.
.
.

آموختنی‌های تجربه ایران

مومیه ابوجمال

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

تجاوزگران خارجی، مرگ و از هم گسیختگی و نابودی می‌آورند اما هیچ مشکلی را حل نمی‌کنند.

کشورهای منطقه که مغرورانه آن را خاورنزدیک می‌نامیم (پرسش این است که خاور«نزدیک» با توجه به چه کسی یا چه چیزی، مثلاً اروپا؟) در حال حاضر، به ویژه به دلیل طمع و نخوت اروپا و آمریکا و تفکر استعماری حاکم در آن سامان در وضعیت بسیار بدی قرار دارند. مردم ایران دچار تحریم‌های دردآور غرب هستند، در حالی‌که آنهایی که کشور عراق را نابود کرده‌اند، از نیروهای تفرقه‌خواه پشتیبانی می‌کنند، به رقابت‌های قومی و مذهبی تا سرحد جنون دامن می‌زنند و به این ترتیب کشور را به کام جنگ داخلی می‌کشانند، نباید از هیچگونه پیامدی نگرانی داشته باشند. عراق امروز یک غسال‌خانه است که تمام منطقه را دچار موجِ ازهم گسیختگی و نابودی و بی‌ثباتی می‌کند. همه اینها نتایج تلخ دروغی است که قبل از جنگ توسط آمریکا در جهان پخش شد مبنی بر اینکه عراق «سلاح‌های کشتار جمعی» دارد.

چند دهه پیش به عنوان روزنامه نگاری جوان فرصت داشتم با گروهی از دانشجویان دختر و پسر ایرانی صحبت کنم. آن زمان درباره‌ی سلسله تظاهراتی گزارش می‌کردم که به فراخوان انجمن دانشجویان ایرانی انجام می‌شد. اینان به خیابان‌های فیلادلفیا می‌رفتند و شعار«مرگ بر شاه» سر می‌دادند. بعد که مصاحبه‌ای با تعدادی از آنها انجام دادم برای من از ثروت غیر قانونی تخت طاوس و حکومت پلیسی ساواک تعریف کردند. ساواک که روش‌های جنایتکارانه‌ی خود را از سیا و موساد گرفته بود در آن زمان زندگی را برای ایرانیان در داخل و خارج به جهنم تبدیل کرده بود.

البته آن موقع هیچ‌کس نمی‌توانست پیش‌بینی کند زندگی در ایران بعد از سقوط شاه چگونه خواهد بود. هیچ‌یک از ما خبری از آینده نداشتیم. اما به اندازه‌ی کافی از گذشته می‌دانستیم تا درس‌های پرارزشی بگیریم – مشروط بر اینکه آماده بودیم چیزی یاد بگیریم. برای نمونه اینکه تجاوزگران خارجی، از هم گسیختگی و نابودی می‌آورند و بذر نفاق می‌پاشند. و اینکه مشکلات را بدتر می‌کنند و بهبود نمی‌بخشند. این درسی است که می‌توانیم از ماجرای نخست وزیر منتخب ایران، محمد مصدق بگیریم که در اوت ۱۹۵۳ به دست سیا و سازمان امنیت اِم آی ۵ انگلیس سقوط کرد. با این کودتا اساس ده‌ها سال سلطه‌ی محمدرضا شاه و خشونت ساواک و در نهایت سقوط شاه و صعود روحانیون اسلامی گذاشته شد. اما این مردم ایران هستند که باید درباره‌ی آینده‌شان تصمیم بگیرند و نه سازمان‌های اطلاعاتی و ارتش‌های خارجی. حالا از همه‌ی اینها پنجاه سال می‌گذرد و شاید در این فاصله سرانجام این درس فهمیده شده باشد.

منبع: ایران در جهان

عنوان اصلی مطلب:
Die iranische Lektion

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.