.
.
.

آمریکا؛ پیروزی یا شکست در افغانستان؟

ممدوح المهینی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

جلسه كنگره که با حضور اعضایی از دولت بایدن برای توضیحِ حوادث آخرین ساعات قبل از سقوط کابل به دست طالبان، تشکیل شده بود، به نمایشی خنده‌‌دار تبدیل شد که از هرج و مرج تمام عیار در افغانستان پرده برداشت.

همزمان با برگزاری جلسه‌ی پرسش و پاسخ، توییت‌های حاوی ویدیوها و اطلاعات حاکی از سقوطِ قریب‌الوقوع کابل، از سوی روزنامه‌نگاران و کنش‌گران در توییتر منتشر شد. اعضای کنگره این توییت‌ها را به مقامات مسئولی که در مقابل آنها نشسته بودند، نشان دادند و آن‌ها نیز به نوبه خود از آن مطلع، متعجب و شوک‌زده شدند.

هیچ‌کس حتی خود جو بایدن، رئیس جمهوری آمریکا که گفته بود ارتش افغانستان برای مدتی طولانی ایستادگی خواهد کرد، نمی‌دانست چه اتفاقی دارد می‌افتد. زمانی که آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا با لحنی آزرده و خشمگین به روزنامه‌نگاران می‌گفت که او با اشرف غنی، رئیس جمهوری صحبت کرده و او تاکید کرده که نیروهای امنیتی و ارتش افغانستان ایستادگی خواهند کرد و به مبارزه ادامه خواهند داد، اشرف غنی خود داشت چمدان‌هایش را برای ترک افغانستان آماده می‌کرد. سرویس اطلاعاتی آمریکا و فرماندهان ارتش، خبر خروج غنی از کشور را از طریق رسانه‌ها مطلع شدند. این منظره‌ای باور نکردنی از بی‌کفایتی و سوء‌مدیریت است.

تمام این صحنه‌ها موجب شد تا خروج پس از 20 سال حضور در افغانستان، برای خود آمریکایی‌هایی که فرزندان خود را در جنگ با کشوری بیگانه در دوردست‌ها از دست داده‌اند، تحقیرآمیز و شرم‌آور شود. اما همان‌گونه که این‌روزها دشمنان آمریکا می‌گویند، آیا این به معنای شکستِ سلطه آمریکا و کاهش نفوذ آن در جهان است؟

این رویداد تاریخی، در را به روی تبلیغات متخاصم باز کرد. جمهوری‌خواهان در داخل، کمپینی قابل پیش‌بینی را، صرفاً در جهت اهداف حزبی، آغاز کرد‌ه‌اند. دموکرات‌ها نیز اگر این هرج و مرج در زمان ترامپ رخ می‌داد، مطمئنا کمپینی علیه او راه می‌انداختند. اسلام‌گرایان و طرفداران آن‌ها، این موضوع را شکست اشغالگران صلیبی و قدرت‌گرفتن خود دانستند. چینی‌ها نیز می‌خواهند خروج آمریکایی‌ها را، نشانه‌ای بر اضمحلال و فرسایش قدرت آمریکا در سراسر جهان نشان دهند. ايران و متحدانش هم می‌گویند که آمریکا به سرعت پشت متحدان خود را خالی می‌کند.

اما همه این‌ها مبالغه‌ در گزافه‌گویی و تحلیل‌هایی عجولانه است. تصمیم بایدن برگرفته از برداشتی تقریبا همگانی، چه از لحاظ سیاسی و چه عمومی، است که می‌گوید جنگ افغانستان به‌رغم گذشت 20 سال از آغاز آن، محکوم به شکست است. جنگی که برای آن بیش از دو تریلیون دلار هزینه شده است. بایدن به بیمار در بستر مرگ، تیر خلاص زد. او پیشتر بارها گفته بود که این جسد را برای رئیس جمهوری بعد از خود به ارث نمی‌گذارد. این موضوع، دست کشیدن از یک متّحد مورد اعتماد نیست. آمریکا با وجود تلاش‌های طاقت فرسا، از ایجاد یک دولت مرکزی که بر سراسر افغانستان تسلط داشته باشد، عاجز ماند. آمریکا، مدرسه‌ها، پل‌ها و بیمارستان‌هایی را ساخت و آن‌ها را به حال خود رها کرد. زیرا که دولت افغانستان، آسیب‌پذیر است.

آمریکا ارتشی کامل در افغانستان تاسیس کرد اما این ارتش جنگ‌‌افزارهای مدرن خود را زمین گذاشته و طی چند روز متلاشی شد. آمریکا مسلما نتوانست نظامی دموکراتیک در محیطی نامناسب ايجاد کند. واشنگتن پس از پیروزی در جنگ جهانی دوم، دوستی‌هایی طولانی و متحدانی مورد اعتماد داشته و تغییر نکرده است. حتی به دولت‌هایی مثل آلمان و ژاپن، که آن‌ها را شکست داده بود، کمک کرد تا روی پای خود بایستند و آن‌ها را به نزدیک‌ترین متحدانش تبدیل کرد. در مقابل اما وجه اشتراک همه کشور‌هایی مانند عراق، لبنان، ویتنام و اخیرا افغانستان که آمریکا در آنها شکست خورده و عقب‌نشینی کرده است، ضعف در ساختار دولت است.

آیا آن‌گونه که چینی‌ها تبليغ می‌‌كنند، خروج از افغانستان به معنای افول قدرت جهانی آمریکاست؟ خیر، زیرا که این نبردی کوچک در یک تاریخ طولانی است. این خروج، شکستی دیگر همچون عقب‌نشیتی از ویتنام است اما بزرگی و سلطه آمریکا بر جهان را تضعیف نکرد بلکه برعکس آن رخ داد.

از دهه هفتاد میلادی، حجم اقتصاد آمریکا چند برابر شد تا معادلِ یک سوم اقتصاد کل دنیا شد. هزینه‌های نظامی دو برابر گردید تا به 778 میلیارد دلار برسد. خروج از ویتنام خفّت‌بار بود اما هیچ‌گاه منجر به عقب‌نشینی و یا شکست آمریکا نشد.

جوزف جوف، در کتابِ خود "افسانه افول آمریکا" وعده‌های تکرار شده‌ی فروپاشی قریب‌الوقوع آمریکا را تحلیل می‌کند. وعده‌هایی که با هر اتفاق بزرگی، دوباره از آن صحبت می‌شود. فهرست وعده‌های حتمیِ نزدیکی فرجام آمریکا طولانی است اما مشخص شد که این وعده‌ها محقق نمی‌شود. این اتفاق قبلا با اتحاد جماهیر شوروی رخ داد. پرتاب ماهواره "اسپوتنیک 1" در سال 1957 توسط اتحاد جماهیر شوروی، ترس شدیدی را در دل آمریکایی‌ها انداخت. داستان‌های فروپاشیِ عن‌قریب آمریکا، همزمان در روزنامه‌ها منتشر شد. عده‌ای پیش‌بینی کردند اقتصاد روسیه، سریع‌تر از آنچه که انتظار می‌رود، از اقتصاد آمریکا پیشی خواهد گرفت و آمریکا در برابر افزایش قدرت موشکی روسیه، شکست تحقیرآمیزی را اعلام می‌کند. داستان شکستِ حتمی آمریکا در برابر اتحاد جماهیر شوروی، ثابت کرد که پایان آمریکا فقط یک افسانه‌ است. این اتحاد جماهیر شوروی بود که فرو‌پاشید. همین داستان با رشد سریع اقتصاد ژاپن، قبل از اینکه کند شود، بار دیگر تکرار شد و اکنون نوبت چین است.

اما نکته مهم، در پایان کتاب او جایی است که می‌گوید تنها آمریکا می‌تواند خود را شکست دهد. هنگامی که آمریکا خود تصمیم می‌گیرد از دنیا عقب‌نشینی کند و تحت تاثیر روحیه شکست‌‌پذیری که برخی از سیاست‌مداران آن‌را تبلیغ می‌کنند، قرار گیرد.

این در واقعیت اشتباه است و حتی در شرایط فعلی، هنوز رخ نداده است. اگر به روشِ اندیشه‌ی بایدن، رئیس جمهوری آمریکا نگاهی بیندازیم، درمی یابیم که او عمیقا به نظم جهانیِ لیبرال باور دارد و این دلیلِ اصلی اعتقاد راسخ او به ضرورت بازسازی سریع پیمان‌های سیاسی با قدرت‌های اروپایی است پس از آنکه در زمان دونالد ترامپ، رئیس جمهوری پیشین آمریکا آسیب دیده بود. اگر دلایل دولت او برای خروج از افغانستان را بررسی کنیم (در کنار دلایل داخلی) متوجه می‌شویم که دولت او از تمرکز دادن به تلاش‌های خود جهت رویارویی با چین و روسیه صحبت می‌کند و بایدن بارها نیز گفته است که مسکو و پکن به باتلاقی نگاه می‌کنند که ما در آن غرق شویم تا به‌روی ما بخندند. سفر کامالا هریس، معاون رئیس جمهوری آمریکا، به سنگاپور و ویتنام نیز برای اين بود كه اين پيام را به وضوح منتقل کند.

گروه‌های تروریستی، چالش بزرگی برای دولت‌های آمریکایی محسوب نمی‌شوند. زیرا برخلاف چین یا روسیه، نظم بین‌المللیِ متفاوتی را به ارمغان نمی‌آورند. «القاعده» قوی‌ترین عملیات در تاریخ خود را در حمله‌های یازدهم سپتامبر انجام داد اما در برابر قدرت‌های بین‌المللی که علیه آن متحد شده و آن را تضعیف کردند، نتوانست نظامی سیاسی تشکیل دهد تا آن‌ها را به چالش بکشاند. همین اتفاق در مورد «داعش» نیز رخ داد. داعشی که نوید دولتی را می‌داد که چهار سال دوام نیاورد. ایران و دیگر سازمان‌های افراطی حتی نزد شهروندان خود نیز ناپسند و نفرت‌انگیزند به طوری که شهروندان برای فرار از آنها، خود را از هواپیماها آویزان می‌کنند. توقفِ پیکار غرب، علیه گروه‌های خشونت‌طلب، بعید و غیر منطقی به نظر می‌آید اما رویارویی با افراطی‌گری، نبردی است طولانی که به جز مسلمانان کسی نمی‌تواند پیروز آن باشد.

نبرد اصلی واشنگتن مقابله با دولت‌های بزرگی است که توانایی مغلوب ساختن و تضعیف سلطه‌اش در جهان را دارند. همین مسئله باعث شده تا اين شكست را تحمل کرده و با آن روش تحقیرآمیز از افغانستان دست بکشد. تحقیری که هنوز فصل‌های مختلف آن بر روی نمایشگرهای تلویزیون، نمایش داده می‌شود.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.