سرسپرده یا یاغی‪;‬ مخلصان رهبر ایران

کاملیا انتخابی فرد
کاملیا انتخابی فرد
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
10 دقيقه (Reading time)

علی رغم تمامی فشارهای سیاسی، تحریمها و سقوط ارزش ریال در مقابل ارزهای خارجی، از ارزش و زیبایی جشن نوروز چیزی کاسته نشده است. ایرانیان به نوروز در حالی خوش آمد گفتند که می دانستند سالی سخت و پر چالش در پیش رو دارند. از جلسات در پیش رو با نمایندگان قدرتهای بزرگ در اتحادیه اروپا که درست بعد از تعطیلات از سر گرفته می شود تا انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه و دغدغه بالا رفتن قیمتها از مواردی است که از هم اکنون ذهن همه را مشغول کرده است.
آیت الله خامنه ای ولی فقیه، در سخنرانی روز اول فرودین خود از مشهد، تا اندازه ای توانست از نگرانی مردم از اغتشاشاتی که شاید در زمان انتخابات ایجاد شود، بکاهد. نگرانی مردم از مواجه گروههای سیاسی مختلف و درگیری هایی است که چهار سال پیش اتفاق افتاد. آیت الله خامنه ای که پیشاپیش در این سخنرانی حق همه مردم برای مشارکت در انتخابات را تایید کرد گفت که انتخابات سلیقه ای نیست و تمامی گروههایی که به نظام وفادار و دلسوز کشور هستند باید در این انتخابات شرکت کنند.
اما دو روز بعد احمد خاتمی امام جمعه تهران از تریبیون نماز جمعه با صورتی بر افروخته و صدایی تهدید آمیز گفت که از سخنان رهبر برداشت اشتباه شده است و گروههای فتنه افکن اجازه شرکت در انتخابات را ندارند. احمد خاتمی روحانی محافظه کار و تندرو، در خطبه های نمازجمعه صراحتا اصرار داشت که اصلاح طلبان و جناح انحرافی ( منصوب به رئیس جمهور) و هر آنکس که ایشان صلاح نداند شرکت در انتخابات را باید فراموش کند و خلاصه آنکه عرایض رهبر احتیاج به قرائت و فهم ویژه ای داشته که خاتمی تفسیر درست را اینگونه ارائه کرد: انتخابات برای همه آزاد و قابل مشارکت نیست!

این تضاد چیزی نیست به غیر از اختلاف نظر آیت الله خامنه ای با افراد تندرویی نظیر احمد خاتمی که عضو شورای نگهبان نیز می باشد. به نظر می آید که در این دوره از انتخابات افرادی در سیستم از شخص رهبر نیز تندتر و محافظه کارتر شده و تصمیم دارند که خامنه ای را نیز پشت سر بگذارند. افرادی نظیر احمد خاتمی و‌آیت الله یزدی که اعتقاد دارند اصلاح طلبان دیگر جایی در نظام ندارند و نبایستی وارد فعالیتهای سیاسی شوند. آنها در اندیشه چنگ انداختن به قوه مجریه و یکدست کردن نظام هستند.
آیا دغدغه امروز آیت الله خامنه ای، رویارویی با افراد تندرویی مانند احمد خاتمی است؟!
تا بحال سابقه نداشته که کسی بیاید و بگوید که سخنان مستقیم و بدون ایما و اشاره رهبر، احتیاج به تفسیر و فهم بهتری دارد که برای عوام قابل درک نبوده است. حالا به نظر می آید که چند لایگی و رو در رویی های افراد در نظام دیگر مختص اصلاح طلب و محافظه کار و جناح سوم که منصوب به احمدی نژاد است نبوده و بین این محافظه کاران سنتی، جبهه ای نیز مقابل رهبر شکل گرفته است. افرادی که تا بحال در پشت رهبر پنهان بودند و می خواستند که در خفا سکاندار میدان باشند، امروز چنان احساس خطر می کنند که حضور علنی آنها اجتناب ناپذیر شده است.
اینک به نظر می رسد که افرادی نظیر احمد خاتمی دارند به خود رهبر نیز اولتیماتوم می دهند و به وی گوشزد می کنند تا فکر انتخابات باز و حضور حداکثری مردم را از ذهن خود بیرون کند.
در این بین، این محمود احمدی نژاد است که در خط مقدم این کشمکش ها قرار گرفته است چرا که بر گزار کننده انتخابات او است و کماکان محافظه کاران بایستی وی را نیز در معادلات خود در نظر داشته باشند.
شورای نگهبان که به طور رسمی نهادی است که نظارت بر انتخابات و تعیین صلاحیت کاندیدها را به عهده دارد، از طرفی نیز بایستی مطیع و فرمانبردار رهبر باشد. این رهبر است که طبق قانون اساسی نظری مافوق بر همه ارگان ها و نهادهای حکومتی و دولتی دارد و اختلاف نظر اخیر بین رهبر و احمد خاتمی، بیانگر اختلاف نظر شورای نگهبان و رهبر در تایید صلاحیتهای کاندیداها و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری است.
همه تا کنون می دانستند که صلاحیت کاندیدی در شورای نگهبان تایید و یا تجدید نظر نمی شود ولو آنکه رهبر با آن موافقت کرده باشد و اینک بعد از گذشت بیست سال از رهبری آیت الله خامنه ای، آیا شورای نگهبان تصمیم گرفته که به نفع خود و نه مردم از خود استقلال رای نشان دهد؟!
به تازگی آیت الله یزدی گفته بود که حتی پس از مرگ، روح وی نیز صلاحیت اسفندیار رحیم مشائی را تایید نخواهد کرد. طنز تلخی که حاکی از عزم بودن جزم شورای نگهبان در روبرو شدن با جناحها و گروهای مخالف است. اسفندیار رحیم مشائی که در هشت سال گذشته در مقام مشاور و رئیس دفتر محمود احمدی نژاد به عنوان خاری در چشم تندرویان فرو رفته بود، موقعیت روحانیون را درباره حق انحصاری اظهار نظر درباره امام زمان بارها مورد چالش قرار داد و بر طبل هویت ملی ایرانیان بیشتر از اسلامی بودن آنها کوبید و همین دو کار کافی بود تا مراجع احساس نا امنی و خطر کنند و دشمن قسم خورده وی شوند.
در حالی که هنوز روشن نیست که آیا اسفندیار رحیم مشائی قصد شرکت در انتخابات را دارد یا ندارد، محافظه کاران نگران، هرگونه اقدام بازدارنده ای را تدبیر کرده اند تا مطمئن شوند که هیچ اصلاح طلب محبوب مانند رئیس جمهور پیشین محمد خاتمی و هیچ چهره نوظهور و جذابی مانند مشائی، پایش به لیست کاندیدها باز نخواهد شد.

اما به نظر می آید که درک رهبر از شرایط موجود بسیار متفارت تر از آخوندهای قدرت طلب و حریصی است که به هیچ وجه نمی خواهند صندلی های نرم نمایندگی و تریبیون های بالا بلند نماز جمعه و صدارت و ریاست را از دست بدهند. آیا رهبر متوجه شرایط ویژه کشور و خطراتی که وجود دارد شده و تصمیم گرفته است که فضای سیاسی را برای مشارکت حداکثری باز کند؟
برنامه جنجال برانگیز هسته ای ایران به جایی رسیده است که اگر به زودی به نتیجه نرسید کشور با مخاطرات بزرگی روبرو خواهد شد. حداقل این مخاطرات تحریمهایی خواهد بود که اقتصاد نابسامان کشور را می تواند نابود کند، چنانچه که از احتمالات رویارویی نظامی اسرائیل و آمریکا با ایران بگذریم. اما تهدید واقعی، تهدیدی از داخل است که می تواند سیستم را از هم بپاشاند. مردم عصبانی و گرسنه تنها چیزی را که تحمل ندارند انتخاباتی فرمایشی است که فرد مورد علاقه رهبر را به ریاست جمهوری برساند. خامنه ای می داند که انتخابات برنامه ریزی شده به عصبانیت و سرخوردگی مردم می افزاید و همانگونه که در سخنرانی خود گفت، حضور مردم در انتخابات مهر تائیدی بر محبوبیت نظام است و وی خوب می داند که حضور گسترده چه معنایی دارد. تشویق مردم به شرکت در انتخابات آنهم در مقیاس وسیع آن چیزی است که رهبر می خواهد و به آن باور دارد.
این انتخابات یکی از مهمترین انتخابات تاریخ انقلاب اسلامی در ایران است چرا که کشور در وضعیت مخاطره آمیزی قرار دارد و جمعیت فعلی، جمعیت دوران جنگ و پس از آن نیست که به سادگی مهار و کنترل شود.
در کشوری که بالغ بر ۷۵ میلیون نفر جمعیت دارد، چنانچه که مردم تصمیم بگیرند تا در مقابل نظام بیایستند و آن را تغییر دهند، هیچکس حتی سپاه پاسداران نمی تواند جلوی آنها بیاستد. البته که تاریخ نشان داده که ایرانیان بیشتر علاقمند به انتخاب روش های مسالمت آمیز برای ایجاد تغییر هستند، اما همیشه بایستی احتمالات را در نظر گرفت و رهبر به اندازه کافی خِرد دارد تا این مهم را دریابد.
آیت الله خامنه ای اینک در مقابل محافظه کاران تندرویی قرار گرفته است که به نظر می رسد در هر طیفی از سپاه گرفته تا روحانیت سنتی قرار دارند و آنها که همیشه ادعای سرسپردگی داشتند حالا در ثابت کردن آن دچار تردید شده اند. این سرسپردگی زمانی ثابت می شود که تصمیم رهبر درباره آزاد بودن انتخابات و مشارکت عمومی از طرف آنها حمایت و قابل اجرا شود. اگر انتخابات آنگونه که رهبر ادعا کرد، برای همه گروهها و سلیقه های سیاسی داخل نظام آزاد باشد و کاندیداهایی مانند محمد خاتمی و اسفندیار رحیم مشائی یا چهره های دیگری که هنوز درباره آنها صحبتی نشده اما اقبال عمومی بالایی دارند، بتوانند در آن شرکت کنند، این انتخابات یک انتخابات شگفت انگیز خواهد بود.
مردم نیاز دارند تا تلخی مسائل بعد از انتخابات چهار سال پیش را به فراموشی بسپارند و موضوعی برای هیجان و دلیلی برای مشارکت در این انتخابات سرنوشت ساز پیدا کنند. به نظر می آید که رهبر می خواهد که رئیس جمهور بعدی رای بالایی داشته و محبوب باشد. خامنه ای تصمیم خود را گرفته است: انتخاباتی که برای همه باز و قابل مشارکت باشد! حالا نوبت ما است که منتظر باشیم و ببینم که اگر محافظه کاران نزدیک به وی نیز این تصمیم رهبر را پذیرفته و به آن گردن می گذارند.

این مقاله برگردان سرمقاله عربی منتشر شده در روزنامه الوطن چاپ سعودی است

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size