.
.
.

انتخابات ریاست جمهوری ایران صحنه‌ای برای چیدن پازل‌های مرحله پسا خامنه‌ای

علی حیدری

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

این دوره انتخابات از لحاظ شرایط داخلی و خارجی در مرحله حساسی برگزار می‌شود و با نظر به همین شرایط است که می‌توان انتخابات جمعه را یک نقطه عطف در مسیر جمهوری اسلامی و همزمان تحولی مهم در روند مبارزات اپوزیسیون داخلی و خارجی نظام به شمار آورد.

بر خلاف دوره‌های گذشته انتخابات، صحنه آرایی داخلی رقابت انتخابات با حذف نامزدهایی از جناح قدرت از سویی شکاف درونی طبقه حاکمه را نمایان کرد و از سویی دیگر امکان هماهنگی و فعالیت موثرتر تحریم‌کنندگان انتخابات در داخل کشور را بیشتر مهیا ساخت. اما از سویی دیگر همزمانی انتخابات و نحوه شرکت مردم با روند مذاکرات وین به عنوان مهمترین روند سیاست خارجی در ظرف زمانی کنونی، بدون شک تاثیر قابل ملاحظه‌ای در چگونگی رفتار طرف‌های مذاکره‌کننده خارجی و شکل توافق احتمالی خواهد داشت.

اپیزود اول: قانونی کردن حضور نظامیان، رد صلاحیت سرداران

جناح قدرت و به طور مشخص علی خامنه‌ای و بیت او در ابتدا با طرح ایده «دولت جوان حزب‌اللهی» کوشید از لحاظ ذهنی امکان حضور سرداران جوان را در انتخابات آماده کنند. شورای نگهبان به عنوان بازوی اجرای منویات رهبر در حوزه انتخابات در راستای اجرای این ایده در اقدامی بی‌سابقه دست به قانون گذاری زد و در مصوبه‌ای به وزارت کشور با احصا شرایط نامزدی، به حضور نظامیان ابعادی قانونی بخشید.
اما همین شورا با رد صلاحیت نامزدهای نظامی مانند «سعید محمد» تلاش کرد به منتقدان نشان بدهد که مستقل عمل می‌کند و اگر کسی شرایط نامزدی نداشته باشد را رد خواهد کرد.

اما به نظر می‌رسد قانونی کردن حضور نظامیان نه برای این دوره از انتخابات بلکه برای آماده‌سازی فضای سیاسی و حذف موانع قانونی جهت حضور «سرداران سپاه» در دوره‌های بعدی بود چرا که در این دوره تمام صحنه برای «عضو کمیته مرگ» و «انتصاب» او برای ریاست جمهوری در حال آماده شدن بود.

اپیزود دوم: رد صلاحیت 99 درصدی برای نشاندن نامزد رهبر در جایگاه ریاست جمهوری

شورای نگهبان که همه اعضای آن مستقیم یا غیر مستقیم توسط رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شوند در اقدامی بی‌سابقه تنها 7 نامزد از میان 592 داوطلب انتخابات ریاست جمهوری ایران را احراز صلاحیت کرد. این رد صلاحیت گسترده در ظاهر نمی‌توانست با ادعای رهبر و مقامات عالی رتبه نظام در دعوت مردم به انتخابات هماهنگ باشد.
از لحاظ آماری 7 نامزد تایید صلاحیت شده تنها حدود 1 درصد از نامزدها را شامل می‌شدند. این اقدام شورای نگهبان در حذف 99 درصدی نامزدها به خوبی گویای چگونگی نگاه هسته سخت قدرت در جمهوری اسلامی به روند دموکراسی‌خواهی و شیوه مدیریت انتخابات از سوی آنان است.
اما واقعیت‌های جامعه ایران و گسترش روزافزون اعتراضات و نارضایتی‌های اجتماعی، سیاسی، صنفی و.. تاییدی بر چنین تقسیم‌بندی نیز است و رفتار شورای نگهبان در واقع پیش از آن که رد صلاحیت نامزدها تلقی شود، تاییدی بر در اقلیت بودن حاکمان جمهوری اسلامی در شرایط کنونی ایران بوده است.
رد صلاحیت‌ها نشان داد که جمهوری اسلامی به نظامی تمامیت‌خواه متمایل شده که حتی نامزدهای بسیاری از دورن جناح قدرت مانند «علی لاریجانی» یا «محمود احمدی‌نژاد» را نیز بر نمی‌تابد.
بدین ترتیب رد صلاحیت‌ها ضمن نشان دادن جایگاه اجتماعی نظام مستقر، از «شکاف جناح قدرت» نیز پرده برداری کرد و باعث شد منتسبان به حاکمیت نیز بدون پرده و با صراحت بیشتری به سوی «تحریم انتخابات» متمایل شوند.

اپیزود سوم: تحریم انتخابات خواسته مشترک نیروهای اجتماعی و حذف‌شدگان قدرت

برای اولین در تاریخ جمهوری اسلامی است که علی خامنه‌ای سه بار در تلویزیون دولتی ایران حاضر می‌شود و با توسل به تمام ابزارها و داشته‌های مذهبی و سیاسی مردم را به حضور در انتخابات فرا می‌خواند.
دغدغه خامنه‌ای کاملا بجاست! برای اولین بار صدای هماهنگی میان اپوزیسیون خارجی، مخالفان داخلی و سرخوردگان درونی جناح قدرت در رابطه با یک موضوع مشترک یعنی «تحریم انتخابات» به گوش می‌رسد.
خامنه‌ای که ریاست جمهوری را به ابزاری برای اجرای «منویات» و «خواسته»‌های شخصی خویش تبدیل کرده است، حضور در انتخابات را تبدیل به تاییدی برای خود و بیتش و نهادهای منتسب به خویش تفسیر و تعبیر می‌کند.
از این منظر عدم حضور و تحریم انتخابات در نظام جمهوری اسلامی معنایی فراتر از «انتقاد به وضع موجود» و «دلخوری از ناکارآمدی سیستم مدیریتی» پیدا کرده است و مستقیما شخص رهبر مطلقه و شیوه حکومتداری فقهی و توتالیتری او را مورد هدف قرار می‌دهد.
بدین ترتیب خواسته تحریم در این دوره دیگر فقط نشانه اعتراض به «ناکارایی ریاست جمهوری» و «تدارکاتچی شدن رئیس جمهور» نیست بلکه نماد «تراکم سرخوردگی‌ها» در میان اپوزیسیون و پوزیسیون به طور همزمان شده است.

اپیزود چهارم: بی‌اعتبار شدن دوگانه‌های سیاسی در جمهوری اسلامی

با اینکه روند بی‌اعتبار شدن دوگانه‌های سیاسی مانند «اصلاح طلب-اصولگرا» با افزایش اعتراضات اجتماعی در 15 ساله اخیر همراه بوده است اما صحنه انتخابات اخیر وضوح بیشتری به عبور مردم و فعالان سیاسی از بازی دوگانه‌سازی جمهوری اسلامی داده است.
حتی تلاش برای دوگانه‌سازی جدید «میدان-دیپلماسی» که پس از علنی‌شدن فایل صوتی محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران صورت گرفت، نتوانست هیچ تحرکی در متن جامعه ایران ایجاد کند.
در روندی کاملا وارونه دوگانه جدید بازی جناحی‌های درون قدرت جهت تسویه حساب با یکدیگر پنداشته شد که در سال‌های اخیر از طریق افشاگری‌های متقابل برای کسب سهم بیشتر از «سفره انقلاب» به جان هم افتادند.
فقدان کارکرد دوگانه‌ها و جناح‌بازی سیاسی تا آنجا پیش رفت که حتی واکنش مهدی کروبی و محمد خانمی از رهبران جناح اصلاح‌طلب حکومتی را هم برانگیخت.
کروبی از «حصر خانگی» دعوت به مشارکت کرد و خاتمی در ادامه نامه‌نگاری‌ها برای جلب توجه خامنه‌ای در پیامی کوتاه مردم را تشویق به رای دادن نمود.
با این وجود «جبهه اصلاحات ایران» حاضر نشد از نامزدی یکی از دو کاندیدای نزدیک به اصلاح‌طلبان و حاضر در رقابت‌ها اعلام حمایت کند.

اپیزود پنجم: احمدی‌نژاد باند فاسد امنیتی را افشا می‌کند، صحنه برای ریاست «رئیسی» چیده می‌شود

محمود احمدی‌نژاد مانند انتخابات ریاست جمهوری گذشته مجددا نامزد شد. اما ساده‌لوحانه خواهد بود اگر پنداشته شود او از رد صلاحیت خویش آگاه نبوده است. وی با تمرکز بر وجود «باند فاسد امنیتی» که در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور هدایت همه امور را در اختیار دارند هزینه رد صلاحیت خود را بالا برد و تلاش کرد نشان بدهد به دلیل چنین افشاگری‌هایی است که او را رد کرده‌اند.
رئیس جمهوری پیشین ایران آگاه است که خامنه‌ای و بیتش به مانند سال 88 از پیش برنده انتخابات 1400 را نیز انتخاب کرده‌اند.
او با چنین پیش زمینه‌ای در صحنه بازی انتخابات حاضر شد تا با افشاگری و برجسته شدن در فضای سیاسی، خود را رهبر و نماد پایگاه اجتماعی تحریم‌کنندگان نشان بدهد و به ایفای نقش در پس از انتخابات خرداد 1400 بپردازد.
مرحله پیش رو دو حادثه مهم را در بر خواهد داشت: تلاش برای به سرانجام رساندن مذاکرات وین و مهمتر از آن انتخاب جانشین خامنه‌ای.
احمدی‌نژاد خود را برای چنین مرحله‌‌ای آماده می‌کند و می‌کوشد نقش اپوزیسیون داخلی و مخالف وضع موجود را بازی کند.
او می‌داند به احتمال قریب به یقین «ابراهیم رئیسی»، از صندوق‌ها بیرون آورده می‌شود و حداقل در چهار سال آینده «رئیسی» نقش نماینده خامنه‌ای و هسته سخت قدرت در قوه مجریه را بازی خواهد کرد.
با این وجود احمدی‌نژاد بر این باور است که رئیسی به دلیل شخصیت ضعیف و فقدان پایگاه قوی در میان جناح قدرت حتی اگر به مانند الگوی رهبری خامنه‌ای از ریاست جمهوری به سوی رهبری ارتقا یابد، نمی‌تواند رهبری قوی و تعیین کننده باشد.
به همین دلیل انتظار می‌رود در مرحله پس از خامنه‌ای، نقش برخی نهادها مانند سپاه و برخی نهادهای امینی تاثیر گذارتر شود و مقام رهبری در جمهوری اسلامی را تحت تاثیر خود قرار دهد.

اپیزود آخر: جمهوری اسلامی به کجا می‌رود؟

تمام پیش‌بینی‌ها نشان از کاهش چشمگیر نرخ مشارکت در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری دارد. هر چند مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی از جمله علی خامنه‌ای مکررا خواستار حضور حداکثری مردم در انتخابات هستند اما پس از حوادث دوم خرداد 76 و بویژه انتخابات سال 88، مشارکت کم و کنترل شده در انتخابات ریاست جمهوری تبدیل به الگوی مورد پسند طبقه حاکمه در جمهوری اسلامی شده است.
پیش‌بینی‌ها همچنین نشان می‌دهد که ساختار سیاسی و هسته سخت قدرت به‌رغم تمام مقاومت‌ها و مخالفت‌ها همه شرایط را برای ریاست جمهوری «ابراهیم رئیسی» آماده کرده است.
به احتمال فراوان جمهوری اسلامی پس از خرداد 1400 برای اولین بار شاهد یکپارچگی قدرت در تمام نهادهای انتصابی و به اصطلاح انتخابی خواهد بود.
این شرایط برای آماده‌سازی صحنه سیاسی ایران جهت گذار به مرحله پسا خامنه‌ای در حال چیده شدن است.
بسیاری از ناظران بر این نظرند که خامنه‌ای به دلیل شرایط سلامت شخصی ممکن است طی سال‌های ریاست جمهوری رئیسی فوت کند. در این صورت این دوره از انتخابات ضمن یکسان‌سازی نهاد قدرت، می‌تواند اولین مرحله از چیدن پازل قدرت در فردای پس از مرگ علی خامنه‌ای باشد.
از چنین چشم‌اندازی، جنگ قدرت کنونی تلاش‌هایی برای حفظ یا ارتقای جایگاه سیاسی بازیگران برای مرحله پیش رو در جمهوری اسلامی می‌تواند تعبیر شود.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.