فوری

پخش زنده
  • صفحه اصلى
  • ايران
  • «میگرن» قطر

    مساله تازه در تنش با قطر این بار، مجازات جمعی این کشور از سوی پادشاهی سعودی، امارات متحده عربی و بحرین است که سفرای خود را از دوحه فراخواندند. تعامل با قطر یک تراژدی است که از حدود ۲۰ سال پیش تا کنون ادامه دارد، وضعیتی که باعث نگرانی و آزار شده است و به طور دقیق می‌توان گفت، همچون درد میگرن است. پیش از آنچه رویدادهای جاری را به تصویر بکشم، حوادث را در یک جمله خلاصه می‌کنم: انگیزه تنش‌های ایجاد شده توسط قطر به طور غالب تنها قطری است و ضرورتا طرحی برای مقابله با کسی نیست. این بار شهروند قطری خود را در وضعیت عسر و حرج شدیدی می‌بینند. حتی دولت جدید همینطور، دولتی که می‌خواهد خود را با زبان نسل جدید معرفی کند.

    به خاطر می‌آورم، نخستین تنشی که قطر ایجاد کرد، سال ۱۹۹۰ در نشست سران خلیج در دوحه بود. به همراه گردان خبرنگاران، پشت در سالن کنفرانس ایستاده بودیم که ناگهان، در چهارطاق باز شد و هیئت سعودی به ریاست ملک فهد، خارج شد، در حالی که ناراحتی بر چهره او نمایان بود. فورا دریافتیم که شیخ خلیفه امیر اسبق قطر اصرار کرده است تا تنها بر سر اختلاف کشورش با بحرین بر سر مالکیت جزایر بحث شود و درخواست ملک فهد را برای بحث بر سر مساله کویت با وجود مرور چهار ماه از اشغالش توسط صدام، نپذیرفته بود؛ تا اینکه سران هیئت‌ها، تهدید به ترک نشست کردند و او در ‌‌نهایت، موافقت کرد. شش سال بعد، قطر شبکه تلویزیونی جدیدش را برای حمله به سعودی راه اندازی کرد، و این سیاست چند سال ادامه یافت. از گفتمان تروریستی حمایت کرد و برای رهبران و اندیشه «القاعده» تبلیغ کرد. از جمله این موارد، تبلیغ و فشار برای خارج کردن «نیروهای مشترک آمریکا» از سرزمین «جزیره العرب» یا‌‌ همان سعودی بود.

    یک روز پس از خروج این نیرو‌ها از سعودی، قطر میزبانی آن‌ها را اعلام کرد، برای آمریکایی‌ها، دو پایگاه العدید و السیلیه را ساخت و سخن گفتن درباره آن‌ها را متوقف کرد. آیا آن مرحله بخشی از بنای شخصیت رهبری و جستجو برای جایگاه ویژه بود؟ شاید. در دهه دوم و پس از «القاعده»، قطر با دشمنان سعودی یعنی ایران، سوریه و حزب الله، همپیمان شد. حتی پس از جنایت آن‌ها در ترور رفیق حریری در لبنان و اشغال بیروت غربی توسط حزب الله، رهبران قطر به پشتیبانی از فعالیت این محور ادامه داد. پس از آن با قذافی دیوانه همپیمان شد تا زمانی که انقلاب‌ها روی داد. اکنون، هنگامی که انتقال رهبری در قطر روی داد، ناگهان گفتمان خصومت آمیز شدت گرفت و این کشور از گروه‌های داخلی شیعه و سنی، چپ و گروه‌های دینی که کشورهایی همچون سعودی، امارات و بحرین را تهدید می‌کنند، حمایت کرد! قطر تا آنجا پیش رفت که از گروه‌های مسلح مستقر در پهلوی سعودی یعنی حوثی‌ها در یمن که می‌خواهند آشتی میان یمنی‌ها را به شکست بکشانند، حمایت کرد.
    در تلاش برای چیره شدن بر انقلاب‌ها، قطر شکست‌های سیاسی و مالی چشم گیری در لیبی، تونس، مصر و یمن متقبل شد، چرا که قدرت در این کشور‌ها به افراد و گروه‌هایی که بر روی آن‌ها سرمایه گذاری نکرده بود، منتقل شد. از این رو به طرفی دیگر رفت و از اپوزیسیون غیر نظامی و مسلح، همه نوع حمایت کرد. خطرناک‌ترین ماجراجویی‌های قطری، ادامه کمک به اخوان المسلمین در مقابل نظام جدید مصر است. قطر حتی با سه شبکه تلویزیونی، تا کنون نتوانسته است افکار عمومی هواداران سیسی در مصر را، بلرزاند.

    دولت قطر همانگونه که میلیارد‌ها دلار در حمایت از نظام اسد و حزب الله علیه سعودی زیان دید، اکنون‌‌ همان سناریو را با پرداخت پول، تبلیغات، شرکت‌های روابط بین المللی و حقوق دانان تکرار برای حمایت از این گروه‌ها که در مصر تکرار می کند و این بار هم بردی نخواهند داشت،؛ زیرا در مصر، سازمان نظامی از اخوان المسلمین قوی‌تر است و قطر تنها می‌تواند برای مصری‌ها، دردسر بیافریند. یک بار یکی از آن‌ها به من گفت: آن‌ها گمان می‌کنند در حالی بازی شطرنج هستند، به او گفتم: بیشتر شبیه بازی‌های ویدیویی است، نه از آن می‌آموزی و نه چیزی به دست می‌آوری.

    اما سوال؛ آیا سیاست‌های تصمیم تازه پادشاهی سعودی، امارات و بحرین، برای قطر درد آور است؟ خیر، گمان نمی‌کنم، چرا که قطر همچون دیگر کشورهای نفت خیز خلیج، به گردشگری و بازرگانی، تکیه ندارد. اعلام قطع روابط تنها یک موضع سیاسی است برای نشان دادن مخالفت با آشوب نه منزوی کردن مردم قطر. خلیج می‌داند که این مردم خواستار ثبات و توسعه هستند و این دیگران هستند که به ماجراجویی و آشوب شهرت دارند.

    منبع: الشرق الاوسط

    ** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.
    پیوند کوتاه

    تبلیغات

    برگزیده های کاربران