آیا روحانی چهره دوستانه ایران است؟

کاترین باتلر
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)


آیت‌الله علی خامنه‌ای، اخیرا در توییتر فعال شده است. رهبر ایران در شبکه‌های اجتماعی، مشغول انتقاد از آمریکا به دلیل استانداردهای دوگانه‌اش در خاورمیانه است. اما او مسایل دیگری نیز در ذهن دارد. برای مثال او در مجموعه توییت‌های خود پیرامون چگونگی رفتار زنان با همسران‌شان، خطاب به زنان نوشته بود که نباید اجازه دهند شوهران‌شان اوقات سختی را در خانه بگذرانند یا آن‌که ساعات زیادی را در محل کارشان بمانند. او گفته است که اگر کتاب بینوایان ویکتور هوگو را نخوانده‌اید، حتما بخوانید؛ این کتاب «معجزه»ای در رمان‌نویسی است، «كتاب الهي است، كتاب محبت و عاطفه و عشق است.»

تلاش جهت رمزگشایی از حکومت ایران کمی شبیه به تلاش برای قضاوت کسی است که شما هرگز او را ندیده‌اید و تنها از طریق توییت‌ها یا تصاویر خنده‌داری که در فیس‌بوک می‌گذارد، او را می‌شناسید. تعامل با آن‌ها تنها محدود به چیزهایی است که خودشان می‌خواهند شما بدانید.

مدت زیادی است که رهبران ایران با هدف سردرگم کردن منتقدان خود و هم چنین به دلیل وجود بیش از یک مرکز قدرت در ایران تبدیل به استادان پیام‌های ناهمگون شده‌اند. در این بین انواع تنش‌های داخلی وجود دارد و رییس‌جمهور کشور نیز از قدرت کامل برخوردار نیست (برداشت اشتباهی که در غرب نیز غالبا درخصوص احمدی‌نژاد صورت می‌گرفت و نمایش‌های او نیز ترسیم‌کننده چهره یک حاکم مستبد بود.)

بنابراین هنگامی که خبر مذاکره احتمالی ایران و امریکا (البته در توییتر) یا حداقل نامه‌نگاری مجدد آن‌ها به یکدیگر را می‌شنویم و این‌که امکان شکل‌گیری نخستین دوره تنش‌زدایی از سال ۱۹۷۹ تا کنون وجود دارد، باید هیجان زده شویم، اما نباید فرض کنیم که از سرانجام این تنش‌زدایی آگاهی داریم.

حسن روحانی، رییس‌جمهور تازه ایران، قطعا نقش موثری در تغییر این وضعیت داشته است. او در انتخابات ماه ژوئن با وعده‌ی از میان برداشتن سانسور اینترنت و کاهش فشارهایی که زندگی در ایران را بسیار دشوار کرده، به پیروزی رسید. اما جسورانه‌ترین اقدام او حمله به اجماع داخلی بر سر مساله هسته‌ای بود. او اعلام کرد که بن‌بست هسته‌ای به شکل صحیح مدیریت نشده و در صورت انتخاب به دنبال تثبیت انزوای ایران نیست، بلکه درصدد انجام معامله‌ای است که به نوبه خود تحریم‌ها را از میان بردارد.

مردم ایران، به شدت از لفاظی‌های ضدغربی که برای بیش از سی سال، تبدیل به موسیقی متن زندگی‌شان شده، خسته هستند. از سوی دیگر آن‌ها از دو شغله بودن مداوم، به منظور داشتن امکان پرداخت هزینه مواد غذایی و دیدن اعضای خانواده‌شان در بیمارستان، که به دلیل کمبود داروهای حیاتی سرطان، به واسطه تحریم‌های شدید، جان خود را از دست می‌دهند نیز خسته‌اند. روحانی، به واسطه‌ی صحبت‌های گرم و برخورد خوب، و تبادل نامه با باراک اوباما بر سر مساله سوریه - ارتباطی که ممکن است منجر به نتیجه‌ای فوق‌العاده در نخستین مذاکرات بین ایران و امریکا از پیش از انقلاب اسلامی شود - در حال صحبت با مردم خودش نیز هست.

روحانی، به عنوان مرد مودب و پیچیده‌ای که سفرهای زیادی داشته (او زمانی در بریتانیا تحصیل می‌کرد) از شخصیتی رسانه‌ای برخوردار است که به خوبی با دستور زبان دیپلماسی بین‌المللی آشنایی دارد. جواد ظریف، وزیر امور خارجه، یکی دیگر از کاربران مشتاق توییتر و فیس‌بوک (با توجه به این که اکثریت ایرانی‌ها به رسانه‌های اجتماعی دسترسی ندارند، این مساله‌ای طعنه‌امیز) است‌ که در ایالات متحده تحصیل کرده. این دو در کنار یکدیگر، از بحران سوریه برای معرفی ایران به عنوان قدرت حیاتی و قابل احترام در منطقه که کمتر تهدیدآمیز است، استفاده می‌کنند.

اما دو موضوع نگران‌کننده وجود دارد. نخست این‌که اگر روحانی به طور کامل هماهنگ با رهبر ایران و متحدان‌اش در سپاه پاسداران انقلاب نیست، عمل‌کرد او در مسایل داخلی ایران چگونه خواهد بود. سوال دوم که باید پرسیده شود این است که آیا [رهبر ایران و متحدان‌اش در سپاه] تحمل آزادی‌های سیاسی و حقوق بشری که یقینا می‌تواند تندروهای ایران را خلع سلاح کند، دارند؟

ایران، خواهان انجام مذاکرات است اما خامنه‌ای می‌خواهد این مذاکرات را از موضع قدرت انجام دهد و حق این کشور برای غنی‌سازی اورانیوم را هرگز تسلیم نکند. این جلسات در هرجایی برگزار شود؛ چه در اتاق جلسه طلاکاری شده ژنو یا در راهروهای سازمان ملل متحد در نیویورک، وفادارترین محافظه‌کارهای ایران، از دستور کار واقعی امریکا که تغییر رژیم است، واهمه خواهند داشت.

نگرانی دوم چیست؟ یکی این است که با مهم تلقی شدن معامله هسته‌ای/ تحریم‌ها، روحانی بتواند به تحکیم حکومت کمک کند. چگونه؟ با کاهش فشار داخلی و اعطا مشروعیت تازه‌ای به روحانیون. این مساله کاملا امکان پذیر است که رییس‌جمهور جدید - اگرچه به وضوح همان چیزی است که ما دوست داریم آن را «یک میانه رو» بنامیم-، خواهان چنین نتیجه‌ای باشد.

* از: کاترین باتلر / در: ایندیپندنت /ایران در جهان

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید