فوری

پخش زنده
  • صفحه اصلى
  • ايران
  • جمال نصارى

    <p>شاعر و پژوهشگر ادبى<br />
&nbsp;</p>

    شاعر و پژوهشگر ادبى
     

    نگاه تطبیقی به طبیعت در شعر السیّاب ونیما یوشیج

    بدر شاکر السیّاب ونیما یوشیج از پیشگامان شعر معاصر به شمار می آیند. هر دوشاعر تلاش فراوانی کردند که قالب ها ومضمون های کلاسیک را دگرگون کنند وطرحی نو بیآفرینند. بدر شاکر السیّاب با شعر" سرود باران" و نیمایوشیج با شعر"ققنوس" مسیر تکاملی شعر نو را پیمودند.

    زندگینامه دو شاعر

    در سال 2017-2018 در جشنواره بین المللی شعر " المربد" عراق شرکت کرده بودم. یکی از فعالیت های جشنواره در خانه سیاب بود. در مسیر بصره به سوی خانه سیّاب چیز متفاوتی ندیدم زیرا که من فرزند نخل وشط هستم وبا این فضا آشنا بودم.

    سیاب یکی از تراژیک‌ترین شاعران عرب در طول حیات خود بود. خلف رشید نعمان، در کتاب " اندوه در شعر سیّاب" می نویسد: او در سال 1926 در روستایی از روستاهای ابوالخصیب بصره به نام " جیکور" چشم به جهان گشود. خانواده سیّاب وضع اقتصادی مناسبی نداشتند. او شش ساله بود که مادرش" کریمه" دار فانی را وداع گفت واز محبتش محروم ماند. تحصیلات دبیرستان را در بصره به پایان رساند. در سال 1943-1944 در دانشسرای عالی بغداد، در رشته زبان عربی پذیرفته شد. یک سال بعد به گروه ادبیات انگلیسی پیوست ودر سال ۱۹۴۸ گواهینامه لیسانس در رشته زبان وادبیات انگلیسی به دست آورد.
    امّا سیروس طاهباز درباره زندگی نیمایوشیج این چنین می نویسد: او در سال 1276 هجری شمسی در روستای یوش از روستاهای مازندران چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم ومادرش طوبی مفتاح نام داشت. در دوازده سالگی به تهران رفت و در مدرسه" سن لوئی" زبان فرانسوی آموخت. استادِ او در ادبیات" نظام وفا" بود.

    دیدگاه تطبیقی

    ادبیات تطبیقی علمی است که روابط ادبی میان ملل مختلف را بررسی می کند. از آن جایی که جهان معاصر، به دهکده ای مانند است؛ اهمیّت ادبیات تطبیقی جهت رشد زیبایی وصلح دوچندان می شود.

    پژوهش های علمی، به دو مکتب تطبیقی در زمینه ادبیات باور دارند. 1- مکتب فرانسه است که به سه ویژگی مهم در روابط ادبی وهنری میان ملّت ها ایمان دارد. الف: تاریخ ب: تاثیر وتاثر ج: زبان مبدأ وزبان مقصد. 2- مكتب آمريكاست كه اصول مكتب فرانسه را دست وپاگیر وقهقهرایی می بیند واز دموکراسی هنر وزیباشناختی ادبیات به دور است. مکتب ادبیات تطبیقی امریکا معتقد است که آثار ادبی، وثیقه های تاریخی نیستند. وبعضی از مضامین همچون عشق وانسانیت تابع مقوله تاثیر وتاثر، کشمکش ها ودشمنی های فردی وگروهی نیست.

    در این نوشتار برآنم با استفاده از مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی به بررسی طبیعت در شعر سیّاب ونیمایوشیج بپردازم.

    طبیعت در شعر سّیاب ونیمایوشیج

    بدر شاکر السیّاب ونیمایوشیج در دامان طبیعت چشم به جهان گشودند. صفای روستا ووسعت طبیعت، قریحه هر دو شاعر را به زیبایی صیقل داد. در گنجینه واژگانی سیّاب ونیمایوشیج کلماتی همچون درختان، نخل ها، گل ها، باران و دریا به وفور مشاهده می شود. این واژگان در بیشتر اوقات جنبه نمادین دارند. به عنوان مثال سیّاب در شعر" مسیح بعد از به صلیب کشیدن" می گوید:
    بعد از پایین آوردنم، شنیدم بادها/ در زاری طولانی، می تنیدند نخل ها/ گام ها دور می شوند. سپس دردها/ وصلیبی که به میخ کشیدند مرا بر آن در طول شامگاه.

    ایلیا الحاوی در کتاب" شعر معاصر عرب بدر شاكر السيّاب" می نویسد: نخل رمز زندگی، حاصلخیزی وبخشندگی است. خون عراق است امّا با واقعیت اقتصادی مطابقت ندارد؛ زیرا که نفت آبشخور اساسی عراق است…. عراق حقیقی، باامنیت، مطمئن، قانع به ذات خود وپشت گرم به سرنوشتش، عراق نخل است وعراق توطئه چین… عراق نفت است.
    عراق نخل به امید حضور باران است. بارانی که رمز گشایش، انقلاب واصلاح است؛ تا امیدهای خفته در ذات شاعر وامیال سرکوفته مردمش را زنده کند. جدال های سیاسی وظلم های اجتماعی، فضای خفقان زایی خلق کرده اند. فضای عراق، فضای پرتب وتابی است؛ سیّاب امیدوار است که با آمدن باران، این وضع نابسامان، سامان پذیرد. او در شعر " سرود باران" می نویسد:
    زمانی که خردسال بودیم، آسمان/ ابری می شد در زمستان/ ومی آمد باران/ هر سال که زمین ها سرسبز می شوند گرسنه می شویم/ سالی نگذشت که عراق گرسنگی نداشته باشد/ باران/ باران/ باران.

    بدر شاکر السیّاب به فضای دینامیکی دریا خوش بین است؛ زیرا که دریا حاکی از اندیشه وپیکار ملّت هاست. آنانی که نسبت به این فضا، بی توجهی می کنند در منِ فردی خود غوطه ورند. دریا ثروتی از ثروت های شاعر است ورمزی برای وطن. امواج دریا سمبل انقلاب اند وپیام آور آزادی. سیّاب می گوید:

    در خلیج فریاد می زنم، ای خلیج/ ای بخشنده مروارید وصدف ومرگ/ پس پژواک همچون شیونی برمی گردد. ای خلیج/ ای بخشنده صدف ومرگ.

    اگر بدر شاکر السیّاب در جست وجوی نخل در طبیعت بصره است؛ نیمایوشیج در جست وجوی درخت کاج در طبیعت مازندران است. او در شعر" ری را" استبداد حاکم بر ملّت ناتوان را به تصویر می کشد:
    از پشت کاج که بندآب/ برق سیاه تابش تصویری از خراب/ در چشم می کشاند.
    یا در شعر" داروگ" از وضع مناسب اتحاد جماهیر شوروی می گوید در حالی که وضع جامعه ایران بی نهایت خسته کننده ودشوار است؛ به همین دلیل شاعر در انتظار باران آزادی است.
    خشک آمد کشت گاه من/ در جوار کشت همسایه/ گرچه " می گریند روی ساحل نزدیک" / سوگواران در میان سوگواران/ قاصد روزان ابری داروگ کی می رسد باران.
    یا در شعر" آی آدم ها" از جامعه درخواست می کند که در برابر مسائل مهم بی مبالات نباشند. آنها جزئی از یک اتفاق عظیم وگسترده هستند:

    یک نفر در آب می سپارد جان/ یک نفر دارد که دست وپای دائم می زند/ روی این دریای تند وتیره وسنگین که می دانید.
    در نهایت لازم به ذکر است که زندگی دو شاعر شباهت های زیادی دارد. هر دو شاعر در دامان طبیعت بزرگ شدند؛ وبعد از مدتی به پایتخت سفر کردند. نمادهای اجتماعی وسیاسی برگرفته از طبیعت همچون باران آزادی وامواج انقلاب فضای مهمی از شعرهای آنان دربرگرفته است.

    ** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.

    تبلیغات

    برگزیده های کاربران