.
.
.

ریدلی اسکات؛ سسیل بی دِمیلِ دوران دیجیتال

اسکات به همان اندازه که روی داستان تمرکز می‌کند، بر شیوه بصری ارائه داستان نیز تاکید دارد

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

ریدلی اسکات، فیلمساز بریتانیایی را به خاطر گرایش او به تولید آثار پُرخرج حماسی با جلوه‌های بصری چشمگیر، با فیلمساز کلاسیک آمریکایی سسیل بی دِمیل، کارگردان شاهکارهای ماندگاری همچون «سامسون و دلیله» (1949)، «بزرگترین نمایش عالم» (1952)، و «ده فرمان» (1956) مقایسه می‌کنند.

اسکات در عمرش هرگز برنده جایزه «اسکار» نشده است، اما از او به عنوان یکی از بزرگترین فیلمسازانی یاد می‌شود که هنوز مشغول کار است. فیلم‌های مختلفی که طی پنج دهه اخیر ساخته، بر جایگاه برجسته او در سینما گواهی می‌دهد.

فیلم ترسناک علمی-تخیلی «بیگانه» (1979)، فیلم دیستوپی نئونوآر «بلیدرانر» (1982)، فیلم ماجرایی جاده‌ای «تلما و لوئیس» (1991)، فیلم درام تاریخی «گلادیاتور» (2000)، فیلم جنگی «سقوط بلک‌هاک» (2001)، و فیلم علمی-تخیلی «مریخی» (2015) برخی از برجسته‌ترین آثار اسکات هستند.

از نقاط قوت اسکات این است که موفق شده طی پنج دهه، به‌رغم تمام تغییرات اجتماعی و گرفتاری‌های اقتصادی، کماکان در عرصه فیلمسازی باقی بماند، دستکم یک فیلم مهم و تأثیرگذار در هر دهه تولید کند، و رکودهای دوره‌ای را با فیلم‌های موفق تجاری پشت سر بگذارد.

ریدلی اسکات
ریدلی اسکات

به جرات می‌توان گفت اسکاتِ 83 ساله را امروز می‌توان در ردیف کسانی مثل مارتین اسکورسیزی، جرج لوکاس، و استیون اسپیلبرگ به عنوان یک «فیلمساز مولف» قرار داد، که تقریبا در هر ژانری که به آن پرداخته، کنترل کامل بر ساخت اثر داشته و شاهکاری منحصر به فرد خلق کرده است.

منتقدان و نظریه‌پردازان سینمایی می‌گویند این حقیقت که اسکات ریشه در دنیای تبلیغات دارد، رویکرد او را نسبت به ساخت آثارش شکل داده است؛ به طوری که او به همان اندازه که روی داستان تمرکز می‌کند، بر شیوه بصری ارائه داستان نیز تاکید دارد. اسکات پیش از اینکه وارد عالم سینما بشود، نزدیک دو دهه شرکت تبلیغاتی که با برادرش در آن شریک بود را اداره می‌کرد.

ظهور اسکات در عرصه سینما در اواخر دهه 1970 رقم خورد. پس از موفقیت «جنگ ستارگان» جورج لوکاس، اسکات که فهمیده بود سلیقه سینماروها به کدام سو متمایل شده، بلافاصله فیلم علمی-تخیلی خودش را ساخت. نتیجه «بیگانه» بود، که به یکی از پُرفروش‌ترین فیلم‌های زمان خود تبدیل شد، اسکار جلوه‌های ویژه را برد، دنباله‌های متعددی بر آن ساخته شد، و از نظر گیشه هنوز موفق‌ترین فیلم مجموعه است.

فیلم بعدی اسکات، «بلیدرانر»، به‌رغم فروش ناامیدکننده، نشان داد که یک فیلمساز مولف در حال شکل‌گیری است. خلق یک جهان دیستوپی چشمگیر به همراه جلوه‌های تصویری خیره‌کننده بلیدرانر را به یکی از برجسته‌ترین آثار سبک‌ساز بصری در سینمای آمریکا و بریتانیا تبدیل کرد.

سوای فیلم تاثیرگذار «تلما و لوئیس» که از منظر بودجه و گسترهٔ ساخت اثر کوچکی بود، اسکات عمده دهه نود میلادی را به بازآفرینی حرفه خود به عنوان یک فیلمساز گذراند. هنگامی که در سال 2000 «گلادیاتور» را با ترکیبی از جلوه‌های تصویری دیجیتالی و مناظر چشمگیر مرسوم در دوران کلاسیک هالیوود ساخت، بالاخره موفق شد جایگاه خود به عنوان فیلمساز مولف را تحکیم کند.

موفقیت گلادیاتور باعث گرایش هرچه بیشتر اسکات و هم‌دوره‌های او به آثار حماسی کلاسیک و قرون وسطایی همچون «پادشاهی بهشت» و «رابین هود» شد، که جدای از موفقیت یا شکست انتقادی یا مالی، به گسترده شدن این سبک فیلمسازی در دوران معاصر کمک کرده‌اند.

با گذر زمان طی دو دهه اخیر، جریان اصلی سینما بالاخره خودش را با سبک بصری چشمگیر اسکات هماهنگ کرد، و در روزگار فیلم‌های فانتزی ابرقهرمانی و تریلرهای پر از جلوه‌های ویژه، سبکی که او بنا گذاشت به یکی از هنجارهای صنعت فیلمسازی تبدیل شده است، به طوری که اسکات اکنون می‌تواند ادعا کند که سیسیل بی دمیل دوران دیجیتال است.