نبرد منطقه ای تمام عیار در خاک سوریه

عبدالرحمن الراشد
عبدالرحمن الراشد
منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
4 دقيقه (Reading time)

دو سال از انقلاب سوریه گذشت و این کشور به بزرگترین باتلاق جهان تبدیل شده است. در این گل و لای آغشته به خون ، ایران ، عراق ، روسیه ، حزب الله ، جبهه النصره ، الاحرار ، القاعده ، حزب کارگران کردستان ، جبهه آزادیبخش فلسطین ، ارتش آزاد و گردان های آن ، سعودی ، قطر ، ترکیه و اردن درگیر هستند و به زودی پای بریتانیا وفرانسه نیز به این باتلاق کشیده خواهد شد؛ سوریه در حال حاضر شاهد یک جنگ منطقه ای تمام عیار است.

این جنگ با یک تظاهرات اعتراضی در واکنش به سرکوب چند کودک آغاز شد سپس مردم تصمیم گرفتند از ذلت و سرکوب این رژیم پلیسی رها شوند تا اعتراض ها مانند قارچ به همه جا گسترش پیدا کند و تمام سوریه را به لرزه درآورد. نبرد ادامه دارد تا آخرین دیکتاتور سرسخت عرب سرنگون شود.

با وجود این 100 هزار نفر کشته شدند و بیش از یک میلون نفر در خارج از سوریه آوره شدند و میلیون ها تن دیگر نیز در داخل سوریه گرفتار ماندند.

ساکنان شهرها به روستاها فرار کردند و روستائیان به غارها و مزارع روی آوردند اما جنگ همچنان ادامه دارد.

علیرغم عمق فاجعه هیچ کس نمی خواهد به دوره پیش از دو سال گذشته برگردد. این خواسته همه مردم سوریه است. آنها نمی خواهند در سایه دیکتاتوری بشار اسد زندگی کنند.
او سرنگون خواهد شد هر چقدر بهای آن گران باشد. این را مردم سوریه می گویند. آینده آنها به کابوس تبدیل شده است و گذشته وحشتناک.

حتی روس ها می دانند که اسد سرنگون خواهد شد. مخالفان وارد مناطق تحت نفوذ او شدند. آنها دیگر به دنبال حفظ نظام نیستند آنها می خواهد مساله به شکل سیاسی جمع شود تا منافع خویش را در سوریه تضمین کنند.

یکی از بزرگترین کسانی که درگیر مساله سوریه هستند حزب الله است. این حزب که همیشه به عنوان چنگی برای ایران عمل کرده با همه توان علیه مردم سوریه مبارزه می کند. هزار نفر از اعضای آن در سرکوب انقلاب سوریه دست دارند و این به این معنی است که حزب الله در این نبرد بیش از نبرد با اسرائیل نیرو اعزام کرده است.
دخالت نوری مالکی در مساله سوریه نیز مشکلات فراوانی به بار آورده است. در عراق شمال و غرب کشور به دلیل این موضعگیری ها ممکن است مستقل شود.

در خاک سوریه چند جنگ در حال وقوع است. این مبالغه آمیز نیست اگر مقامات تهران بگویند خطر سرنگونی رژیم اسد مانند سرنگونی تهران است.

مساله سوریه از انقلاب به جنگ منطقه ای تبدیل شده است و با دخالت بریتانیا و فرانسه و تلاش برای مسلح کردن مخالفان این مساله می رود تا بین المللی شود.
اما ما به جز امدادگری برای میلیون ها سوری نیازمند چه باید چه کنیم؟ دو سال از انقلاب سوریه می گذرد و هیچ شکی در توان انقلابیون در سرنگونی رژیم نیست. آنها لاک پشتی پیش می روند اما با ثبات و همراه با پیروزی. به رغم تلاش دشمنان آنها به هدف خویش خواهند رسید.

به نظر من مهمترین کار این است که تلاش کنیم سوری ها را زیر یک چتر سیاسی جمع کنیم تا نظام و رهبران خویش را انتخاب کنند.

کشورهای عربی باید مخالفان را جمع کنند و آنها را قانع سازند تا نظامی شامل همه نیروهای حاضر - مدنی نظامی و اتباع مذاهب گوناگون – تاسیس کنند.

در همه کشورهایی که با چنین بحرانی مواجه شوند کمک های منطقه ای و بین المللی از خطر تجزیه و یا جنگ داخلی جلوگیری می کند. مانند مساله کویت پس از اشغال آن توسط صدام ؛ کشورهای جهان همچنین پس از سرنگونی صدام از تجزیه عراق جلوگیری کردند.

جامعه جهانی اما در برخی جاها شکست خورده است مانند تجربه یوگوسلاوی سابق که پنج کشور از شکم آن بیرون آمدند.

با وجود اینکه سوریه یک کشور به هم پیوسته ای است اما اگر مخالفان نتوانند در مورد یک طرح مشترک به توافق برسند ممکن است وضع به این شکل پیش نرود.

چالش مردم سوریه اکنون سرنگونی رژیم اسد نیست بلکه حفظ سرزمین یکپارچه آن است و جلوگیری از وقوع نبرد داخلی.

رفع مسئولیت: مقالات منتشر شده، تنها نظر نویسندگان خود را منعکس می‌کنند.
بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید

  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size