فوری

پخش زنده
  • صفحه اصلى
  • ايران
  • ممدوح المهینی

    <p>نویسنده و روزنامه&zwnj;نگار سعودی و مدیر شبکه&zwnj;های العربیه و الحدث</p>

    نویسنده و روزنامه‌نگار سعودی و مدیر شبکه‌های العربیه و الحدث

    يك قطره سم در لیوان آب

    در یک سخنرانی در دانشگاهی در واشینگتن، استاد سخنران تحلیل‌های متعددی از دلایل موج فزاینده بنیادگرایی و تروریسم در جهان ارائه كرد. بخشى از آنها به اين نحو بود: واکنش به مدرنیسم و شیوه زندگی غربی منتقد فرهنگ‌های جوامع سنتى. تحلیل دیگری اوضاع ملیونها جوان حاشیه‌نشین سرخورده را به رشد افراط گرایی رجوع می‌داد. و در پایان یک تحلیل کلاسیک معروف که بنیادگرایی را واکنشی چالش‌برانگیز برای امپریالیسم غرب و به ویژه آمریکا معرفی می‌کند.
    همه این تحلیل‌های ناپایدار، بیشترین چیزی است که تندروها آرزویش را دارند، چون برای آنها خوراک مجانی برای بسیج کردن افراد و برانگیختن احساسات و آماده کردن روانی میلیون‌ها جوان مسلمان، تهيه مى‌کند. تندروها به این جوانان القا می‌کنند که آنها به این دلیل منزوی و غریب از جهان هستند چون یک جنگ صلیبی و ددمنشانه، دین و فرهنگ آنها را هدف قرار داده است. توجیه‌هایی قالب‌بندی شده که حتی اسامه بن لادن، سرکرده «القاعده» هم برای مشروعیت‌بخشی اعمالش به آنها استناد می‌کرد.
    این توجیه‌های خطرناک، تنها تحلیل واقعی که معضل را در خود فرهنگ بنیادگرایی و نفرت‌پراکنی می‌بیند، نادیده می‌گیرند. همان فرهنگی که شخصیت‌های بیماری مانند «جان جهادی» و امثالش را به وجود می‌آورد.

    در واقع تروریست‌های انتحاری در توجیه اعمالشان، صریح‌تر و شفاف‌تر از رهبران فکری‌شان هستند. آنها پیش از آنکه به عملیات انتحاری دست بزنند، دلیل واقعی‌شان را بیان می‌کنند. آنها به وضوح می‌گویند که ‌هذفشان این است که بر کفار و گمراهان چیره شده و جهان را از لوث وجود آنها پاک کنند. این به این معناست که انگیزه برگرفته از ایده‌های بنیادگرایانه است و نه واکنشی به مدرنیسم و سلطه امپریالیسم، آنگونه که در دانشگاه‌های غربی ادعا می‌کنند.

    البته اشاره به اینکه بنیادگرایی سبب حقیقی پیدایش تروریسم و فرهنگ خشونت است، به معنای حل این مشکل نیست، اما گامی است برای پیدا کردن راه‌حل حل برای این معضل پیچیده که نقش مهم تاریخ را نباید در آن نادیده گرفت.
    مسلمانان هم مانند ملل دیگر دو تاریخ مختلف دارند؛ یکی چرخشان و پر از اندیشه‌های روشنفکری و مدارا و دوره‌هایی مملو از همزیستی و ثبات که در آن شخصیت‌های بزرگی شامل رهبران، اندیشمندان، پزشکان، فقیهان و شاعران زیسته‌اند. اما تاریخ دیگر، تاریخی تار که توسط مبلغین افراطی، و سرکردگان گروه‌های بنیادگرا و تاریخ‌نگاران ایدئولوژی‌زده ساخته شده است و در آن تمام دوره‌هایی که در آنها هر نشانه‌ای از دانش و ابتکار است، حذف شده. متاسفانه این نوع خوانش بر کل تاریخ چیره شد و فرهنگی را به وجود آورد که تا به امروز ادامه دارد و نسل‌های جدید با یک حافظه تاریخی دستکاری‌شده‌ای رشد کردند که هیچ چیز را جز بخش تاریک گذشته به یاد ندارد.
    مایه تعجب نیست که بنیادگرایان که از تفسیرهای غربی درباره موضوع بنیادگرایی خرسند شده و آن را تبلیغ می‌کنند. آنان بی‌محابا به تاریخ طلایی اسلامی و عربی می‌تازند و چهره‌های بزرگ را تکفیر کرده و به انحراف متهم می‌کنند؛ رویه‌ای شناخته شده برای ترور شخصیت‌ها با هدف جلوگیری از تاثیر اندیشه‌های آنها بر زمان حال.

    تلاش‌های آنها البته منطقی است، زیرا که زنده کردن تاریخ درخشان و زدودن غبار از روی شخصیت‌های بزرگ، بیشترین خطر برای آموزه‌ها و اندیشه‌های آنهاست. مسلمان، گذشته پرافتخاری در زمینه مدارا و روشن‌فکری دارند و همه آنچه باید کرد، پیوند زدن حافظه زنده آنها به این تاریخ است؛ این چیزی است که سبب درهم‌آمیخته شدن آنها با دنیای مدرن خواهد شد، بدون آنکه دچار احساس گناه و یا خیانت به دین و تاریخ‌شان شوند.
    انگیزه مطرح کرن این موضوع، اقدامات جدید فرانسه برای مبارزه با کانون‌های افراط‌گرا است. این گام درست نشان داد که همه اقدامات گذشته مبتنی بر همان تحلیل‌های رایج در مورد به حاشیه رانده‌شدن، ترس از مدرنیسم و غیره؛ به جای حل معضل، آن را پیچیده‌تر می‌کند.
    منتظر بودیم شخصیت‌های اسلامی متاثر از فضای اروپا به ما در ارائه دستاوردهای علمی و فکری برای حل بحران تروریسم کمک کنند، اما دیدیم که مبلغان، کانونهای مذهبی و برخی سیاستمداران در بزرگترین پایتخت‌های غربی، نه تنها به فرهنگ نفرت‌پراکنی دامن می‌زنند، بلکه علیه اصلاحات اجتماعی و فکری شجاهی که سعودی و تعدادی دیگر از کشورهای عربی به پیش می‌برند، تبلیغات منفی به راه انداخته‌اند.
    توجیه‌های تکراری که در سخنرانی [دانشگاه واشنگتن] مطرح شد، توهماتی بیش نیست. راه‌حل در رهایی از فرهنگ بنیادگرایی و مبلغان آن است. همچنین بستن راه بر جریانات سیاسی که برای محقق کردن اهداف شوم خود، از بنیادگرایان حمایت مالی می‌کنند.
    یک امام جماعت در سفری به همراه تعدادی از روزنامه‌نگاران به سوئد، یک سخنرانی طولانی درباه همزیستی و استقبال از مسلمانان در این کشور مهمان‌نواز ایراد کرد. اما او در نهایت خطبه‌اش قطره کوچکی از سم خود را درون لیوان آب ریخت و گفت «با این حال تا ابد متفاوت ودشمن خواهیم ماند.»
    شاید مهم‌ترین گام در آینده، جلوگیری از نفود قطره‌هایی سمی به افکار نسل آینده مسلمانان باشد.

    منبع: روزنامه الشرق الاوسط

    ترجمه: العربیه فارسی

    ** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.

    تبلیغات

    برگزیده های کاربران