.
.
.

قتل‌عام زندانیان سیاسی در ایران و سکوت جامعه بین الملل

نظام میرمحمدی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

بنا بر فتوای روح الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، سی هزار زندانی سیاسی ایران که دست‌کم 90 درصد آنان از طرفداران «سازمان مجاهدین خلق» بودند، اعدام شدند. این کشتار جمعی در حالی صورت گرفت که بسیاری از زندانیان دوران محکومیت خود را به اتمام رسانده بودند.

خمینی طی فتوایی ضدانسانی گفته بود هر کس بر سر «نفاق» است باید اعدام شود. نفاق کلمه‌ای است که در قرآن مورد استفاده قرار گرفته و به‌معنای «هیپوکریت» است. در متن فتوای خمینی آمده است:‌ «از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده اند با توجه به محارب بودن آنها... کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند محارب و محکوم به اعدام می‌باشند.»

روشن است که بنیانگذار جمهوری اسلامی می‌گوید هرکس حاضر نیست از عقاید خود و وابستگی‌اش به مجاهدین دست بردارد، باید اعدام شود. خمینی برای تاکید بر اعدام هر کس که به مجاهدین وفادار باشد گفته است که «هر كس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حكمش‏ ‏اعدام است، سريعا دشمنان اسلام را نابود كنيد».

او مجاهدین را «منافقین» می‌خواند تا بگوید آنها مسلمان نیستند و در نتیجه کشتن آنان واجب است. با این جمله خمینی «در هر مرحله اگر برسر نفاق باشد حکمش اعدام است»، کمیته موسوم به «هیئت مرگ» حتی کسانی که محکومیت خود را سپری کرده و باید از زندان آزاد می شدند را نیز مشمول آن قرار داد و همه آنها را اعدام کردند.

خمینی از ابتدای حاکمیتش تلاش کرد مجاهدین را به تبعیت از ولایت فقیه بکشاند. اما این تلاش نتیجه‌‌ای در بر نداشت. او در آوریل 1980 در یک جلسه خصوصی در شهر قم با شماری از روحانیون نزدیک به خودش گفته بود: « این اسلام منهای آخوند که می‌گویند حرف مجاهدین است و روحانیت باید حساب خودش را با اینها یک سره کند».

مجاهدین بر این باور هستند که با آزادی و انتخاب آزادانه هست که هویت انسان شکل میگیرد وبا نفی آزادی انتخاب وآزادی‌های سیاسی واجتماعی، گوهر وجودی انسان نفی می‌شود. آنان معتقدند که این یکی از اصلی ترین آموزه های مذاهب توحیدی و قرآن است. موضوع آزادی از روز اول اساس اختلاف بین مجاهدین وخمینی بود که آزادی را مقوله غربی بی‌ربط به اسلام می‌دانست.

در نگاه مجاهدین انسان اصالت دارد. انسان ممکن است زن یا مرد باشداز این جهت ازتساوی زن و مرد در کلیه شئون سیاسی اجتماعی واقتصادی دفاع میکنند، زن ومرد را در ارث بردن مساوی می‌دانند. اما در نگاه ملایان مرد دو برابر زن ارث می‌برد. مجاهدین برای زن ومرد به‌طور یکسان حق طلاق قائلند، اما در قوانین امروز رژیم ولایت فقیه حق طلاق منحصرا حق شوهر است. زن بدون اجازه شوهر نمی‌تواند مسافرت کند. در دیدگاه ملایان شهادت دو زن معادل یک مرد است. حال آنکه مجاهدین شهادت در دادگاه را برای زن ومرد مساوی می‌دانند. قوانین مدنی و جزایی امروز رژیم ولایت فقیه تماما بر نفی حقوق و شخصیت زن وسلب انسانیت از او بنا شده است. زنان حتی در پوشش خود هم حق انتخاب ندارند. در شریعت ولایت فقیه زنان حق نایل شدن به ریاست جمهوری و منصب قضایی را ندارند و آن را حق مردان می‌دانند. در تفسیر شورای نگهبان از قانون اساسی رژیم تحت عنوان «رجال مذهبی و سیاسی» نام می‌برند.

