.
.
.

انتخابات در ايران و سرکوب جنبش دمکراسی‌خواهی

ارغوان فارسی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

انتخابات قلابی در ايران منعکس کننده اين امر است که رژيم هيچ اهميتی به دموکراسی، عدالت و يک دولت کارآمد نمی‌دهد. رژیم حاکم نامزدش ابراهيم رئيسی يکی از ناقضان بنام حقوق بشر را به هر قیمتی پيروز اين نمايش خواهد کرد. ساير نامزدها از جمله شخصیت‌های به اصطلاح "معتدل" توسط شورای نگهبان ايران رد صلاحيت شده بودند.

اما چرا با اينکه انتخابات به هيچ وجه منعکس‌کننده خواست ملی نيست، رژيم همچنان بر برگزاری آن اصرار دارد؟

در اصل نمايش انتخابات اساساً نوعی توافق و اعطای سهم ميان نهادها و باندهای مختلف آن است. در اين دور از انتخابات رياست جمهوري با بر کرسی نشستن رئيسی بعنوان سرکرده قوه مجريه، نهادهاي سرکوبگر حکومت پشت سر وی متحد می‌شوند تا به سرکوب قيام‌های احتمالی بپردازند.

رژيم ایران می‌داند که در يک نقطه دشوار قرار دارد. تحريم هاي اقتصادی ، فساد ، ويروس کرونا که منجر به کشته شدن بيش از نيم ميليون نفر و نرخ بالای بيکاری شد ، نارضايتی مردم داخل ايران را دامن می‌زند. هرگونه شورش يا انتقاد از رژيم ايران با خشونت سرکوب می‌شود و مخالفان سياسی اعدام می‌شوند.

اين رژيم نمی‌تواند حتی نامزدهايی را که به باند رقيب تعلق دارند و بخشي از دستگاه خود رژيم هستند ، تحمل کند. به عنوان مثال ، علي لاريجاني رئيس سابق مجلس و مشاور خامنه‌ای ، در انتخابات امسال ثبت نام کرد اما بدون هيچ دليلی توسط شورای نگهبان رد صلاحيت شد.

اکنون نهادهای حامی خامنه‌ای پشت ابراهیم رئيسی صف بسته اند و رژيم می‌خواهد وانمود کند که از اتحاد و انسجام برخوردار است اما شکاف عميق بين صاحبان قدرت و مردم تناقض انتخابات را آشکار می‌کند.

کانديداهاي رياست جمهوري توسط شورای نگهبان از پيش گزينش می‌شئند و بر این اساس، اگر يک کانديد هم قولی به مردم بدهد نمی‌تواند آنرا بدون رضايت ولی فقيه و شورای نگهبان اجرا کند. به عبارت ديگر، کسانی بر انتخاب رئيس جمهوری نظارت می‌کنند که خودشان غيرمنتخب هستند.

از اینجا است که رئيسی مسئول کشتار چندين هزار زندانی سیاسی ايرانی در سال 1988 به عنوان نماينده مردم از طرف رژيم معرفي می‌شود.

وضعيت انتخابات امسال نظريه انتخاب هابسون درباره آزادي انتخاب را تداعی می‌کند مبنی بر اینکه مردم فقط يک گزينه دارند و با مقوله "ميخواهی بخواه، نميخواهی نخواه" مواجه می‌شوند.

در انتخابات گذشته دوگانگی "اصلاح طلب" و "اصولگرا" برای ایجاد نوعی رقابت صوری هم وجور داشت اما حالا آن هم از بين رفته است.

با این حال، اين انتخابات ربطی به مردم ايران ندارد و بخشی از استراتژی حفظ رژيم است. رژيمی که هیچ علاقه‌ای به انتخابات ندارد و نه به هدف ايجاد دموکراسی، آزادی یا حتی جامعه بهتر برای مردم خود بلکه به هدف کنترل جامعه این انتخابات را اجرا می‌کند.

برای ایرانیانی که مجبور به جلای وطن شده و به کشورهاي دیگر پناهنده شده اند ، افزایش قدرت رئیسی یادآور تاکتیک‌های وحشيانه و بیرحمانه‌ای است که رژیم ایران در تلاش برای حفظ قدرت برگزيد. بیش از 50٪ از جمعیت پس از انقلاب سال 1979 به دنیا آمده اند. جوانان ایران هيچ سنخيتی با اين رژيم ندارند. همه ایرانیان، اعم از اقلیت های قومی و پناهندگان مستحق آزادی، انتخابات عادلانه و یک حکومت مردمی هستند که به حقوق اساسی بشر احترام بگذارد.


رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.