فتوای سیاسی علیه بمب هسته‌ای

عبدالرحمن الراشد
عبدالرحمن الراشد
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
4 دقيقه (Reading time)

برخی اوقات تفاوت زیادی بین روحانیون و سیاستمداران وجود ندارد. فن بیان، شغل هر دو آنهاست. با فصاحت و بلاغت می‌توانند توجیه کرده و احیانا دور بزنند. نظام ایران اکنون می‌گوید که قصد ساخت سلاح هسته‌ای را ندارد؛ رهبر این کشور فتوا به تحریم این سلاح‌ها داده است. حتما باید ایرانی و شیعه باشید تا چنین قول‌هایی را باور کنید، اما دولت‌های منطقه نمی‌توانند آن را قبول کنند. در اینجا باید این ضرب‌المثل را یادآور شوم که می‌گوید «بی‌اعتمادی از بزرگ‌ترین دقت‌هاست». فتوای رهبر ایران باعث تردید بیشتر می‌شود، چرا که این امر اساسا نیازی به فتوا ندارد؛ بلکه نیاز دارد تا درها بر روی بازرسان بین‌المللی باز شود تا دیگران نیز به حکم و تضمین‌های آنها اعتماد کنند.

به عنوان همسایگان ایران ما نیز خواستار تحقق چهار شرطی هستیم که بنیامین نتانیاهو در سازمان ملل عنوان کرد: «توقف غنی‌سازی اورانیوم، خارج کردن اورانیوم غنی شده از ایران، از بین بردن زیربناهایی مثل نیروگاه‌های قم و نطنز که تولید بمب اتم را سرعت می‌بخشند و توقف نیروگاه آب سنگین اراک».

فتوای رهبر ایران در تحریم سلاح هسته‌ای چیزی مابین دین و سیاست است. اسلام قتل یک نفر به ناحق را مانند قتل همه‌ی انسان‌ها می‌داند. کلاهک هسته‌ای قادر به قتل عام ده‌ها یا صدها هزار بی‌گناه است. فتوای رهبر ایران تفاوتی با فتوای پاپ ندارد که استفاده از وسایل جلوگیری از بارداری را برای پیروان مذهب کاتولیک حرام اعلام کرده است. ایران در آستانه به دنیا آوردن سلاح حرامش است. آنچه که تاکنون و ظرف دو دهه و نیم گذشته خرج کرده بیشتر از رقمی است که عقل بتواند باور کند صرفا برای روشن کردن خیابان‌های تهران صرف شده است. غرب به دولت‌های مختلف ایران جوایز و جایگزین‌های زیادی پیشنهاد کرده و حاضر است انرژی مورد نیاز ایران را تأمین کند، با این حال ایران با این پیشنهادات مخالفت کرده و به پیشبرد برنامه‌ای ادامه داده که باور نظامی نبودنش سخت و محال است.

خاورمیانه منطقه‌ای سرشار از جنگ‌های طولانی است و می‌تواند جنگ‌های دیگری را نیز در بطن خود داشته باشد. این امید بود که پس از رهایی از طاغوت‌هایی مانند قذافی، صدام و اسد؛ منطقه در آستانه آرامش است. اگر نظام‌هایی مانند ایران از برنامه‌های توسعه‌طلبانه و خواب‌هایشان در ایجاد امپراتوری‌های منطقه‌ای دست برداشته و به جای آن کشور خود را آباد کنند، این مهم دور از انتظار نیست. ایران بیش از آنکه از طرف عرب‌ها یا اسراییل با خطر مواجه باشد، از داخل خود با خطر مواجه است. در مقابل حاکمان ایران سعی دارند برای به دست آوردن بمب مقدس خود، مردم را قانع کنند که کشورشان از طرف اسراییل و عرب‌ها در خطر است.

نکته جالب این است که آمریکایی‌ها که وقت و تلاش و هزینه زیادی را صرف ایجاد محوری گسترده علیه ایران کردند تا این کشور را در محاصره سیاسی و اقتصادی قرار دهند، اکنون مشغول نابود کردن آن هستند. هدف از ایجاد این هم‌پیمانی، مجبور کردن ایران به چشم‌پوشی از آرزوهای نظامی‌اش بود و برای تحقق این هدف از بانک‌ها، شرکت‌های نفتی و مسافرتی و همچنین شرکت‌های فنی در کنار ادوات امنیتی و نظامی استفاده شده بود. بانک‌ها تعطیل شده و فعالیت‌های اقتصادی متوقف شد، شرکت‌های هوایی از سفر باز ماندند و صدور بیشتر تولیدات به ایران ممنوع شد. این روند باعث شد تا رهبران ایران حسن روحانی را به عنوان چهره‌ای بر سر کار بیاورند که لبخند بر لب دارد و از صلح صحبت می‌کند، دقیقا بر عکس محمود احمدی‌نژاد که چهره‌ای عبوس از خود به نمایش گذاشته بود.

ما که در نزدیکی ایران زندگی می‌کنیم و خلیج فارس تنها مانع بین ما و ایران است، بیشتر از آمریکایی‌ها و اسراییلی‌ها از یک ایران طرفدار صلح خوشحال می‌شویم. ایرانی که از دستیابی به سلاح هسته‌ای چشم‌پوشی کند و بداند که این هدف ضررهایی بیشتر از فواید آن دارد.

در کمال تأسف در افق هیچ نشانه‌ای دال بر این تصمیم ایران دیده نمی‌شود، بلکه به نظر می‌رسد تهران روابط عمومی خود را قوی کرده تا احساسات کاخ سفید را تحریک کند.

* از: عبدالرحمن الراشد ـ ایران در جهان

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید