تبعات توافق احتمالی با ایران بر روابطه امریکا و اسراییل

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
6 دقيقه (Reading time)

آغاز مذاکرات با ایران در ژنو به دنبال تحولات چشم‌گیر در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ماه گذشته است که با تماس تلفنی میان باراک اوباما، رییس‌جمهور امریکا و حسن روحانی، رییس‌جمهور ایران به اوج خود رسید. اما شکل‌گیری این فضای گفت‌وگوی حداقلی، برخی از کشورهای عربی و اسراییل را در خصوص عمل‌کرد امریکا نگران کرده است. حمله رسانه‌ای بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسراییل در ایالات متحده و تصمیم عربستان سعودی مبنی بر عدم سخنرانی در سازمان ملل، نشان‌دهنده‌ی عمق این نگرانی است.

گرچه به نظر می‌رسد بعضی از چانه‌زنی‌ها میان ایران و امریکا به یک نتیجه‌ی نهایی منجر خواهد شد اما با وجود پیچیده بودن مسایل مورد اختلاف و سوظن‌های شدید داخلی، احتمالا رسیدن به هرگونه توافقی غیرممکن است. برای ایران، گزینه‌ی حمله نظامی امریکا یک احتمال امکان‌پذیر است، اما شاید مهم‌تر از آن تحریم‌های بین‌المللی باشد که به وضوح کارساز بوده‌ است. تا زمانی که بسیاری از این تحریم‌ها لغو نشود، تهران نمی‌تواند بر ضعف‌های اقتصادی فعلی خود غلبه کند، امری که نیاز به توافق با ایالات متحده دارد. دولت اوباما در حال حاضر تمایل کمی برای استفاده از گزینه‌ی حمله نظامی به ایران دارد، چراکه اولویتی مشخص برای رسیدن به توافقی وجود دارد که مانع از گسترش برنامه‌ی سلاح‌های هسته‌ای ایران خواهد شد. توافقی که به موجب آن موقعیت جهانی و منطقه‌ای امریکا احیا شده و از یک تقابل خطرناک اجتناب می‌شود.

اگر - و فقط اگر - ایران و ایالات متحده به نتیجه‌ی غیرمنتظره‌ای دست پیدا کرده و به دنبال آن قراردادی را امضا کنند که ایران را از دست‌یابی به سلاح هسته‌ای منع کند، این شک و تردید باقی مانده و احتمالا مانعی بر پذیرش نهایی این توافق از سوی ایالات متحده خواهد شد. بنابراین امریکا باید در جهت کسب اطمینان بیشتر کشورهای نگران منطقه (از طریق انعقاد معاده‌هایی - مانند معاهدات ناتو - با اسراییل و به طور جداگانه با آن دسته از کشورهای عرب که می‌خواهند تحت حمایت امریکا قرار بگیرند) گام بردارد تا در صورت عدم پایبندی ایران به مفاد قرارداد، بتواند نقش بازدارنده‌ را ایفا کند. مفاد این معاهده باید امریکا را برای محافظت از هر یک از این کشورها در برابر دستیابی ناگهانی ایران به سلاح هسته‌ای متعهد کند، مانند آن‌چه در طول جنگ سرد انجام شد. حضور اتحادیه اروپا و حتی شورای امنیت سازمان ملل در قالب ناتو در کنار آمریکا و حضور نیروهای نظامی آن‌ها همراه با سربازان آمریکایی در این کشورها، مانند اتفاقی که در زمان جنگ سرد رخ داد، از دیگر گزینه‌های موجود است. چنین تمهیداتی سیگنالی واضح به ایران است که اگر توافق را نقض کند، مورد حمله شدید قرار می‌گیرد و حمله هسته‌ای به هریک از این کشورها می‌تواند در حکم حمله به ایالات متحده باشد؛ مانند اصول معاهده ناتو.

در واقع برای دولت اوباما، رسیدن به توافق با ایران باید شامل تدابیر حفاظتی و بازرسی باشد، تدابیری که امریکا را متقاعد کند که ایران پایبند به این قرارداد خواهد بود یا حداقل اجازه نقض آن را نخواهد داشت. بنابراین قرار گرفتن کشورهای نگران همسایه - که نیاز به تضمین‌های بیشتر دارند - در زیر چتر حمایتی امریکا، نباید دشوار باشد؛ چراکه اقدام نظامی از سوی امریکا غیرضروری خواهد بود. چنان‌چه دولت امریکا نسبت به جدی بودن ایران در پایبندی به چنین معاهده‌ای اطمینان ندارد، به طوری که در ارایه این تضمین‌ها مردد است، این قرارداد نباید منعقد شود.

البته کشورهای عربی یا اسراییل ممکن است از امضای چنین پیمانی با امریکا امتناع کنند، اما اگر ایران و امریکا به توافق برسند، این امکان وجود دارد که حتی اسراییل نیز مقداری انعطاف‌پذیری از خود نشان دهد. پیمان با اورشلیم باید به دقت مبتنی بر مذاکره باشد تا تمام احتمالات نامطلوب مورد بررسی قرار گیرد، اما نباید فراموش کرد که این مساله می‌تواند موجب شود که انعطاف‌پذیری ایالات متحده در بستن چنین معاهده‌ای کم‌تر شود، مساله‌ای که چنین قراردادی را جذاب‌تر هم خواهد کرد. دولت‌های عرب نیز انتظار ضمانت‌های محدودکننده‌تری در مقایسه با گذشته خواهند داشت، هرچند ارایه این تضمین‌ها برای امریکا ارزش‌مند خواهد بود. به واسطه‌ی معاهدات دفاعی مانند این، همه‌ی طرفین درگیر، انعطاف‌پذیری بیشتری در ازای برخورداری از امنیت کامل از خود نشان خواهند داد.

دیوید بن گوریون، نخست‌وزیر اسراییل پیش از این، در طول دوره‌ی اول ریاست‌جمهوری آیزنهاور، لزوم ایجاد یک پیمان دفاعی احتمالی بین اسراییل و ایالات متحده را مطرح کرده بود. این معاهده در طول ۱۸ ماه آخر دولت کلینتون و در آستانه توافق بین اسراییل و فلسطین بسیار مورد بحث قرار گرفت و بدون شک چنان‌چه چنین توافقی در پایان مذاکرات فعلی ایران با جان کری وزیر امورخارجه صورت گیرد، لزوم شکل‌گیری این پیمان دفاعی، دوباره مطرح خواهد شد. اما خطر ایران هسته‌ای برای اسراییل تهدید بزرگ‌تری به نظر می‌رسد و در خصوص مسایل مربوط به اسراییل و فلسطین نیز همواره امکان اضافه کردن تبصره به چنین پیمانی وجود دارد.

این مساله که تماس تلفنی اوباما و روحانی به موفقیتی مشابه آن‌چه در مورد چین در دوران نیکسون به دست آمد، منجر خواهد شد یا خیر، مشخص نیست. اما در خصوص چین نیز وقوع چنین تحولاتی چشم‌گیر، نیازمند کسب اطمینان همسایگانی بود که باید منافع امنیتی حیاتی‌شان حفظ می‌شد. ما ابزارهای لازم برای ارایه این تضمین‌ها را در اختیار داریم. در نتیجه می‌توانیم و باید از آن‌ها استفاده کنیم.

* از: استیون اشپیگل - ایران در جهان

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید