.
.
.

ایران پس از انقلاب؛ سلطه‌ی مطلق حاکم

مهدی خلجی

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

اگر قائل به این سخن باشیم که روحانیون و علمای شیعه، جمهوری اسلامی را در ایران پدید آوردند؛ آنگاه می‌توانیم بگوییم جمهوری اسلامی نیز به سهم خود انقلابی را در بین این روحانیون نه تنها در ایران بلکه در جهان تشیع ایجاد کرد. جمهوری اسلامی در ایران بر این اصل استوار است که فقیه حاکم، سلطه‌ی مطلقی برای اداره تمامی مسایل کشور و حتی جهان اسلام دارد (رسانه‌های رسمی در ایران، آیت‌الله خامنه‌ای را رهبر جهان اسلام می‌خوانند). این سلطه به فقیه حاکم اجازه می‌دهد تا نه از قانون اساسی تخطی کند؛ بلکه قوانین اسلامی را نیز به خاطر اجرای شریعت یا حفظ مصلحت نظام تغییر دهد. به همین دلیل است که جمهوری اسلامی هیچ‌گاه از مرحله «انقلاب» به مرحله «حکومت موسسات و سازمان‌ها» منتقل نمی‌شود.

رهبر ایران هر گاه اراده کند می‌تواند به بهانه مصلحت یا حفظ نظام، قانون اساسی را به حالت تعلیق درآورده و اعلام شرایط اضطراری کند. بدین ترتیب، این اسلام نیست که به دولت مشروعیت می‌دهد، بلکه تنها اراده و خواست رهبر است که چگونگی اسلامی بودن حکومت را تببین می‌کند.

با این حال از همان زمانی که آیت‌الله خمینی به عنوان موسس جمهوری اسلامی، ایده‌ی «ولایت فقیه» را مطرح کرد، بسیاری از روحانیون در ایران با آن مخالف بودند. هنوز هم برخی از روحانیون معتبر و مشهور، نظریه ولایت فقیه را تایید نکرده‌ و تفسیر خاص خود را از سلطه‌ی شرعی فقیه دارند. فهم رابطه بین جمهوری اسلامی و موسسات دینی شیعه، تنها با جدا کردن موافقان و مخالفان ولایت مطلقه‌ی فقیه امکان‌پذیر نیست.

فقیه سنتی شیعه معتقد است که امام معصوم زنده تنها کسی است که حق تاسیس حکومت دینی را دارد؛ اما از آنجایی که آشوب‌زدگی مورد تایید نیست، حاکم مطلق سرزمین شیعیان به حاکم شرعی و اداره‌کننده‌ی کشور تبدیل می‌شود، به شرطی که منافع شیعیان و سرزمین آنان را حفظ کند.

از سوی دیگر، رهبر ایران امتیازات سیاسی و اقتصادی ویژه‌ای به روحانیون داده است. اکنون نزدیک به ۳۵۰ هزار طلبه، ۶۰ هزار مجتهد و نزدیک به بیست هزار روحانی غیر ایرانی در کشور زندگی می‌کنند.

روشن است که تمامی این روحانیون متعلق به یک گروه نیستند و اختلافات زیادی به خاطر تفاوت نسل‌ها، ایدئولوژی، موضوعات اجتماعی و اقتصادی بین آنها وجود دارد. با این حال، هر فرد روحانی از ساختار دینی جدیدی که حکومت ایجاد کرده، استفاده می‌کند. روحانیون و علما صرف‌نظر از وفاداری‌شان به حکومت، در این ساختار رفاه بسیار بیشتری نسبت به زمان پیش از انقلاب دارند. انقلاب، وضعیت اقتصادی روحانیون را دگرگون ساخت و اکنون دیگر درآمد ناشی از خمس، منبع اصلی و سرمایه‌ی آنها نیست. روحانیون ـ حتی آنها که در چرخه‌ی حکومت نیستند، فعالیت‌های اقتصادی دارند که پیش از انقلاب تصور آن را هم نداشتند. جمهوری اسلامی، اقتصاد روحانیون را از مسایل دینی پاک کرد. حکومت نیز شبکه سیاسی خود در خاورمیانه را به باقی شیعیان منطقه مرتبط کرد. به عبارت دیگر، این جمهوری اسلامی بود که شبکه سیاسی شیعه را ایجاد کرد تا این شبکه در خدمت اهداف منطقه‌ای جمهوری اسلامی باشد یا دست کم از آسیب رسیدن به آن جلوگیری کند.

می‌توانیم بگوییم که بیشتر شیعیان خاورمیانه ـ به جز شیعیان سکولار و مخالفان ایران که یا اقلیت هستند یا قدرت سیاسی ندارند ـ به حکومت ایران به عنوان یک حکومت ملی نگاه نمی‌کنند؛ بلکه جمهوری اسلامی را حامی اول شیعیان می‌دانند.

تحولات سیاسی در منطقه در کنار رفاه اقتصادی روحانیون و علمای دین در سایه جمهوری اسلامی باعث شده تا بیشتر مخالفان و منتقدان ولایت مطلقه‌ی فقیه، جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسند، نه به این خاطر که جمهوری اسلامی یک حکومت دینی و شرعی است؛ بلکه به این دلیل که آن را حاکم مطلقی می‌دانند که می‌تواند از سرزمین شیعیان و منافع آن در برابر دشمنان حمایت کند.

روحانیون سنتی نیز این حکومت و ولی فقیه آن را به رسمیت شناخته‌اند تا بدین ترتیب آزادی عمل آنها در گسترش فعالیت‌های دینی و اقتصادی‌شان در چارچوب «مرجعیت» تضمین شود.

جمهوری اسلامی در ایران رابطه‌ی پیچیده‌ای بین روحانیون شیعه ایجاد کرد که این پیچیدگی از حد و مرز استقلال سیاسی و اقتصادی فراتر است. علیرغم اینکه آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان فقیه حاکم، آن سلطه و نفوذ کلی و لازم را ندارد و نتوانسته قدرت خود را بر موسسات دینی و شبکه‌های آن در خاورمیانه اعمال کند؛ اما می‌تواند به شکل مستقیم یا غیر مستقیم بر دامنه تحرکات روحانیون و تصمیم‌گیری‌های سیاسی آنها تاثیر بگذارد. در عین حال برای یک روحانی غیر ایرانی بسیار دشوار است که بدون رابطه با آیت‌الله خامنه‌ای یا دفاتر و موسسات وابسته به او بتواند به مقام مرجعیت برسد.

راه رسیدن به مرجعیت از قم و عبارت صحیح‌تر از جمهوری اسلامی می‌گذرد. این احتمال وجود دارد که تنها دستاورد تنش روزافزون میان شیعه و سنی در منطقه، افزایش قدرت ایران و در نتیجه افزایش سلطه و قدرت آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان «حاکم مطلق سرزمین شیعیان» باشد.

* از: مهدی خلجی / در: الشرق‌الاوسط / مترجم: علی مهتدی ـ ایران در جهان

عنوان اصلی مطلب: إيران بعد الثورة.. سلطة الحاكم المطلق

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.