نماد شکست در انتخابات و نظریه رهبری در دشمنی با جهان آزاد

د.بهروز بهبودی
د.بهروز بهبودی
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
12 دقيقه (Reading time)

آغاز مذاکرات ایران با آمریکا و کشورهای غربی برای حل مساله اتمی و مشکلات اقتصادی ، اگرچه از پشتیبانی «نیم بند» رهبر جمهوری اسلامی برخوردار است ، اما وی نشان داده است که در میان بی تدبیران نظام نیز سرآمد همه آنهاست. او از زمان شروع مذاکرات قصدش نه رسیدن به یک مصالحه و سازش منطقی با جهان ، بلکه نشان دادن بی نتیجه بودن مذاکره با آمریکا به طرفداران داخلی این نوع از سیاست آشتی جویانه بین المللی است و برای اثبات درستی موضع « نادرست» خود، در این باره از به آتش کشیدن کشور و سوزاندن امید و آینده ملت ایران ، ترسی به خود راه نخواهد داد. همچنین وی با موافقت با این مذاکرات در پی آن است که در صورت کسب موفقیت هایی در پیشبرد مذاکرات و رفع تحریم ها با دستیابی دوباره به منابع مالی حاصل از فروش نفت به تجدید نیروی از دست رفته و ادامه گردنکشی های گذشته بپردازد ، در حالیکه تامین منافع ملی کشور برای وی از اهمیتی چندان برخوردار نیست.

سابقه جمهوری اسلامی در 34 سال گذشته ، متاسفانه نشان می دهد که ، به جز دوره های کوتاهی ، جریانی که قدرت را در دست داشته است ، جریانی تندرو ، بی خرد و ایدئولوگ بوده است که در راه رسیدن به اهداف خود، از هیچ بی خردی و حتی جنایتی پرهیز نکرده است. جریان اسلام گرایی که برای کنار زدن سایر رقبا و در میانه بی تجربگی انقلابی گری ، در 13 آبان سال 58 با تصرف سفارتخانه آمریکا ، ملتی را به مدت بیش از 30 سال گروگان بازی کودکانه سیاسی خود ساخت ، چند سالی است که در شمایلی کاریکاتوری ، بازتولید شده است. این نیروهایی که در بطن همان جریان تندرو و بی تدبیر رشد و پرورش یافته است ، به سفارت انگلستان حمله ور می شود تا به جهانیان ثابت نماید که جمهوری اسلامی ماهیتا نمی تواند به هیچ یک از قوانین و قراردادها و عرف های بین المللی پایبند باشد و به آنها احترام بگذارد.

در راس این هرم بی تدبیری مطلق ، ولی مطلقه فقیهی نشسته است که آتش نادانی اش به جان ایران و ایرانی افتاده است و دودش سالهاست که چشم ملت را آزار می دهد. وی با دخالت های هر روزه در همه امور مملکت ، عملا جمهوریت نظام را به تمامی از معنای خود تهی کرده است و با موضع گیری های همیشگی اش و حضور اضافی و بی دلیل خورد در همه مسایل کشور ، به الگویی برای سایر رهبران جریان افراطی تبدیل شده است و آنان نیز به تبعیت از وی با ورود به هر مساله داخلی و خصوصا خارجی و بیان نظرات شخصی و حتی خلاف مواضع رسمی اعلام شده جمهوری اسلامی ،امکان اداره خردمندانه امور را از مجریان نظام سلب کرده اند که این مساله نیز خود نشان دهنده بی تدبیری این رهبر « فرزانه » است.

متاسفانه ذهنیت جزمی و ایدئولوگ خامنه ای و کینه شخصی وی با آمریکا فراتر از آن چیزی است که تصور می شود ، به عنوان نمونه در زمانه ای که دولت ایران به نمایندگی مردم ایران و همچنین نیروهای میانه رو درگیر و دار مذاکرات نفس گیر ژنو می باشد ، انتخاب سخنران مراسم 13 آبان امسال ، که نماد کامل یک شکست خورده سیاسی در جریان رقابت های انتخاباتی و طرد شده یک ملت بود ، نشان داد که خواست رهبری نظام همچنان ادامه سیاست های تنش زای تیم قبلی مذاکره کننده و امثال احمدی نژاد است و اینجاست که باید به ملت ایران تبریک گفت که این حسرت را بر دل «رهبر» گذاشتند که بتواند همچنان با ادامه سیاست های قبلی اش ، کشور را بیشتر در این گرداب آتش افروزی بی حاصل فرو برد. به واقع سخنرانی جلیلی در مراسم امسال در برابر سفارت تصرف شده آمریکا ، نشان از تعارض و تضاد امیال خامنه ای با خواسته ها و آرزوهای ملت ایران دارد. این سخنران که آیینه تمام نمای آرزوها و ایده آل های رهبری است ، نشان داد که مذاکره و نرمش قهرمانانه ، چیزی نیست مگر یک فرصت و ظرفیتی که به اجبار به وی تحمیل شده است.

جریان افراطی حاکم بر ایران که دست پرورده رهبر کنونی نظام به منظور خارج کردن نیروهای معتدل و اصلاح گر از چرخه قدرت هستند ، اکنون به غده ای سرطانی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده اند. حضور و نفوذ نقدی ها و طایب ها که بدون داشتن کمترین دانشی از امور مدیریتی، سیاسی و بین المللی ، در پی حفظ شرایط باقی ماندن خود در قدرت ، سپهر روابط خارجی و کشور داری را به ریسمان شرعیات آن جهانی گره می زنند و به عنوان نمونه ، برقراری رابطه با آمریکا را که باید بر اساس منافع ملی مورد بررسی کارشناسانه قرار گیرد به عنوان نشانه هایی از مسلمانی و تشیع تبدیل می کنند، دانسته یا ندانسته نظام را به چنان معضلی مبتلا کرده اند که اگر حتی عقب نشینی از این مواضع به اجبار و مصلحت برای رهبران آن لازم آید ، راضی کردن ذوب شدگان در ولایت به این مساله امری ساده و کم هزینه نیست.

از سوی دیگر مواضع دولت فرانسه که دیگر نه شیطان بزرگ بنیان گذار جمهوری اسلامی است و نه کشور استعمار پیر ، بلکه همان دولتی است که مسوولان نظام از پیروزی اش در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شادمان بودند ، در مذاکرات ژنو 2 نشان داد که کشورهای آزاد جهان در روابط خود با جمهوری اسلامی تا چه اندازه دچار بی اعتمادی هستند. آنچه را که تندروان حاکم بر ایران ، قادر به درک آن نیستند ، همانی است که سال هاست ملت ایران بر آن تاکید می ورزند و آن اهمیت واقعیت تحولات عظیم جهانی در رویکردهای سیاسی-اقتصادی در منطقه و جهان است و در این میان ، برقراری رابطه سازنده با دیگر کشورها ، نقطه آغاز شرکت در این جریان های جهانی و بهره مندی از امکانات آن می باشد. در حالیکه مبارز طلبی های هر روزه جریان حاکم بر جمهوری اسلامی و دشمنی آنان با جهان ، نه تنها ملت ایران را از تامین منافع ملی خود بازداشته است ، بلکه سبب شده است تا همان تندروها نیز در دست یافتن به خواسته خود در جریان مذاکرات که همانا تلاش برای بقای کلیت نظام است نیز به دشواری های فراوانی مبتلا شوند.
از سوی دیگر با نگاهی به مذاکرات اسراییل و فلسطینیان که سال هاست برای رسیدن به نتیجه مورد نظرشان در حال گفتگو هستند و هر بار نشست هایشان تنها با ابراز امیدواری به دور بعدی مذاکره به پایان می رسد، نشان می دهد که طرف های مذاکره کننده باید با جدیت بیشتری و فارغ از دلمشغولی های کشورهای خاورمیانه و بزرگ نمایی های اسراییل برای رسیدن به یک توافق جامع و پایدار با ایران به این مذاکرات بپردازند. طولانی شدن مذاکرات و تبدیل شدن آن به جلسات هر از چندگاهی بی حاصل ، همانند دوره قبلی مذاکرات ، نه خواسته مردم ایران است و نه به صلاح کشورهای جهان.

