.
.
.

نقش ایران در جنگ تندروان با جهان از سوریه تا برمه

عبدالرحمن الراشد

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

گرو ه های تندرو و خشونت گرا، ده ها سال است که در سعودی و شماری از کشورهای منطقه در معرض تعقیب و گریز فکری، سیاسی و امنیتی قرار دارند.

"القاعده" از لحاظ اندیشه، تشکیلات و اعضای سازمانی ثابت کرده که در بسیاری کشورهای منطقه تبدیل به یک اپیدمی فراگیر شده است.

شرح این که چرا به اینجا رسیده ایم، سر دراز دارد. بر اساس تحلیل جامعه شناسی سیاسی ما در مرحله شورش و عصیان به سر می بریم، در حالیکه برخی دیگر شرایط کنونی را بازده طبیعی فجایعی می دانند که منطقه با آنها دست به گریبان بوده، گروه سوم اما آن را تولید اندیشه ای تندرو می دانند که از محیط اطراف خود تغذیه می کند.

بدون شک ما بر اساس معیارهای خود "القاعده" در پی حمله سال 2001 به برج های دو قلوی تجارت بین المللی در نیویورک با پدیده ای روبرو شدیم که همچنان در حال انبساط و گسترش است. شمار اعضای این گروه در آن هنگام در افغانستان از چند صد نفر تجاوز نمی کرد، اما امروز لشکرهای متشکل از ده ها هزار جنگجو در اختیار دارد. جغرافیای القاعده از محدوده یک کشور (افغانستان) فراتر رفت و امروزه عوامل آن در ده ها کشور در حال جنگ هستند. در اینجا می توان نتیجه گرفت که دلیل چنین امری حضور بیگانگان و یا ستم مذهبی نیست، بلکه این امر ناشی از شیوع اپیدمی (القاعده) است که نه با پیگرد امنیتی، بلکه با آموزش و فرهنگ سازی می توان به مصاف آن رفت.

تصمیم اخیر دولت سعودی مبنی بر مجازات قانونی کسانی که در خارج از این کشور در جنگ های منطقه ای شرکت کرده و به سود آنها تبلیغ و تحریک نموده و یا حمایت مالی می کنند، بخش مهمی از بحث و جدل فرهنگی در این زمینه را به پایان رساند. آیا اقدامات رژیم جنایتکاری همچون رژیم اسد در سوریه می تواند مجوزی برای جوانان خشمگین سعودی باشد تا با نخستین هواپیما راهی سوریه شده و به منظور حمایت از مظلومین این کشور به رزمندگان علیه نظام بپیوندند؟

گروه های رادیکال اشخاص بسیاری را متقاعد کرده اند که چنین تصمیمی در حوزه صلاحیت دولت ها نیست بلکه جزو اختیارات فردی است و بدین ترتیب توانستنه اند پیش از بکارگیری بازوان این جوانان، احساسات آنها را تحریک و عقل آنها را شستشو کرده تا با اشاره ای به هر کجا که بخواهند اعزامشان کنند. سوریه نیازمند این جوانان (خارجی) نیست، زیرا صدها هزار جوان رزمنده سوری، این کشور را کفاف می دهد، لذا احتیاجی به شهروندان سعودی، لیبیایی، کویتی، چچن و یا مسلمانان اروپایی نیست. سوری ها فقط حمایت از راه دور را می خواهند. داوطلبان خارجی تنها در عرض یک سال توانستند انقلاب سوریه را به تباهی کشیده، چهره آن را مشوه ساخته، بافت اجتماعی کشور را مضمحل کنند. این داوطلبان، بیش از آنکه با رژیم های اسد و ایران بجنگند به آنها خدمت کرده اند. برخی با اینکه نسبت به میزان زیان زنی و بزرگی خطای خود مطلع هستند با این همه به جای اعتراف به آن، با حمله به "داعش" و هشدار درباره خطرات آن تغییر جهت دادند، در حالیکه تا چندی پیش از حامیان این تشکیلات بوده و با افتخار از اقدامات "قهرمانانه" آن حمایت می کردند! تحریک کنندگان دریافتند که "داعش" بدنام شده در نتیجه در دفاع از آن با شکست مواجه شدند، از این رو، اینک در حال خوشنام کردن تشکیلات دیگری هستند، که تفاوت چندانی با داعش ندارند.

می توان تصویری واضح از تاریخ سخنرانی های سیاسی این تشنگان به خون ارائه داد . آنان کار خود را در دهه 90 میلادی با حمایت از طالبان افغانستان آغاز کردند. این حمایت همزمان با جنگ علیه صرب ها در بالکان بود. سپس خواستار جنگ علیه آمریکا در خلیج و طرد نیروهایش از شبه جزیره عرب شدند، در ادامه ندای جنگ علیه اشغالگران عراق و سپس نبرد در سومالی را سر دادند. پس از خروج "آمریکای صلیبی" از عراق، فراخوان جنگ علیه شیعیان را جایگزین کردند، واکنون در فکر از سرگیری جنگ علیه بودائی ها در برمه (میانمار)، حوثی ها در یمن، جهاد در قلب آفریقا و حتی علیه سوکولارها در لیبی هستند.

در نهایت می توان گفت که این افراد هدف مشخصی ندارند، بلکه تنها دچار یک نوع بیماری فکری هستند که ده ها سال است توسط جریان های حرفه ای که به خوبی می دانند چگونه آنها را در خدمت خود درآورند، مورد سوء استفاده قرار می گیرند. من می دانم که برخی ها به نظریه نقش داشتن رژیم ایران در این مساله با شک و تردید می نگرند، اما دلایل و مدرک بسیاری وجود دارد که دست داشتن این رژیم از طریق گروه های لبنانی، سوری و فلسطینی را ثابت می کند. اثر انگشت (رژیم ایران) را می توان در هرج و مرج هایی که منطقه گرفتار آن شده مشاهده کرد. من نمی گویم که ایران نیروهای جوان سعودی، لیبیایی و مصری را بطور مستقیم جذب و سازماندهی می کند، اما رژیم این کشور، جوانان احساساتی و خشمگین را تبدیل به پروژه ای در راستای اقدام سیاسی می کند. این رژیم پیشتر نیز دست به چنین اقدامی در لبنان، منطقه خلیج، یمن و سودان زده بود و اینک تجربه خود را بار دیگر تکرار می کند. جنگیدن با جهان بوسیله فرزندانمان از کنترل خارج شده است، لذا به جای پرداختن به حاشیه ها، باید با این پدیده برخورد ریشه ای کرد.

منبع: الشرق الاوسط

ترجمه: العربیه.نت فارسی

عنوان اصلی مطلب: لماذا يحاربون العالم من سوريا إلى بورما؟!

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.