مجاهدین همچنین اعتقاد دارند که رأی آزادانه مردم است که از آن مشروعیت سیاسی سرچشمه می‌گیرد. اما خمینی و ولی فقیه کنونی ایران برای رأی مردم هیچ ارزشی قایل نیستند. در نگاه ملایان مشروعیت تنها منبعث از ولی فقیه است و او بر تمام امور مردم احاطه و تسلط دارد. قانون اساسی وتمامی قوانین عادی خود را هم بر این پایه نوشته‌اند واجرا می‌کنند. وضعیتی که طی این سالیان بر نظام انتخابات ایران حاکم است بسیار گویای نفی رای مردم و دمکراسی است. فقهای عضو شورای نگهبان مستقیما منصوب ولی فقیه هستند و 6 عضو دیگر که باید حقوقدان باشند توسط رئیس قوه قضاییه به مجلس پیشنهاد و توسط نمایندگان مجلس باید تأیید شوند. این شورای نگهبان است که صلاحیت هر نماینده مجلس و یا کاندید رییس جمهوری را تایید یا رد می‌کند.

مجاهدین به اصل جدایی دین از دولت اعتقاد دارند و در پی آن هستند که حکومتی که در آن دین از دولت جدا هست در ایران مستقر کنند.

به این ترتیب بسیار روشن است که سازمان مجاهدین خلق ایران یک نحله مذهبی مسلمان است که تماما و سراپا در محتوا و در فرمها با نظام حاکم بر ایران و دگمهای مذهبی مبتنی بر آن متمایز است. موضوعی که مجاهدین به آن «دو اسلام سراپا متضاد» می‌گویند.

پروفسور جفری رابرتسون، حقوقدان برجسته بریتانیایی و قاضی دادگاه بین المللی برای سیرالئون می‌گوید: «من در رابطه با کشتار سال 88 تحقیقاتی کردم و با بازماندگان و شاهدانش ملاقات کردم. هزاران نفر از افراد سازمان مجاهدین در مقابل هیئت مرگ قرار گرفتند وقتی که گفتند سرموضع هستند بدون هیچ دادرسی اعدام شدند. یکی از اعضای آن ابراهیم رئیسی بود که یک فتوا را اجرا می‌کرد و آنها می‌دانستند در راهرو مرگ چه اتفاقی می‌افتد. این وحشیگری، بالاترین وحشیگری بود. به‌لحاظ قانونی این جنایت بود. اگر یک جنایت مشخص باشد یعنی نسل کشی، یک کنوانسیون است که کشورها از جمله ایالات متحده را ملزم به پیگری این نسل‌کشی می‌کند.»

رابرتسون می‌گوید: «دادگاه بین‌المللی هم می‌تواند نسل‌کشی را مورد بررسی قرار بدهد. باید یک قطعنامه از طرف شورای امنیت صادر بشود تا دادگاه بین‌المللی آنرا مورد بررسی قرار بدهد. این نسل‌کشی به‌دلیل اعتقاد افراد بوده است.»

او ادامه می‌دهد: «خمینی اعتقادات بنیادگرایانه و مخالف با مجاهدین داشت بنابراین یک دلیل مذهبی وجود داشت که بر اساس آن قتل‌عام صورت گرفت. ما با یک حکومتی مواجه هستیم که بر اساس مذهب حکم مرگ مجاهدین را صادر کرده و این حکم ولی‌فقیه توسط رئیسی و اعضای هیات مرگ پذیرفته شد. منتظری آنها را از کشتار منع کرد اما آنها بر اساس فتوای خمینی به جنایت خود ادامه دادند.»

او در پایان می‌گوید: «این یک وحشیگری است که اتفاق افتاده، کشتار به‌خاطر اعتقادات مذهبی صورت گرفته و از نظر من هیچ شکی وجود ندارد که اعضای هیات مرگ و رئیسی و سایر عاملان این جنایت باید به محاکمه کشیده شوند. کنوانسیون بین‌المللی با تعبیر نسل‌کشی موافق است و باید علیه عاملان آن اقدام کرد ویکی از آنها رئیس‌جمهوری رژیم است.»

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.