فوری

پخش زنده
  • صفحه اصلى
  • ايران
  • ملت هميشه در صحنه يا مرغ عزا و عروسی؟


    حکومت جمهوری اسلامی به همان ميزان که از حکمرانی خوب و راضی نگهداشتن شهروندان خود ناتوان است برای حفظ خود وبازی " خريد زمان " تبحر دارد و آنچه که در اين بازی و همراهی قدرت های جهانی با آن ، قربانی می شود امروز و فردای ايران است .

    خبری کوتاه پس از انتظاری طولانی :" مذاکرات هسته ای برای يک دوره چهارماهه تمديد شد. " مطابق معمول، مقامات دولتی تلاش خواهند کرد اين وضعيت را يک گام مثبت معرفی کنند و نزديکان رهبر هم به مثابه سرو صدا در بازار مسگرها درشت گويی های خود را ادامه خواهند داد که " قدرت های جهانی در برابر سياست های داهيانه رهبر ، آچمز شده اند و چاره ای جز راه آمدن با جمهوری اسلامی ندارند." همچنين دوطرف فوق الذکر، همزبانی خواهند کرد که " تحريم ها هيچ تأثيری بر کشاندن جمهوری اسلامی به ميز مذاکره نداشته است ." آنها، هم راست می گويند و هم دروغ. زيرا تا زمانی که آسيب تحريم ها تنها موجب رنج مردم ايران بود رهبر خودخواه جمهوری اسلامی ، تحريم ها را موجب برکت می دانست و گماشته کريه المنظر او در بسيج - سردار عراقی نقدی - از مردم می خواست پس از هر نماز برای افزايش تحريم ها دعا کنند. در آن دوره ، مقامات جمهوری اسلامی به ميلياردها دلار درآمد نفتی دسترسی داشتند و به راحتی می توانستند شهوات سياسی و ماجراجويی های بين المللی خويش را تأمين مالی نمايند. پس برای آنها اهميتی نداشت که مثلاً به خاطر تحريم سرمايه گذاری در صنعت نفت ايران ، هزاران فرصت بالقوه شغلی از بين می رود، هواپيماهای فرسوده ، ارابه مرگ ايرانيان می شود، تجار و بازرگانان ايرانی برای انجام هر پروژه خود هر روزه جان به لب می شوند و..... اما به محض آنکه تحريم ها ، دسترسی حضرات به دلارهای نفتی را محدود ساخت به ناگاه عنان مذاکرات هسته ای را از دست سعيد جليلی خارج و آن را به محمد جواد ظريف سپردند تا امريکايی ها و شرکای آنها بدانند حداقل برای مدتی ، اشتلم های رهبر و بلند پروازی های هسته ای او متوقف خواهد شد. طرف های مذاکره هم بلافاصله نشان دادند عقب نشينی قهرمانانه را پاس می دارند و در مسيری گام برمی دارند که پايان آن می تواند پايان دل نگرانی رهبر باشد.

    اما سهم ملت ايران از روند مذاکرات جديد تا کنون ، چيزی جز اميد بر مبنای " بزک نمير بهار می آد " نبوده است. تمديد چهارماهه مذاکرات هم يعنی چهار ماه ديگر بلاتکليفی برای سرمايه گذاران و فعالان اقتصادی . به عبارت ديگر همان طور که در ده سال گذشته، هزينه اصلی تحريم ها توسط ملت و نه دولت ايران پرداخت شده در چهار ماه آينده و چهار ماه های بعدی هم بخش عمده ای از هزينه ها به ايرانيان تحميل خواهد شد. البته بر خلاف برخی ساده سازی ها ، هزينه اصلی تحريم ها ، سختی دسترسی ايرانيان به برخی محصولات و خدمات خارجی نيست. آنگونه تحريم ها ، ملت ايران را آزار می داد و همچنان آزار می دهد اما چون نيک بنگريم هزينه اصلی ، محروم شدن دراز مدت ايران از دستاوردهای بزرگ اقتصادی در کنار محروميت فعلی از برخی فرصت ها و ثروت هاست که بدون دسترسی به آنها اداره کشور و رفع نيازهای ملت ايران ، امکان پذير نيست. در همين مدت که رهبر بی خرد جمهوری اسلامی ، تحريم ها را برکت می دانست قطر در حوزه های مشترک گازی ، سرمايه گذاری های کلان کرده و عراق با جلب سرمايه های خارجی برای جذب سهم بزرگتری از بازار پر رقابت نفت تلاش کرده و می کند. همچنين ديروزاعلام شد رقابت قدرت های غربی و شرقی برای سرمايه گذاری در صنعت انرژی مصر در حال افزايش است و شرکت های انگليسی برای سرمايه گذاری ده ميليارد دلاری خود را آماده می کنند. همه اينها يعنی اينکه اگر به فرض، تحريم ها هم برداشته شود بخش عمده ای از بازارهای بالقوه ايران در اختيار کشورهايی قرار گرفته که تا چند سال قبل ، رقابت آنها با ايران غير ممکن به نظر می رسيد. ضمن آنکه بعيد به نظر می رسد تحريم ها به زودی به پايان برسد. زيرا بسياری بازيگران بين المللی همچون روسيه و چين از تداوم بلاتکليفی ايران ، منتفع می شوند. برخی کشورهای غربی هم که فشارهای يکی دوساله اخير بر منابع بانکی و در آمدی ايران را مؤثر يافته اند حاضر نيستند به راحتی با ايران کنار بيايند و در جستجوی اخذ امتيازات بيشتر هستند. در داخل کشور هم گروههايی مراکز اصلی قدرت را در اختيار دارند که تحريم های اقتصادی اگر دامنگير منابع در آمدی کشور نشود برای آنها سود آفرين است.

    اما مشکل مردم ايران ، فقط تحريم ها نيست.آنچه که فساد گسترده و بی کفايتی های مزمن در حکومت خامنه ای بر سر ملت ايران آورده ، دهها و صدها برابر تحريم ها عرصه را بر ايرانيان تنگ نموده است .از سوی ديگر تجربه نشان می دهد هرگاه حکومت جمهوری اسلامی از فشارهای خارجی ، آسوده خيال شده، فشارهای اجتماعی را درداخل کشور افزايش داده است ضمن آنکه هرنوع تفاهم ميان حکومت جمهوری اسلامی و کشورهای بزرگ، الزاماً تسهيل روابط برای ملت ايران را به دنبال نخواهد داشت. به ياد داريم که درسالهای گذشته - قبل وبعد ازتحريم های گسترده - اعطای ويزا به شهروندان ايرانی برای سفر به کشورهای غربی با سختی انجام می شد در حالی که در همين حضور هيئت های چند صد نفره در سفرهای امريکايی احمدی نژاد نشان می داد صدور ويزا برای مقامات حکومتی جمهوری اسلامی ، با دست و دل بازی صورت می گيرد.

    همه اينها ثابت می کند حکومت جمهوری اسلامی به همان ميزان که از حکمرانی خوب و راضی نگهداشتن شهروندان خود ناتوان است برای حفظ خود وبازی " خريد زمان " تبحر دارد و آنچه که در اين بازی و همراهی قدرت های جهانی با آن ، قربانی می شود امروز و فردای ايران است. در واقع ملت ايران مانند مرغی است که هم در هنگامه عزای حکومت وروابط تيره آن با ساير کشورها ، سر بريده می شود هم در زمانهايی که ولی فقيه خود رابرای طی کردن ماه عسل با دشمنان ديروز آماده می سازد؛ اگرچه عنوان رسمی اين قرباين عزا و عروسی ، ملت هميشه در صحنه ايران است.

    منبع: گویا نیوز

    ** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.

    تبلیغات

    برگزیده های کاربران