق است. با وجود این، و برخلاف تصور رویایی گذشته و بدبینانه نسبت به واقعیت‌ها، امروزه نوادگان مسالمت‌آمیز‌تر و متمدن‌تر از از پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایشان هستند. خشونت‌شان بسیار کمتر است و این باعث خوش‌بینی است.

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.