آنچه که روشن است، اینست که کشورهای مذاکره کننده باید بدون تهدید نظامی ایران ، برای همیشه تکلیف خود را با جمهوری اسلامی روشن سازند و این حکومت را مجبور نمایند تا علاوه بر پایبندی به قوانین بین المللی در روابط خارجی خود ، به انواع پیمان های جهانی تضمین کننده حقوق شهروندی و آزادی های ضامن دموکراسی که اتفاقا توسط همین نظام نیز در ظاهر پذیرفته شده ، اما در عمل به دست فراموشی خود خواسته سپرده شده است ، عمل نماید. تحریم های کنونی بین المللی علیه ایران ، هنگامی که با تحریم ها علیه حکومت بعث عراق مقایسه می شود ، نشان می دهد که با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی به مراتب قوی تر و دارای نفوذ بیشتر در منطقه ، در قیاس با حکومت صدام پس از جنگ است ، نتیجه ای جز نابودی پایه های جنبش تحول خواهی ایران و به تاخیر انداختن دستیابی به دموکراسی در ایران ندارد. این کشورها باید با ایجاد زمینه های مناسب برای دست یابی ایرانیان به فضای مناسب زندگی به تحریم های گسترده و هدفمند حکومت بپردازند تا بتوانند علاوه بر کنترل تندروی های جمهوری اسلامی به جامعه ای که در این سال ها نشان داده است ، در بند زنجیرهای حکومت های استبدادی اسیر نخواهد نماند و به بالندگی و رشد خود ادامه خواهد داد، کمک نمایند.

تحولات اجتماعی ایران امروز ، در فرارفتن رسانه ها از غالب های سنتی و گردش سریع و غیر قابل سانسور اطلاعات در میان مردم ، با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت و در پیوند جهانی حاصل از همین گسترش آگاهی عمومی ، مانند همه ملت ها خواهان بهره مندی از جامعه ای هستند که بر اساس عنصر ارزشمند دموکراسی و بر پایه های قدرت مردم بنا شده باشد. به همین دلیل است که حقوق بشر ، امروزه به یکی از معیارهای سنجش توسعه یافتگی جوامع تبدیل شده است و نظامی که همچون جمهوری اسلامی که ماهیتا پرونده ای سیاه در نقض حقوق بشر و تروریسم دارد ، قادر نخواهد بود که نه از ملت خود و نه از جامعه بین المللی نمره قابل قبولی دریافت کند و این همان نکته ای است که به نتیجه رسیدن مذاکرات جاری را با تردید های فراوانی رو به رو کرده است .
برای رساندن جمهوری اسلامی به نقطه ای قابل قبول البته ، علاوه بر آگاهی عمومی ، حضور و رفتارهای اجتماعی جامعه نیز اهمیت بسیار دارد. مردم باید با نشان دادن خواست خود و عدم پذیرش محدودیت ها و کج فهمی های حکومتی و پایداری بر مواضع بر حق خویش ، نظام را به عقب نشینی وادار کنند، همانطور که در این سال ها کرده اند. آنچه که بر آن تاکید می کنم، اینست که در روش مبارزه با حکومتی که در نهاد خود خشونت عریان و افسار گسیخته را رشد داده است و در اعمال خود نیز از هیچ دوراندیشی ، تدبیر یا شرمی برخوردار نیست ، روی آوردن به خشونت و دست بردن به اسلحه ، تنها دمیدن بر شعله های خشونت دولتی و مشروعیت بخشیدن به جنایت های آنان در نگاه بخشی از جامعه است. این خشونت ها علاوه بر اینکه نیروی جامعه را در مسیری دیگر به هدر خواهد داد و دستیابی به دموکراسی را به تاخیر خواهد انداخت ، آتش منطقه را نیز شعله ورتر خواهد کرد. علاوه بر این، سابقه تاریخی کشورمان نشان داده است که ملت ایران هرگز از حرکت های مسلحانه پشتیبانی فراگیر و گسترده ای نکرده است و هوشیارانه روش های مبارزه مدنی و راه های مخالفت اختماعی- سیاسی را به حکومت های دیکتاتوری تحمیل نموده است.

منبع:سایت دمکراسی برای ایران

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size