چرا سازمان استخباراتی پاکستان از نبیل می‌ترسد؟

داوود اکبرزاده
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
11 دقيقه (Reading time)

در سال ۲۰۱۰ زمانی‌ که رحمت‌الله نبیل برای بار نخست رییس امنیت ملی افغانستان شد، یک چهره‌ی ناآشنا برای مردم افغانستان بود و پیش‌قضاوت‌هایی وجود داشتند که شاید او نتواند ریاست امنیت ملی را درست رهبری کند؛ اما نتیجه‌ی کار نبیل عکس این برداشت را ثابت ساخت. او در نخستین روز‌های کاری‌اش در ریاست امنیت ملی وعده سپرد که این اداره را مردمی، مسلکی و مؤثر می‌سازد. نتایج کارهای او را برای رسیدن به این سه هدف، در این مقاله به بحث می‌گیرم.

بار نخست که با رحمت‌الله نبیل در باره‌ی تحقیق دوره‌ی ماستری‌ام در دفتر کارش ملاقات کردم، نبیل را یک مرد خوش‌چهره، ساده‌لباس و نسبتاً خاموش یافتم. او ساعت و قلم مون بلانک سویسی را خوش دارد و می‌گفت روزانه ۶ پیاله قهوه می‌نوشد و خیلی هم سیگار استفاده می‌کند.

نبیل ۴۶ ساله، ۱۲ سال پیش وارد سیاست افغانستان شد. او پس از فراغت از رشته‌ی مهندسی، با برنامه‌ی مهاجرت سازمان ملل متحد در شرق افغانستان همکار شد و بعداً به مقام‌های بلندی در سازمان ملل متحد رسید. او بار نخست در سال ۲۰۰۳ به عنوان رییس امور داخلی شورای امنیت ملی مقرر شد و این اداره را به نام «ریاست محافظت رییس جمهور» تغییر نام داد و مسئولیت آن را به دوش گرفت. مسئولیت محافظت از رییس جمهور از امریکایی‌ها به این اداره سپرده شد. پس از چند سال این ریاست به یکی از مؤثرترین نهادهای امنیتی افغانستان مبدل شد. زمانی ‌که نبیل رییس اداره‌ی محافظت رییس جمهور بود، ۶ بار بر رییس جمهور افغانستان حمله شد که ۴ بار آن بسیار جدی بود و تمامی این حمله‌ها پیش از رسیدن به هدف‌، خنثا شدند و به این ترتیب، رییس جمهور حامد کرزی از مرگ نجات یافت. اکنون توان کاری و ظرفیت ریاست محافظت رییس جمهور در سطح منطقه بی‌نظیر می‌باشد.

در سال ۲۰۱۰، پس از استعفای رییس عمومی امنیت ملی، امرالله صالح، آقای نبیل به حیث رییس این اداره مقرر شد. در آن زمان ریاست امنیت ملی با داشتن ظرفیت‌های عالی روی بلندبردن توانایی عملیاتی و استراتژیکش کار می‌کرد. نبیل با قرارگرفتن در رأس ریاست امنیت ملی، به‌زودی شیوه‌ی تحلیل اطلاعاتی، سیتسم حمایتی و قطعات خاص امنیت ملی را تغییر داد و این آغازی بود برای ساختن ظرفیت‌های استراتژیک در این اداره. او با آوردن جوانان در این اداره، ریاست عمومی امنیت ملی را از یک دستگاه امنیتی مؤثر، به یک قوت مؤثر ملی مبدل ساخت. آقای نبیل به تعبیر خودش برنامه‌ی «شکار مغزهای افغان» را آغاز کرد و شایسته‌ترین افراد مسلکی را در نهاد امنیت ‌ملی جذب کرد. چندی قبل مقاله‌ای در مورد آقای نبیل در روزنامه‌ی نیورک تایمز آمریکایی به چاپ رسید. در این مقاله آمده است: «‌زمانی‌ که وارد ریاست امنیت ملی شوید، تعداد زیادی از جوانان افغان را با نیک‌تایی‌های نازک می‌بینید که در بهترین پوهنتون‌های دفاعی و اقتصادی غرب تحصیل کرده‌اند». نیویورک تایمز ادامه می‌دهد که آقای نبیل توانسته است سه نسل را در امنیت ملی هم‌زمان مدیریت کند: جنرال‌های مسلکی دوران حکومت‌های چپی، فرماندهان جهادی و نسل جدید. به گفته‌ی آقای نبیل، این سه نسل ظرفیت، طرز دید و قدرت امنیت ملی افغانستان را بیشتر ساخته است. او می‌گوید که نسل اول، جنرال‌هایی هستند که سال‌ها تجربه دارند. نسل دوم مجاهدینی هستند که سال‌ها تجربه‌ی جنگ معاصر را دارند و نسل سوم، جوانانی هستند که علوم جدید را آموخته‌اند و با به‌روزترین مهارت‌ها و تکنولوژی روز آشنا می‌باشند. این دسته پرچم‌دار پیشرفت اداره‌ی امنیت ملی افغانستان هستند. شاید به همین لحاظ است که اداره‌ی امنیت ملی به عنوان کاراترین اداره‌ی امنیتی دولت افغانستان در مبارزه علیه تروریسم مشهور شده است.

اداره‌ی امنیت ملی افغانستان اکنون با پیشرفته‌ترین تکنولوژی روز مجهز گردیده و دارای ظرفیت‌های خاص عملیاتی می‌باشد که می‌تواند در هر مکان در شب و روز عملیات کند و با تحلیل درست اطلاعاتی‌، تصویری واقع‌بینانه از وضعیت امنیتی کشور و منطقه ارائه دهد. هنگامی که رییس جمهور غنی پس از رسیدن به ریاست جمهوری، از نهاد‌های امنیتی دیدن کرد‌، با دیدن توانایی و ظرفیت اداره‌ی امنیت ملی، به کارمندانش چنین گفت: «اداره‌ی امنیت ملی افغانستان راه نیم قرن را در سه سال پیموده است».

این دو مثال حکایت از موفقیت و مؤثریت امنیت ملی می‌کنند که بیانگر استراتژی درست کاری رحمت‌الله نبیل، رییس این نهاد می‌باشد. به خاطر همین موفقیت‌ها و شیوه‌های جدید کاری او بوده است که اداره‌ی امنیت ملی کشور در زمان نبیل تبدیل به یکی از محبوب‌ترین و مؤثرترین اداره‌های امنیتی دولت شد. ناگفته نماند که نقش امرالله صالح نیز در توانایی امنیت ملی برجسته بوده است. او نیز در زمانش توانایی و کارکرد امنیت ملی کشور را بالا برده است. اکنون امنیت ملی از یک نهاد ترس‌ناک برای افغان‌ها، تبدیل به یک نهاد قابل اعتماد شده است.

مسلکی‌بودن، مؤثریت و اعتبار اداره‌ی اطلاعات افغانستان پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته‌ بیشتر به شهروندان افغانستان معلوم شد. انتخابات سال گذشته از متشنج‌ترین انتخابات‌های جهان بود. این انتخابات پای جنرالان نظامی، کارمندان بلند‌پایه‌ی دولتی، علما و اعضای جامعه‌ی مدنی را به طرف‌داری از یکی از تیم‌ها کشانید. اما اعضای امنیت ملی افغانستان به جانب‌داری از نامزدان و دسته‌های انتخاباتی متهم نشدند و متعهدانه و بی‌طرفانه مسئولیت‌های‌شان را انجام دادند و در جریان انتخابات به مبارزه‌ی‌شان در برابر تروریسم ادامه دادند و زمینه‌ی برگزاری انتخابات را در فضای امن در کشور فراهم کردند. به یاد داریم که درست در جریان کشمکش‌های انتخاباتی، امنیت ملی در پی بازداشت بزرگ‌ترین جنایت‌کار در سطح منطقه، رییس خدیداد، شد و او را دستگیر کرد و به پنجه‌ی قانون سپرد.

به خاطر رهبری موفقانه و سالم آقای نبیل بود که هر دو تیم در حکومت وحدت ملی به معرفی او به عنوان ریاست امنیت ملی توافق نظر داشتند و او را به مجلس نمایندگان به عنوان رییس امنیت ملی پیش‌نهاد کردند.

یکی از دلایلی که توجه سازمان استخبارات پاکستان را جلب کرده، موفقیت‌های بزرگ سازمان اطلاعات افغانستان است. زمانی که آقای نبیل از سوی رییس جمهور برای گرفتن رای اعتماد به پارلمان معرفی شد، سازمان استخبارات پاکستان با توزیع‌کردن پول از طریق افراد وابسته‌اش در مجلس، تلاش کرد او از رای اعتماد مجلس را نگیرد و نیز برای تعدادی در بیرون از پارلمان پول توزیع کرد که علیه او در رسانه‌ها تبلیعات کنند. اطلاعاتی در دست است که جنرال راحیل شریف بارها در سفرهایش به افغانستان از رییس جمهور و رییس اجرایی خواستار برکناری نبیل از سمت ریاست عمومی امنیت ملی شده که این خواست از جانب رهبران حکومت رد شده است. موفقیت نبیل در سه برازندگی در شخصیت و کارنامه‌اش می‌باشد: یک، او متعصب نیست. دو، متعهدانه و بدون طرف‌داری از کدام جناح سیاسی فعالیت می‌کند. سوم، با متانت برای شکست دشمن می‌رزمد.

به نقل از نوشته‌ی روزنامه‌ی «دنیا» چاپ پاکستان، در ماه جون سال ۲۰۱۴ حمله‌ی خونینی در میدان هوایی کراچی در پاکستان از سوی ۱۰ تروریست انجام شد که باعث خسارت‌های مالی و جانی زیادی گردید. پاکستان به‌زودی رحمت‌الله نبیل را متهم ساخت که او این حمله را سازمان‌دهی کرده است. هم‌چنان در سپتامبر سال گذشته‌ی میلادی پس از حمله‌ای بر یک مرکز نظامی نیروی دریایی پاکستان، سازمان استخبارات پاکستان نبیل را متهم کرد که این حمله را سازمان‌دهی کرده است. به نقل از نوشته‌ی نیویورک تایمز، امنیت ملی افغانستان توانسته بزرگ‌ترین جنگ‌جویان منطقه و دشمنان خود را به وفاداری از افغانستان تغییر مسیر دهد.

سازمان استخبارات پاکستان هر روز مراکز نظامی، پولیس، مکتب، شفاخانه، بانک و شهرهای افغانستان را با استفاده از طالبان هدف قرار می‌دهد. به نظر من، اگر امنیت ملی افغانستان بتواند جنگ را به مرکز ثقل قدرت دشمن برگرداند، پاسخ خوبی است. آقای نبیل در جریان سخنرانی‌اش وقتی که به عنوان رییس امنیت ملی معرفی شده بود، گفت: «پاکستان باید با دست‌کشیدن از حمایت تروریسم، به خود کمک کند؛ در غیر آن، آتش این جنگ دامن خودش را خواهد سوخت». این گفته‌ی آقای نبیل می‌تواند قاطعیت او را در برابر اعمال تخریبی پاکستان نشان دهد و نیز می‌تواند هشداری باشد برای پاکستان که اگر به تداوم جنگ در افغانستان فکر کند، افغانستان هم می‌تواند با شیوه‌ی خودش به پاکستان پاسخ دهد.

۹ ماه پیش، زمانی ‌که حکومت وحدت ملی در افغانستان ایجاد گردید، رییس جمهور غنی صفحه‌ی جدیدی را در روابط با پاکستان گشود. رییس جمهور یک برنامه‌ی سه‌بُعدی را با پاکستان آغاز کرد: نخست مذاکراه‌ی مستقیم با نظامیان پاکستان را آغاز کرد. دوم، تلاش کرد همکاری کشورهای منطقه را که با پاکستان همکاری دارند، جلب کند تا بر پاکستان فشار وارد کنند که در روند صلح با افغانستان همکاری کند. سوم، سعی کرد دیدگاه اقتصادی‌اش را در باره‌ی آسیاسی مرکزی روشن و نقش پاکستان را در آن تعریف کند. اما پاکستان با وعده‌های دروغینش، در هیچ مورد‌ پالیسی مخربش را در امور افغانستان تغییر نداد. پاکستان به رییس جمهور غنی وعده سپرده بود که تا ۱۵ مارچ سال جاری طالبان را به پای میز مذاکره حاضر خواهد کرد که این کار نشد. دولت پاکستان وعده سپرده بود که امسال طالبان عملیات بهاری‌شان را آغاز نمی‌کنند که این کار هم نشد. بالاخره پاکستانی اعلام کرد که دشمن افغانستان دشمن پاکستان است؛ اما باز هم به این وعده‌اش عمل نکرد.

در ۹ ماه گذشته پاکستان سه هدف را در افغانستان تعقیب کرد: نخست، به طور عملی حمایت نظامی و مالی‌اش را از طالبان قطع نکرد. دوم، خواست به جامعه بگوید که حکومت وحدت ملی افغانستان شکننده و ناپایدار است. سوم، با گرم نگهداشتن فضای مذاکره و روابط سیاسی با دولت، از این مصروفیت، برای تقویت طالبان و ناامنی در داخل افغانستان استفاده کرد.

سخن آخر این‌که سیاست دوگانه‌ی پاکستان در امور افغانستان در چهارده سال گذشته ثابت می‌سازد که این کشور هرچه وعده دهد، به آن عمل نمی‌کند، بلکه کاملاً برعکس آن عمل می‌کند. ما نباید شکار توطئه‌ی پاکستان و خوش‌بینی‌های خویش شویم. دولت باید بیشترین تلاشش را بر‌ تجهیز، نظارت و مدیریت بهتر نیروهای دفاعی و امنیتی متمرکز کند.

استراتژیست‌هایی مانند رحمت‌الله نبیل، بدون تردید مورد مخالفت دشمن قرار می‌گیرند؛ اما دولت تحت هیچ نوع فشار، حیله و نیرنگ، نقش و کارکرد آن‌ها را نباید نادیده بگیرد.

افغانستان برای مقابله با تهدیدهای داخلی و بیرونی نیازمند استراتژیست‌های توانای نظامی، سیاست‌مداران زیرک و سربازان متعهد می‌باشد.

منبع: اروزنامه طلاعات روز افغانستان


• داوود اکبرزاده، دانشجوی دوره‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ی جنگ معاصر در دانشگاه کینگ کالج لندن

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید