.
.
.

خاورنزدیک، عرصه‌ی جنگ سرد جدید

نورا مولر

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

بحرانِ کریمه می‌تواند آغاز گر رویارویی تازه‌ی شرق و غرب باشد. در خاورنزدیک هم اکنون اولین نشانه‌هایِ آن وجود دارد.
در حالیکه لحنِ صحبت بین روسیه و غرب در مورد بحرانِ کریمه تندتر می‌شود همه جا صحبت از جنگ سرد است. شروع تازه‌ی یک رویارویی بین شرق و غرب پیامدهای پیش‌بینی ناپذیری خواهد داشت، نه تنها برای امنیت و ثبات در اروپا. اگر واقعاً کار به جنگ سرد تازه‌ای بکشد بر خاورمیانه و نزدیک نیز تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. این منطقه می‌تواند از نو تبدیل به عرصه‌ی قدرت نمایی بین واشنگتن و مسکو شود.

هم اکنون نیز اولین نشانه‌های چنین بازی بزرگی بین آمریکا و روسیه را می‌توان در خاور نزدیک تشخیص داد. روسیه در سال‌های گذشته حضورش را در منطقه گسترده است. اینکه مناسبات آمریکا با مهم‌ترین متحدان منطقه‌ای‌اش، به ویژه عربستان سعودی و نیز اسرائیل و مصر آشکارا به سردی گراییده به نفع روسیه بوده است. هدف سیاست روسیه در خاورنزدیک، کاملاً در راستای چشم انداز نوامپریالیستی پویتن، افزایش منطقه‌ی نفوذ این کشور و به دست آوردن بازارهای جدید و مقابله با – به باور کرملین – سیاست مداخله‌جویانه‌ی غرب است که مانند دخالت در لیبی تحت لوای به اصطلاح مسوولیت حفاظت که غرب برای خود قائل است، می‌آید.

اوج این سیاستِ روسیه را موضع آشتی ناپذیر این کشور در بحران سوریه تشکیل می‌دهد. حمایت بی‌چون و چرای روسیه از حکومت دمشق به اسد اجازه می‌دهد قدرت خود را حفظ کند. این حمایت اما در درجه‌ی اول، مسکو را به بازیگری غیرقابل چشم پوشی در حل بحران سوریه تبدیل می‌کند. روس‌ها همچنین نقشی مهم و در عین حال متناقض در مذاکرات درباره‌ی برنامه‌ی اتمی ایران بازی می‌کنند. روسیه در گذشته بارها – بعضاً همراه چین – از مسیر مشترک گروه مذاکره کننده خارج شد تا مانع تحریم علیه ایران شود. همچنین در مورد توافق نهایی که قرار است تا بیستم ژوئیه آماده باشد، هنوز اختلاف‌های قدیمی بین روسیه و کشورهای غربیِ عضو گروه مذاکره از بین نرفته است.

اما نفوذ معنوی روسیه در منطقه به جنگ داخلی سوریه و بحران هسته‌ای [ایران] محدود نمی‌شود. مسکو در مصر نیز که بعد از بازگشت سادات از سیاستِ مسکوگرای ناصر، مدار سیاست خارجی روسیه را ترک کرده بود هرچه بیشتر پا می‌گیرد. اینکه آمریکا بعد از خلع محمد مرسی از قدرت به دست ارتش مصر کمک نظامی خود را به قاهره تا چند صد میلیون دلار کاهش داد، برای روسیه مانند ارسال پاس برای زدن آبشار بود. زیرا مسکو در همکاری با شریکان منطقه‌ای خود فقط و فقط دنبال منافع مبتنی بر قدرت است. ارزش‌هایی مانند قانو‌ن‌مندی و حفاظت از حقوق بشر در این معادله هیپچ‌گاه نبوده است.

همین تازگی در میانه‌ی ماه فوریه بود که فرمانده‌ی ارتش مصر، السیسی به مسکو رفت تا در مورد یک معامله‌ی تسلیحاتی دومیلیارد دلاری مذاکره کند. نکته‌ی ویژه و قابل توجه این است: مصری که از نظر اقتصادی وضعیت خوبی ندارد هرگز نمی‌تواند بدون حمایت مالی عربستان سعودی و دیگر کشورهای غرب خلیج فارس از عهده‌ی این معاملۀه‌ی پرهزینه‌ی تسلیحاتی برآید. احتمالاً بتوان این موضوع را که ریاض با معامله‌ی تسلیحاتی با مسکو مؤافقت و برای آن منابع مالی آماده کرده است، اینگونه تفسیر کرد که کشور وهابی، ریگ به کاسه‌ی آمریکا می‌اندازد.

با وجود برخی دشواری‌ها – موضع مسکو در بحران خاورمیانه که بیشتر طرفدار فلسطین است و سیاست‌اش درباره‌ی ایران از مدت‌ها پیش خاری در چشم دولت اسرائیل است – مناسبات بین روسیه و اسرائیل نیز در چند سال گذشته آشکارا بهبود یافته است. نه ماه قبل از اولین دیدار اوباما از اسرائیل، پوتین در ژوئن ۲۰۱۲ در تل آویو و بیت المقدس مهمان [اسرائیلی‌ها] بود. در فوریه‌ی سال بعد غول گازی روسیه، گازپروم، یک قرارداد بیست ساله برای حق انحصاری فروش گاز مایع از میدان گازی تامار بست. قطعاً تصادفی نبود. زیرا گازپروم می‌کوشد جریان‌های گاز از حوضچه‌های عظیم گازی را در شرق مدیترانه به اروپا در اختیار بگیرد و به این ترتیب رقیبان احتمالی را سرجای خودشان بنشاند. معلوم است که این راهبرد تنها با مناسبات خوب با اسرائیل شدنی است.

مسکو از نظر انرژی در عراق نیز – تا سقوط صدام حسین یکی از مهم‌ترین سرپل‌های روسیه در منطقه – توانسته جبران مافات کند. لوک اویل، بزرگ‌ترین شرکت نفتی روسیه، در سال‌های گذشته مجموعه‌ای از قراردادهای نان و آب دار را مال خود کرد، از جمله با استخراج از حوضچه‌ی نفتی کورنای غربی ۲. اینکه روسیه در کشورهای عرب خلیج فارس نیز بر حضور خود افزوده است با این تصویر هم‌خوانی دارد. پوتین در سال ۲۰۰۷ – به عنوان اولین رئیس جمهور روسیه – از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بازدید کرد و زنگ شروع تعمیق دائم مناسبات را به صدا درآورد که در سال ۲۰۱۱ با گفتگوی راهبردی روسیه و شورای همکاری، نهادینه شد.

بنابراین اگر تشنجات فعلی بین مسکو و واشنگتن به یک جنگ سرد جدید منجر شود چه تأثیری بر خاورمیانه و نزدیک دارد؟

روسیه در کوتاه مدت می‌تواند هم از بحران سوریه و هم از مذاکرات هسته‌ای [با ایران] استفاده کند تا بر آمریکا فشار بیاورد. از دید مسکو حرکت معقولی است که همکاری خود را در هر دو عرصه با امتیاز گرفتن در اوکراین به غرب بفروشد. اگر آمریکا وارد بازی نشود ممکن است روسیه بطور مثال، فشار را بر اسد در مورد همکاری در نابودی زرادخانه‌ی شیمیایی کم کند. و به این ترتیب عملاً پشت توافق اوت ۲۰۱۳ را خالی کند.

البته احتمال اینکه مسکو مذاکرت با ایران را از روی حسابگری به شکست بکشاند، کم است زیرا راه‌حل دائمی مناقشه‌ی اتمی به نفع روسیه نیز است. با این وجود ممکن است روسیه در نزدیک شدن آمریکا و ایران اخلال ایجاد کند، به این شکل که دست به تقویت مناسبات‌اش با تهران بزند. احتمالاً برای این کار مسکو پیشنهادهای همکاری گسترده به ایران خواهد کرد. در ژانویه شایعه شد روسیه و ایران درباره‌ی معامله‌ی نفت در برابر کالا مذاکره می‌کنند که برای جمهوری اسلامی در مقابل دادن نفت به روسیه گرفتن کالا از این کشور را ممکن می‌سازد.

آمریکا در حفظ امنیت بی‌جانشین است

جنگ سرد تازه می‌تواند در میان مدت به اردوکشی در خاورمیانه و نزدیک منجر شود: هم‌پیمانان آمریکا در برابر متحدان روسیه. در منطقه‌ای که هم اکنون نیز با توجه به خطوط بحران سیاسی، مذهبی و قومی، بی‌اعتمادی عمیقی بین بازیگران مختلف وجود دارد، ایجاد شکاف اضافی فاجعه بار است. زیرا همکاری در حل مشکلات منطقه‌ای که اصولاً دشوار است، آشکارا دشوارتر نیز می‌شود، ایجاد ساختارهای گسترده ی همکاری امنیتی تقریباً ناممکن می‌شود.

این نکته قطعی است: عربستان سعودی و دیگر کشورهای عرب خلیج فارس و همچنین مصر و اسرائیل چه بسا نارضایتی خود را از سیاست کنونی آمریکا پنهان ندارند و حتی با روسیه مغازله کنند. اما در آیندۀ پیش‌بینی پذیر تنها واشنگتن به عنوان ضامن حفظ امنیت منطقه مطرح است. در جذابیت اقتصادی نیز روسیه با توجه به وابستگیِ هنوز زیادش به مواد خام و تولید صنعتی درجه‌ی دوم خود، سال‌های نوری از آمریکا دور است. هرکس بتواند همچون گذشته ترجیح می‌دهد تسلیحات آمریکایی بخرد تا روسی.

اینکه قدرت نرم روسیه در خاورمیانه و نزدیک نیز وضعیت خوبی ندارد مطلب کم اهمیتی نیست. بسیاری از مردم در جهان عرب از خلع یانوکوویچ استقبال کردند، زیرا در آن ضربه‌ای به قدرت حامیِ حکومت منفور اسد در مسکو دیدند. اگر حقوق انسانی اقلیت مسلمان تاتار کریمه در الحاق شبه جزیره به روسیه نقض شود بر احساسات ضد روسی در بین مردم عرب افزوده خواهد شد.

منبع: ایران در جهان

عنوان اصلی مطلب:

Krim-KriseNahost wäre Schauplatz des neuen Kalten Kriegs

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.