.
.
.

خروج آمریکا و شلاق زدن زن افغان

ممدوح المهینی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

جنگ افغانستان در سال 2001 که به منظور ریشه‌کن کردن گروه‌های افراطی متوحش، به ویژه «القاعده» صورت گرفت، اهدافی متعالی به همراه داشت. این گروه‌ها را شکست داد و جامعه و زنان افغانستان را از بدترین نوع آزار و شکنجه در قرن بیستم آزاد کرد. یکی از درخشان‌ترین صحنه‌های تاریخ بود که چگونگی خروج جامعه‌ای از تاریک‌ترین دوران خود به عصر نور را به نمایش گذاشت.

همگی بازگشت تصاویر زندگی معمولی در کابل را به یاد می‌آوریم. مردم آزاد شده بودند و لباس‌های مورد علاقه خود را به تن می‌کردند و هیچ‌کس آنها را مجبور نمی‌کرد تا ریش‌هایشان را بلند نگه دارند. صدای موسیقی در فضا پیچیده بود.
با این حال، این جنگ با گذشت زمان به یک کارت سیاسی داخلی در دست رهبران ایالات متحده و اعضای کنگره، بیشتر برای اهداف داخلی، تبدیل شد.

پرزیدنت اوباما به دنبال کاهش عمده نیروهای آمریکایی در اسرع وقت، قبل از خروج کامل آنها بود، اما با مخالفت شدید ارتش روبرو شد. پرزیدنت ترامپ برای بالا بردن محبوبیت خود که تحت تأثیر همه‌گیری «کووید» قرار گرفته بود، همین کار را کرد، اما فرصت کافی نیافت و کاخ سفید را ترک کرد. بایدن اخیراً وعده داد در سپتامبر خروج کامل را عملی کند.

پس از اعلان بایدن، یک ویدیوی جدید به طور تصادفی از اعضای «طالبان» در مورد محاکمه زنی کاملاً پوشیده با روبند آبی منتشر شد. او بدون هیچ‌گونه ترحمی از سوی تماشاگران شلاق خورد. بدون شک، این صحنه از واقعیت آینده پیش روی این کشور رنج‌دیده پرده برمی‌دارد. جایی که «طالبان» به شکل قوی‌تر بازمی‌گردند و افراد بیشتری به ویژه زنان را مورد آزار و اذیت قرار خواهند گرفت.

این خروج به یک بحران عمیق اخلاقی خواهند انجامید و اعتماد به نفس را در نیروهای مدنی که با فرصت‌طلبی آشکار عمل می‌کنند، متزلزل خواهد کرد؛ زیرا میلیون‌ها نفر با بی‌رحم‌ترین و وحشیانه‌ترین سازمان‌های تروریستی روبرو خواهند شد.
آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه ایالات متحده خروج نیروها را با بیان اینکه آنها از افغانستان را از طریق ماهواره‌ها نظارت خواهند کرد، توجیه کرد. این تلاشی برای خروج همراه با معذرت‌خواهی است، اما واقعیت آشکار این است که با جنگ علیه تروریسم مغایرت دارد زیرا گروه‌های افراطی باید به‌طور مداوم در پناهگاه‌های امن خود تحت فشار قرار بگیرند تا از عملیات تروریستی گسترده آنها جلوگیری شود. این همان اتفاقی است که در سال 2001 طی عملیات 11 سپتامبر رخ داد، زمانی که القاعده سالها پناهگاهی امن یافته و قدرت خود را افزایش داده بود. آنقدر هم حرفه‌ای شده بود تا حدی که عملیات بزرگ خود را در مکان‌های مختلف انجام می‌داد. نظارت هوایی نتوانست گروه «داعش» را که در یک منطقه جغرافیایی گسترده منتشر شده بود، از بین ببرد، بلکه نابودی‌اش فقط با محاصره کامل محقق شد.

خروج زودهنگام غالباً منجر به یک خطای استراتژیک خواهد شد، زیرا سازمان‌های تروریستی، مانند همیشه، افغانستان را به عنوان یک نقطه دور و مقصدی برای تنظیم مجدد صفوف خود انتخاب خواهند کرد تا سکوی پرتاب جدیدی برای حملات دیگری باشد. این خروج همچنین از نظر هواداران این گروه‌ها یک شکست تلقی می‌شود و باعث افزایش سرعت جذب جنگجویان می‌شود.

جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، در مقاله خود در مجله فارین پالیسی، گفت که در طرز تفکر جنگ علیه تروریسم اشتباهی اساسی و تنگ‌نظری وجود دارد. این یک جنگ استراتژیک باز و بی پایان است که شبیه جنگ با کمونیسم است که ده‌ها سال تا زمان نابودی آن ادامه داشت. اما جنگ علیه تروریسم همیشه توسط بازیگران سیاسی محلی مورد باج‌خواهی قرار گرفته‌است. آنان از سرخوردگی داخلی آمریکایی‌ها از سیاسیونی که از جنگ‌های ضروری برای افزایش محبوبیت خود و کسب آرای انتخاباتی سوءاستفاده می‌کنند، بهره می‌برند.

هیچ‌کس در مورد بازگشت نیروهای آمریکایی که ده‌ها سال است در آلمان و کره جنوبی مستقر هستند صحبت نمی‌کند، زیرا آنها هیچ مزیت انتخاباتی سریع ندارند.

با وجود همه توجیهات، خروج نیروها یک خطای استراتژیک و یک شکست اخلاقی محسوب می‌شود. با بیرون رفتن آخرین نیروهایی که با شکست دادن «القاعده» و «طالبان» و کشتن رهبران آنها خدمات بزرگی به جهانیان ارائه دادند، نمی‌توان چیزی جز باقی ماندن درد و فریاد میلیون‌ها انسان را تصور کرد. کسانی مانند زنی که شلاق می‌خورد و کسی به دادش نمی‌رسید.

منبع: روزنامه الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه فارسی

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.