.
.
.

کاشفان فروتن شوکران

نگاهی به واقعه سیاهکل و چهل و یک سال فعالیت سازمان چریکهای فدایی خلق ایران (۱)

امید حبیبی‌نیا

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

چهل و یک سال پیش در چنین روزهایی جنگل های سیاهکل صحنه درگیری گروهی از نخبگان جوان دانشگاهی در قالب چریکهای جنگلی با نیروهای نظامی شاهنشاهی بود که منطقه را برای دستگیری چندین چریک به محاصره درآورده بودند.

در آن شب نوزدهم بهمن ماه ۱۳۴۹ تاریخ معاصر ایران ورق خورد و دوران تازه ای آغاز شد که یکسره بوی باروت گرفت.

دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که امید به برپایی نخستین دمکراسی در خاورمیانه را با دخالت سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا و همکاری نیروهای مسلح و مشتی اوباش و فواحش به یاس بدل ساخت، شاید تا پیش از دهه شصت در جمهوری اسلامی سیاهترین دوران تاریخ معاصر کشور باشد که بسیاری از روشنفکران، هنرمندان و فعالان سیاسی را به یاس و انفعال کشاند.

در این میان دانشجویان که آن روزها همچنان در زمره گروه مرجع در جامعه ایران شناخته می شدند همچنان در پی راه برون رفتی از این بن بست سیاسی و خفقانی که بر جامعه حکم فرما شده، بودند. اتفاقی نبود که نخبه ترین دانشجویان هنر، مهندسی، علوم انسانی و اجتماعی و پزشکی به تدریج با مطالعه جزوات کمونیستی به این نتیجه رسیدند که رسالت تاریخی تشکیل نیرویی که تکلیف خود را با بی عملی و خیانت حزب توده در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و گوش به فرمان بودن آن روشن کند، بر دوش دارند.

در دهه شصت میلادی جنبش های چریکی در تمام جهان از آسیا تا آمریکای لاتین از ایالات متحده تا اروپا و خاورمیانه گسترده شده بودند و در مواردی همچون السالوادور، برزیل و نیکاراگوا حکومت های مرکزی را زمین گیر کرده بودند، آن روزها روزهایی بود که سخن چه گوارا همه جا تکرار می شد: انقلاب سیبی نیست که پس از رسیدن بیافتد ما باید آن را ناچار به افتادن کنیم.

تجربه انقلاب کوبا و مبارزه چریکی در لبنان و فلسطین توجه بسیاری از جوانان را در خاورمیانه برانگیخته بود، در ایران نیز سرخوردگی از جریان های ملی و چپ سنتی که معمولا پایگاه و خاستگاهی جز طبقه متوسط داشتند و از خصلت مبارزه جویی مورد نظر جوانان دهه چهل خورشیدی عاری بودند سبب شده بود تا جوانان به جزوات و مقالات مارکسیتی و لنینستی که مبارزه مسلحانه را ترویج می کردند اقبال بیشتری نشان دهند رساله جنگ چریکی لنین در کنار جزوات فیدل کاسترو و چه گوارا یکی از مهمترین آثار تئوریکی بود که مورد توجه دانشجویان مخالف وضع موجود قرار گرفت دانشجویانی که عمدتا از شهرستانها و خانواده های کارگر و کشاورز یا زیر حد متوسط به دانشگاه های تهران آمده و در زمره نخبگان دانشگاه ها محسوب می شدند خود دست به کار ترجمه و نشر آثار چپ زدند، از این قرار در دهه چهل مبانی نظری ایجاد یک نیروی تازه و جوان که خلاف تمام جریان چپ سنتی حرکت کند فراهم آمد، به تدریج محافل این جوانان دانشجو در شهرهای مختلف با یکدیگر پیوند خورد، در تبریز صمد بهرنگی و در تهران بیژن جزنی به کسانی برای جذب همفکران به دور خود جلب شدند.

این گروه از جوانان که با روشنفکران و هنرمندان هم در رفت و آمد بودند به تدریج هم در آنها تاثیر می گذاشتند و هم خود از آنان متاثر می شدند در دهه چهل فضای هنری کشور آماده یک خیزش برای زمینه سازی قیام مسلحانه بود.

فروغ فرخزاد خانه سیاه است را ساخت و تولدی دیگر و ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد چنان توصیف سیاه و تلخی از فضای اجتماعی جامعه را پیش روی نسل تازه گذاشت که برای یافتن روزنه ای در دل سیاهی، «از نهایت شب» به جستجوی چراغ برخاست.

ابراهیم گلستان، فرخ غفاری، هژیر داریوش و سهراب شهید ثالث با فیلم های خود که از نظر ساواک و مسئولان فرهنگی به سیاه نمایی می پرداخت بازتاب دهنده همان «نهایت تاریکی» بودند.

احمد شاملو در شعرهایش از بودن یا نبودن می گفت و چگونه زیستن برای آنکه بغض فروخته را فریاد زد، شاعران دیگر نیز چون اخوان و اسماعیل خویی بی عدالتی و ظلم را با صراحت پیش روی مخاطبان قرار می دادند، شعرهای آنها که گاه زیر تیغ سانسور می ماند، در نسخه های دست نویس در میان جوانان و دانشجویان دست به دست می شد.

داستان نویسان نیز تحت تاثیر فضای ملتهب دهه چهل آثاری خلق می کنند که برای جوانانی که چاره ای جز مبارزه مسلحانه با حکومت نمی دیدند به کتابهای بالینی بدل می شوند، صادق چوبک با تنگسیر، بهرام صادقی با سنگر و قمقه های خالی که سرانجام در سال ۱۳۴۹ منتشر شد و مهمتر از همه صمد بهرنگی با ماهی سیاه کوچولو در کنار شفیعی کدکنی، رضا براهنی و جمال میرصادقی و دیگران نقش بسزایی در تاثیرگذاردن بر دانشجویان مخالف و از سوی دیگر تاثیرپذیری از آنان داشتند.

دانشگاه در اواخر دهه چهل بار دیگر به جو سال ۳۲ نزدیک می شد، اعتصاب ها و تظاهرات مختلف و موج دستگیری دانشجویان که گاه تنها جرم شان صحبت های درگوشی یا خواندن یک جزوه ممنوعه بود سبب شده تا برخلاف تلاش ساواک و متولیان امنیتی رژیم شاه، دانشجویان هوشیارتر و با انگیزه تر بشوند، تجربه زندان و بازجویی و شکنجه یکی از نخستین تجربیاتی بود که دانشجویان پس از آزادی با دیگران در میان می گذاشتند از این رو آنها به شناخت نسبی از شیوه های بازجویی و برخورد ساواک با مخالفان معمولی رسیده بودند.

جنبش دانشجویی مه ۶۸ در فرانسه که به سرعت به سراسر اروپا رسید نیز دانشجویان ایرانی مخالف را تحت تاثیر قرار داد و آنها را به این باور رساند که امکان ایجاد انقلاب از طریق ایجاد یک نیروی جوان و مبارزه جو که پایگاه مرجع سایر گروههای اجتماعی ست وجود دارد.

جامعه شهری ایران در دهه چهل نیز دستخوش تضادها و تعارض های متفاوتی بود از سویی با رشد طبقه متوسط شهری بافت تازه ای از شهرنشینی در تهران و شهرهای بزرگ شکل گرفته بود و از سوی دیگر حاشیه نشین ها به شهرها چهره ای متفاوت بخشیده بودند، تضاد بارز میان شمال و جنوب شهر تهران و وضعیت نابسامان کارگران که گاه به گاه به اعتصاب گسترده آنها در شرایطی که رژیم شاه در حال گذر از شرایط رفرم اجتماعی و اقتصادی تحت نظارت مستشاران آمریکایی برای اجرای منویات اصل چهار ترومن بود و نام آن را انقلاب سفید گذارده بود سبب می شد تا زمینه های مبارزه رادیکال در جامعه شهری بیش از پیش شکل بگیرد.

حال همه زمینه های نظری و پشتیبانی فرهنگی برای خیزش مسلحانه وجود داشت اما نه سلاحی در کار بود و نه آموزش نظامی، نخستین تلاش ها برای تهیه اسلحه به شکست دهشت باری منجر شد و سبب شد تا ساواک عباس شهریاری توده ای سابق را که به خدمت خود درآورده بود به شناسایی نخستین هسته های جنبش چریکی برانگیزد.

با دستگیری بیژن جزنی که رهبر ایدئولوژیک هسته های چریکی بود و گروهی از نخستین اعضای این سازمان چریکی جدید که هنوز نام مشخصی نداشت، سایر اعضای دو گروه اصلی که عمدتا دانشجویان دانشگاه های تهران بودند تلاش کردند تا خود را به اردوگاه های جبهه خلق برای آزادی فلسطین برسانند، اغلب آنها توسط عباس شهریاری به دام ساواک افتادند، اما سرانجام چند نفر از آنان از جمله علی اکبر صفایی فراهانی موفق می شوند تا خود را به فلسطین برسانند، شاید تقدیر چنین بود که از میان کسانی که از تور شهریاری نجات می یابند علی اکبر صفایی فراهانی هم باشد که خود را با مشقات فراوان سرانجام به جبهه آزادیبخش فلسطین برساند و در آنجا پس از مدت کوتاهی فرماندهی یک گروه ۱۵۰ نفره از چریکهای فلسطینی برعهده او گذارده شود، صفایی فراهانی چهار سال بعد که به ایران بازمی گردد موفق می شود اسلحه و مهمات لازم را برای یک گروه چریکی با خود بیاورد.

کار شناسایی جنگل های شمال در منطقه شمال همزمان با آموزش نظامی گروه کوچکی از چریکها آغاز می شود ارزیابی گروه آن است که با آغاز عملیات چریکی کشاورزان منطقه به آنها می پیوندند و به تدریج یک پایگاه چریکی در منطقه شکل می گیرد و همزمان عملیات چریکی شهری نیز نیروهای نظامی و امنیتی را سردرگم می کند و سبب می شود تا پایگاه جنگلی هر چه بیشتر گسترده شود، ارزیابی که در عمل به دلایل مختلف از جمله ناآگاهی روستاییان و هشدارهای ساواک به روستاییان که تا حدودی به اوضاع مشکوک شده است نادرست از آب در می آید.

علی اکبر صفایی فراهانی که اکنون فرماندهی چریک ها را برعهده داشت، با متحد کردن دو گروه پیرو جزنی و ظریفی تنها فرصت نوشتن یک رساله را یافت: آن چه یک انقلابی باید بداند که یکی از نخستین متون نظریه پردازی جنبش چریکی در ایران بود، این متن همزمان در اوج مباحثات درون این سازمان چریکی منتشر شد، امیر پرویز پویان پیش تر رساله ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا را نوشته بود و مسعود احمد زاده نیز مبارزه مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک.

ماهها بحث درون سازمانی برای نقطه شروع مبارزه مسلحانه و چگونگی آن با این نظر که جامعه ایران پس از رفرم فرمایشی شاه از جامعه فئودالی فاصله گرفته و وارد دوران سرمایه داری شده است سرانجام به آنجا رسید که نقش پیشاهنگ در جریان مبارزه طبقاتی در شهر و روستا برافروختن شعله ای ست که انرژی ذخیره توده ها را به انفجار بکشاند.

هر دو گروه احمد زاده که به اولویت مبارزه در شهر و گروه جزنی- ظریفی (که به صفایی فراهانی پیوسته بودند) که به مبارزه همزمان در شهر و جنگل باور داشتند، معتقد بودند که جانفشانی پیشاهنگ باید بتواند توده ها را به میدان مبارزه بکشاند از همین رو نام فدایی را برای خود انتخاب کردند.

در زمستان سال ۱۳۴۹ یک گروه ۲۲ نفره به شمال رفتند تا کار ایجاد پایگاه چریکی را آغاز کنند اما رخدادی غیرمترقبه سبب شد تا چریکها پیش از آنکه تصورش را بکنند و آمادگی لازم را داشته باشند وارد نبرد شوند.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.