روحانی در سازمان ملل، ناامیدی یا پیروزی؟!

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
7 دقيقه (Reading time)


دست ندادن حسن روحانی و باراک اوباما، تنها در شتاب کنونی تهران برای اظهارات آشتی جویانه می‌تواند شکست پیشبرد دیپلماسی قلمداد شود. سخنرانی یک نواخت روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل با تصویری خواب‌آور و ضد امپریالیستی از جهان نیز هرگز پیش از این چندان به معنی شکست برداشت نمی‌شد. اما نگاهی به این بیانات ممکن است انسان را به اشتباه بیندازد: «به نظر می‌رسد روحانی، وارث شمایل نجات و میانه‌روی، پس از سخنرانی‌اش در سازمان ملل و با رد پیشنهاد دیدار اوباما، کرشمه و هنر دل‌ربایی‌اش را از دست داده باشد.» این نوشته را روزنامه نگار گاه-ستیزه جویی به نام جفری گلدبرگ در توییتر خود نوشت. نوشته‌ای که پس از غیبت روحانی از ضیافت نهار سازمان ملل و با حضور اوباما، توئیت شد.

https://twitter.com/JeffreyGoldberg...

اشتباه نشود، برای آن دسته از ما که گمان می‌کنیم تعامل دیپلماتیک میان ایران و امریکا به این زودی‌ها اتفاق نمی‌افتد، چنین شکستی بسیار مایوس کننده بود، سخنرانی روحانی هم. ولی هیچ کدام این‌ها به مفهوم غیر‌عملی بودن این تعامل و یا از دست رفتن آن نیست. هم دست ندادن روحانی و هم سخنرانی‌اش را می‌توان به مفهوم ترمز کردن او برداشت کرد، و نه لزوما تصادم و به هم ریختن شرایط. یک مقام کاخ سفید گفت که انجام این نشست بیش از حد برای ایرانیان پیچیده بود، بیش از آن که بتوانند در این نقطه از پس این دیدار بر آیند. روحانی نیز به نوبه خود، غیبت از ضیافت نهار را به آماده نبودنش نسبت داد.روحانی شب ۲۴ سپتامبر به وقت محلی به سی‌ان‌ان گفت: «ایالات متحده علاقه خود را به برگزاری چنین جلسه‌ای اعلام کرد. و در اصل ایران می‌تواند چنین جلسه‌ای را در شرایط خاصی برگزار کند، ولی به باور من، زمان کافی برای هماهنگی چنین جلسه‌ای در اختیار نداریم.»

با وجود ناامیدی، فضا میان ایران و امریکا به سرعت گرم شده است. روحانی در سخنرانی خود گفت: «منافع ملی ایران ایجاب می‌کند که هرگونه نگرانی و تردید معقولی را درباره صلح آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران از میان برداریم.» - هرچند این پیام تازه‌ای نبود و هیچ گونه جزییاتی در بر نداشت. سپس روحانی در طی گفتگویش با سی‌ان‌ان، به مساله‌ای پرداخت که در طول هشت سال گذشته به تصویر بین المللی ایران به شدت آسیب رسانده است. او هولوکاست را جنایت نازی‌ها عیله مردم یهود دانست. با این که این اظهارات با گفتن این که «من تاریخدان نیستم، سیاستمدارم» با گنگی و ابهام در آمیخت ولی به هر حال این ماجرایی بود که اتفاق افتاد.

تحلیل‌گر ایرانی-اسراییلی، مایر جوادفر نوشت که ترجیح می‌داد روحانی بی‌پرده‌تر سخن بگوید، ولی مرکزیت دادن به سیاست داخلی ایران، عامل محدود کننده‌ای است که ابراز نظر را برای روحانی دشوار می‌کند، و ماجرا درباره رییس جمهور امریکا نیز به همین منوال است. در میان ناامیدیِ حضور (بی‌ثمر) روحانی در نیویورک ساده است که فراموش کنیم افراد پیش از او چه سفرهای بدی به امریکا داشته‌اند. روحانی شاید سر و صدای بزرگی به راه نینداخته باشد ولی دست کم به دلایل نادرست، گرد و خاک نکرده است.

از سوی دیگر سخنرانی اوباما کم و بیش از لحن اجابت کننده‌ای برخوردار بود که مورد پسند روحانی قرار گرفت. اوباما با تغییر موضع آشکار ستیزه جویانه‌اش، از تریبون سخنرانی‌اش چنین گفت: «از زمان آغاز به کار این دولت (اوباما) در نامه‌هایی که به رهبر جمهوری اسلامی و اخیرا به رییس جمهور روحانی نوشته‌ایم، به روشنی اعلام کرده‌ایم که امریکا ترجیح می‌دهد که نگرانی‌های خود را بر سر برنامه هسته‌ای ایران به شیوه‌ای صلح آمیز حل کند. با این همه امریکا مصمم است که از توسعه جنگ افزارهای هسته‌ای ایران جلوگیری کند.» شدت ستیزه در سخنان اوباما به همین اندازه بود که می‌بینید. او با تکیه بر فتوای رهبر ایران مبنی بر ممنوعیت سلاح‌های هسته‌ای، اعلام کرد که امریکا به هیچ عنوان قصد تغییر رژیم ایران را ندارد.

اوباما از انزجار ایران از «مداخله» امریکا در امور داخلی ایران صحبت کرد و در پاره‌ای از سخنان خود درباره سلاح‌های شیمیایی سوریه اعلام کرد که ایران در دهه هشتاد میلادی خود قربانی سلاح‌های شیمیایی صدام حسین بوده است. قابل توجه این که او از استفاده از گزینه زور چیزی نگفت، نه به صورت مستقیم و نه در قالب اصطلاحی که همیشه اعلام می‌کند «تمام گزینه‌ها را بر روی میزاند».

دست دادن (اوباما و روحانی) شاید از دید نمادین، حرکت بزرگی باشد. ولی نشست روز پنجشنبه ایران و گروه ۵+۱ (چین، روسیه، آلمان، انگلستان، فرانسه و ایالات متحده آمریکا) از اهمیت بیشتری برخوردار است. در آن نشست، وزیر امور خارجه ایران محمد جواد ظریف چهره به چهره با همتای خود، جان کری دیدار می‌کند. (این دیدار انجام شد-م) ماجرای میان این دو طرف، تاریخ را رقم می‌زند: از زمان انقلاب ۷۹ ایران این بالاترین سطح دیدار میان مقامات دو کشور است. در دورنمای ماجرا کافی است به شش ماه پیش بیندیشیم: دست دادن میان وزیران خارجه دو کشور امری محال بود، چه رسد به دست دادن دو رییس جمهور. باید منتظر ماند و دید که آیا این دو سیاستمدار عالی رتبه چیزی بر روی میز می‌گذارند و یا این دیدار نیز تکرار یک ماجرای بی‌ثمر دیپلماتیک خواهد بود.

در لحن و واژه گزینی اوباما نشانه‌هایی از استقبال از تهران هویداست و جلسه روز پنجشنبه نگاه اجمالی است به این موضوع که آیا طرفین می‌توانند مسیر را برای «نرمش قهرمانانه» مد نظر رهبر هموار کنند؟ مت داس، در ستون بی‌نظیر هفتگی خود در نشریه پراسپکت، درباره امور خارجه - به این چند نکته پرداخته است: «اکنون شکاف بزرگی میان کسانی است که که ایران را صاحب سیاست و کسانی که ایران را فاقد سیاست می‌دانند. کسانی که در ایالات متحده، مخالف تعامل و برخورد با ایران‌اند، متوجه نیستند که همان گونه که آن ها بر اوباما برای پیشروی در این زمینه خشم گرفته‌اند، روحانی هم در ایران آماج خشم محافظه کاران تندروست. در تهران هم باید بدانند که همان سکته‌ها و سکسکه‌ها در واشنگتن هم اتفاق می‌افتد. در واشنگتن نیز تندروها در تلاش هستند که برای معامله شرط تعیین کنند؛ شروطی که اگر به کار گرفته شود بعید است داد و ستدی به انجام برسد. تعامل، کفش بر پای آدم نیست، دو لنگه کفشی است که هر کدام به سویی می‌روند.

یا باید شاهد جدایی دو لنگه بود و یا در طول مسیر، دو لنگه را گرد هم آورد. اوباما به نوبه خود بهترین جمله‌اش را از پشت تریبون سالن مجمع عمومی سازمان ملل بر زبان آورد: «شاید اثبات شود که موانع بیش از حد بزرگ‌اند، ولی من به شدت باور دارم که مسیر دیپلماتیک را باید آزمود.»

از: علی قریب - ایران در جهان

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید