نقدی بر فیلم «رستاخیزهای ماتریس»

«ماتریس» با رویکردی خلاقانه توانست یک دنیای علمی-تخیلی دیستوپی جذاب خلق کند که در آن ماشین‌ها زندگی انسان را تحت کنترل خود درآورده بودند

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
3 دقيقه (Reading time)

پس از هجده سال انتظار، فیلم «رستاخیزهای ماتریس» بالاخره روی پرده سینماهای جهان رفت، و با وجودی که برخی لحظات جالب را برای بینندگان رقم زد، اما نتوانست ژرفای هیجان‌انگیز فیلم اصلی که آن را به نقطه عطفی در تاریخ سینما تبدیل کرده بود را تکرار کند.

داستان فیلم اینطور شروع می‌شود که در مقطعی پس از وقایع فیلم سوم، «انقلاب‌های ماتریس»، توماس اندرسون (کیانو ریوز) یک طراح موفق بازی‌های کامپیوتری است که یک بازی محبوب سه قسمتی به نام «ماتریس» ساخته است، که در حقیقت سه فیلم اصلی ماتریس هستند.

به ناگاه غریبه‌ای که خود را مورفیوس می‌نامد، همراه با هکری به نام باگز، در زندگی توماس ظاهر می‌شوند و به وی می‌گویند که او نئو است، که ظاهراً در پایان «انقلاب‌های ماتریس» کشته شده است، اما به طریقی به زندگی بازگردانده شده، و اینک دوباره درون ماتریس زندگی می‌کند.

توماس ابتدا حرف‌های آنها را باور نمی‌کند، و می‌خواهد خودش را از آنها دور کند. اما در نهایت قانع می‌شود که چیزی فراتر از زندگی ظاهری او وجود دارد، و مثل فیلم اصلی تصمیم می‌گیرد «قرص قرمز» را بخورد تا حقیقت را درباره خودش و جهان اطرافش کشف کند.

در «رستاخیزهای ماتریس» دوباره نئو/توماس اندرسون رهبر شورش علیه ماشین‌هایی می‌شود که بشریت را به اسارت درآورده‌اند، و در عین حال به دنبال عشق گم‌شده‌اش ترینیتی (کری آن ماس) می‌گردد. گرچه دیدن این دو بازیگر پس از نزدیک دو دهه در کنار یکدیگر یادآور خاطرات خوب است، اما فیلم به هیچ وجه قوت اثر اولیه را ندارد.

«رستاخیرهای ماتریس» بیشتر زمان 150 دقیقه‌ای خود را صرف معرفی منطق روایی خود می‌کند بدون اینکه داستان فیلم را پیش ببرد. نتیجه این می‌شود که کلی ایده و فقط کمی داستان در فیلم وجود دارد. فیلم همچنین در ایجاد صحنه‌های اکشن خیره‌کننده که مشخصه مجموعه فیلم‌های ماتریس است رنگ می‌بازد.

«ماتریس» (1999) با رویکردی خلاقانه، با گرد هم آوردن فلسفه و ادبیات و هنرهای رزمی، توانست یک دنیای علمی-تخیلی دیستوپی جذاب خلق کند با این پیام ترسناک که شاید همه ما در یک محیط شبیه‌سازی‌شده توسط ماشین‌ها زندگی می‌کنیم که در آن «اختیار» توهمی بیش نیست.

دو دونباله بعدی «ماتریس»، یعنی «ماتریس بارگزاری‌شده» و «انقلاب‌های ماتریس»، گرچه محیط فیلم اصلی را توسعه دادند، اما از لحاظ داستانی نتوانستند چیز چشمگیری به دنیای آن اضافه کنند، و در نهایت به عنوان دنباله‌های بدِ یک فیلم خیلی خوب به تاریخ پیوستند. «رستاخیزهای ماتریس» نیز متاسفانه به مسیر دو فیلم پیش از خود رفته است.

بیشترین بازدید موضوعات مهم

بیشترین بازدید