سپاس از که: آیت الله خامنه ای یا آقای اوباما؟

کاملیا انتخابی فرد
کاملیا انتخابی فرد
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

از انقلاب ایران ۳۴ سال گذشته است و طی این سالها روزی نبوده که مردم بدون دغدغه و اضطراب به بستر خواب نرفته باشند. ابتدا انقلاب و پس از آن جنگ عراق با ایران و پی در پی با تحریمهای گوناگون ایالات متحده آمریکا و احتمال دائمی جنگی دیگر و مشکلات اقتصادی یکی بعد از دیگری چاشنی تلخ زندگی مردم در تمامی سالهای پس از انقلاب بوده است.

انقلاب به اندازه کافی مشکلاتی را در کشور ایجاد کرده بود اما به ناگاه مردم خود را در معرکه دیگری گرفتار دیدند و اینبار توسط دانشجویان انقلابی پرشوری که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفته و ۴۴۴ روز دیپلماتهای آمریکایی در تهران را به گروگان گرفتند.
تیرگی رابطه با آمریکا سر آغاز مشکلات و مخمصمه های بیشتری برای مردم شد… مردم خسته از تمامی این گرفتاری ها و نگرانی ها، دهه ها است که به غم و نگرانی خو گرفته اند اما در دهه سوم انقلاب نیز بار دیگر سایه جنگ احتمالی با اسراییل و آمریکا بر سر برنامه مناقشه برانگیز هسته ای، زندگی مردم را تحت تاثیر بی سابقه ای با افرایش نرخ کالاهای اساسی و سقوط ارزش پول ملی مورد تهدید قرار داد.

نسلی که انقلاب را آفرید، امروز در اواخر دوره میانسالی است و یا درگذشته است. برای سه نسل متولد بعد از انقلاب، آنهایی که هیچ خاطره ای از دوران شاه ایران ندارند، آنچه که از آن دوران قدیم می شنوند با آنچه که امروز در ایران می گذرد بسیار متفاوت است.
وضعیت اضطراری، کمبودها، تهدیدهای خارجی و مقاومت اقتصادی واژه هایی بوند که به کرات در تمامی این سالها شنیده می شد. زمانی که محمد خاتمی درسال ۱۹۷۷ به ریاست جمهوری رسید، میلیونها جوان ایرانی امیدوار دل به تغییر و اصلاحات در ساختار سیاسی ایران دادند.

دولت اصلاحات موفق نشد تا تغییرات عمده و بنیادی بوجود بیاورد اما زمینه را برای دولت کنونی آماده کرد. ریاست جمهوری حسن روحانی، فردی که میانه رو و همچنان خواستار ایجاد اصلاحات است بار دیگر این امید را ایجاد کرد که گره های کوری که سالهاست بسته مانده را باز و تا اندازه ای ایران را به موقعیت قدرتمند پیش از انقلاب باز گرداند.

مردم می دانند که شرایط زندگیشان بهبود پیدا نخواهد کرد چنانچه که با آمریکا تا اندازه ای گرم نگیرند و این گرم شدن رابطه لزوما به معنای ایجاد رابطه کامل دیپلماتیک نخواهد بود. اتفاقات اخیر در منطقه از بهار عربی گرفته تا کشمکشهای داخلی در کشورهای عرب نشان داده است که این انقلاب ها چندان نیز موفقیت آمیز نبوده و کلاف در هم پیچیده سوریه نیز باعث شده که سیاستمداران آمریکا به این فکر باشند که ایران را در مشکلات و تحولات منطقه دخیل سازند.

فرصت تاریخی برای ایران انقلابی با آغاز ریاست جمهوری باراک اوباما به وجود آمد. آمریکا نشان داد که به گفتگوی مستقیم با ایران علاقمند است و در دوران مبارزات اولین دوره ریاست جمهوری اوباما، وی به صراحت گفته بود که با رییس جمهور ایران گفتگو خواهد کرد. فرصت بهتر شدن رابطه ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد از دست رفت علی رغم آنکه رییس جمهور ایران برای این گفتگوها بارها ابراز علاقه کرده بود.

برای رییس جمهور آمریکا ملاقات فردی که کشتار یهودیان در جنگ جهانی توسط آلمان نازی را انکار می کرد، غیر ممکن بود. آقای اوباما زیر فشار بی سابقه ای بود که تن به گفتگو با ایرانی که با خصومت با اسراییل سخن می گوید ندهد. تحریمهای بیشتر و فلج کننده تری توسط کنگره آمریکا به تصویب رسید تا شاید آیت الله خامنه ای را وادار کند تا راجع به برنامه هسته ای کشور خود به توافقی اصولی با غرب برسد. ایران منزوی تر و فشار تحریمها بیشتر و بیشتر شد.

ضرب المثلی می گوید که: کارها نکو شود اما به صبر. به نظر می آید که اینک بعد از تمامی صبرها و بردباری ها و شکیبایی های مردم ایران، در نهایت آیت الله خامنه ای نیز تصمیم گرفته باشد تا کمی سیاست خارجی حکومت خود را تغییر داده و کمر به نکو کردن اوضاع ببندد. شاید رهبر ایران می خواهد که از خود در دوران بازنشستگی و یا پس از مرگ میراث و دست آورد ارزشمندی به یاد بگذارد که از نظر من، دستاوردهای هسته ای ایران چیزی است که رهبر ایران آن را میراث تاریخی خود می داند.

بحث فعلی که ایران چه میزان اورانیوم و با چه خلوصی می تواند در داخل کشور غنی کند، بحث اصلی و مهمی نیست. مهمترین بحث این است که ایران دانش غنی سازی هسته ای را کسب کرده و تعلیق غنی سازی در هر اندازه و سطحی، از دانش و مهارتی که ایرانیان بدست آورده اند نخواهد کاست. اگر این موفقیت یعنی دستیابی به دانش هسته ای، هدف آیت الله خامنه ای بوده است، دیگر هیچ مانعی برای وی در مذاکره با غرب و آمریکا وجود ندارد. هدف فعلی بهبود وجه بین الملی ایران و کسب اعتماد و احترام غرب و دخیل شدن ایران در تحولات منطقه است.

آقای اوباما می خواهد که قبل از به اتمام رسیدن دوران ریاست جمهوری اش پرونده هسته ای ایران را به طور کامل ببند و هنگام خروج از کاخ سفید در دو سال دیگر به عنوان رییس جمهوری صلح طلب و بشر دوست شناخته شود. باید دید که آیا این حسن نیت رییس جمهور آمریکا موجب می شود که بعد از ۳۴ سال از گذشت انقلاب مردم ایران بتوانند زندگی عادی و آرامی داشته باشند؟ البته با تشکر از آقای باراک اوباما!

این مقاله برگردان فارسی از متن عربی منتشر شده در روزنامه شرق الاوسط است.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید