.
.
.

غل و زنجیرهای فرقه‌ها و جنگ علیه جامعه

ترکی الدخیل

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

حکایت‌های صادقانه‌ای که پدران و پدربزرگان نقل می‌کنند، می‌گوید فرقه‌گرایی در جامعه‌های پیش از انقلاب ایران، وجود نداشت. حتی کلمه فرقه‌گرایی هم در محیط اجتماعی، به کار برده نمی‌شد. قراردادهای تجاری و ازدواج‌ها میان سنیان و شیعیان بی حد و حصر منعقد می‌شد؛ چه در احسا، چه قطعیف و چه سیهات. این همزیستی اجتماعی پیروی یک دیدگاه آکادمیک یا اجرای یک نظریه در قراردهای اجتماعی نبود، بلکه روش طبیعی زندگی مردم بود که آن را خواسته‌های فردی یا جهت‌گیری‌های سیاسی، مکدر نمی‌ساخت.

فرقه‌ها، با یکدیگر با تسامح و آشتی زندگی می‌کردند، تا این‌که انقلاب ایران پیروز شد. پس از آن پدیده «جنبش بیداری» با استفاده از فضای انقلابی، در جوامع سنی، فعالیت خود را تشدید کرد و جوامع را چند پاره کرد. از آن هنگام، گفتمان‌ها میان سنیان و شیعیان، ویژگی نفی یکدیگر و به سخره گرفتن را هم یافت و یکی به «رافضی بودن» متهم شد و دیگری به «ناصبی بودن».

هنگامی که انتساب فرقه‌ای از اصول فقهی اختلاف‌پذیر به فرقه‌گرایی سیاسی متحول شد دشمنی میان فرقه‌ها شدت گرفت زیرا خمینی از ابتدای انقلاب گفته بود که وابستگی سیاسی یک فرقه از وابستگی عقیدتی آن مهم‌تر است، هنگامی که «ولایت فقیه» ظهور کرد قبله انسانی نیز تغییر یافت و بدینسان، حج قلبی گرداگرد غیرخودی دوردست برگزار شد و خودی نزدیک مورد اهمال قرار گرفت.

ملک عبد العزیز در گفت‌وگوهایش با امین الریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰) می‌گفت که شمار شیعیان در الاحساء به ۳۰ هزار تن می‌رسد و همه آن‌ها محترمند. او اما بدون دخالت در مسائلشان، گاهی از آن‌ها می‌خواست از تظاهرات و مراسم خود اندکی بکاهند. پس از فرا رسیدن دوران انقلابی، عقیده مذهبی «سیاسی» و نه «دینی» شد، معضل واقعی در اینجاست، چرا که شعارها از نماز مهم‌تر، شعار دادن برای رهبر برتر از شعار دادن به نام خدا شد. مبلغ مذهبی بزرگ شد و به حاکم مطلقی تبدیل شد که برای جذب پیروی مردم برای مذهبش در سراسر جهان تلاش می‌کند.

پس از مرور بیش از سه دهه، ایران ثمره تلخ فرقه گرایی را برداشت می‌کند. تصویر هر طرف در دید طرف دیگر بزرگ شد، دشمنی از راه جنگ‌های داخلی میان شیعیان سنیان در عراق، لبنان و سوریه، به اوج خود رسیده و این تبلیغات تحریک‌آمیز، جوامع را به سوی جنگ و خونریزی کشاند! با طرف دیگر بر اساس تصویری توهمی که از طرف دیگر دارند با او می‌جنگند. تصاویری که بر روی منابر و در خطبه‌ها ترسیم می‌شود توهمی بیش نیست. تزوتان تودوروف فیلسوف فرانسوی (۱ مارس ۱۹۳۹) می‌گوید: «وجود فعلی انسان در ارتباط عمیق نهفته است. این‌که وجود داشته باشی به این معنی است که ارتباط داشته باشی. این‌که باشیم یعنی با دید دیگران و از طریق آن‌ها باشیم. من نامم را از دیگران دریافت می‌کنم، این نام برای دیگری وجود دارد.. زندگی متکی به گفت‌وگو است. زندگی کردن یعنی وارد گفت‌وگو با دیگران شدن، یعنی از دیگران پنهان نشویم، زندگی می‌خواهد دیگری برای دیگران باشد، همچون دیگران وارد زندگی دیگران شوی، بار «من» موجود در کلمه «من»‌ را از دوش زندگی کنار بگذاری».

نظریه «قرارداد اجتماعی» در طول زمان توسعه آن، همچنان مساله روابط انسان‌ها با یکدیگر و تنظیم حرکت میان آن‌ها در جامعه عمومی را به بحث می‌گذارد. در سایه فرقه‌گرایی، نمی‌توان قرارداد اجتماعی داشت چرا که سرکوب جایگزین می‌شود. تفاوت زیادی میان بعد انسانی و اجتماعی در سعودی و ایران وجود دارد، حقوقی که در سعودی همگان بدون توجه به مذهبشان دارند، مساوی است در حالی که در ایران مجال چندانی فراروی سنی برای اجرای اعمال دینی‌اش در مسجدی معین و بر پایه نظر فقهی‌اش وجود ندارد. این نقش فرقه‌گرایی است که هیچ نقشی برای دیگران قائل نیست و دلیل آن انتخاب قرار داد فقهی نیست بلکه به خاطر آفت خطرناک مرتبط کردن فرقه و مذهب با پیروی سیاسی مشخص نظام معینی است که «نظام ولایت فقیه»‌است.

هیچ چیزی سنگین‌تر از غل و زنجیر تنفر از دیگران نیست. جلال الدین رومی (۱۲۰۷-۱۲۷۳)، گفته بود: «چه خوشبختند آن‌هایی که از غل‌ و زنجیرهایی که زندگی‌شان با آن‌ها مستحکم شده رها می‌شوند».

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.