.
.
.

از «خط خوردگی داستایوفسکی» چه می‌دانید؟

ریشه این خط خوردگی‌ها به حدود یک سده پیش از دوران شکوفایی گونه ادبی رمان در غرب بازمی‌گردد

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

اگر رمان‌های قرن نوزدهمی مثل «جنایت و مکافات» فئودور داستایوفسکی، «جین ایر» امیلی برونته، و «بینوایان» ویکتور هوگو را خوانده باشید، به احتمال زیاد متوجه خط خوردگی برخی نام‌ها یا تاریخ‌ها شده‌اید.

جین آستین در «غرور و تعصب» درباره هنگ «—شایر» حرف می‌زند؛ در حالی که آنتوان چخوف از «تیپ توپخانه ذخیره ن—» می‌گوید؛ و ویکتور هوگو از «مادام دو ر—» در «بینوایان» نام می‌برد.

در اغلب این موارد، تنها حرف اول نام مورد نظر نگاشته شده و جای باقی واژه را خطی ممتد پر می‌کند. این پدیده را به افتخار نویسنده بزرگ روس قرن نوزدهمی که زیاد از آن استفاده می‌کرد، «خط خوردگی داستایوسکی» نام نهاده‌اند.

رمان به شکلی که امروزه آن را می‌شناسیم، تازه در اوایل قرن نوزدهم داشت شکل می‌گرفت، اما ریشه این خط خوردگی‌ها به حدود یک سده پیش از دوران شکوفایی گونه ادبی رمان در غرب بازمی‌گردد.

در قرن هجدهم، که انتقاد سیاسی و اجتماعی می‌توانست برای نویسنده مشکل‌ساز شود، نویسندگان روزنامه‌ها و آثار غیرداستانی، انتقادات خود از افراد قدرتمند یا سازمان‌ها را پشت این خط خوردگی‌ها پنهان می‌کردند. آنها اولین حرف اسامی را به عنوان سرنخی برای رمزگشایی متن برای خوانندگان می‌گذاشتند.

مثلا، نویسنده گمنام یک «رسوایی‌نامه‌» انگلیسی مانند «شماره 1772 مجله شهر و روستا»، درباره «رابطه نامشروع طولانی‌مدت بانو لو—فل و لرد ه—ن جذاب» داد سخن داده است. حتی تولیدکنندگان پورنوگرافی در قرن هجدهم هم برای جلوگیری از پیگرد قانونی از همین روش استفاده می‌کردند.

علاوه بر این، رمان‌های اولیه را نویسندگان‌شان اغلب نه به عنوان آثار قلمی خودشان، که تحت عنوان «اسناد یافت‌شده» منتشر می‌کردند. قصد آنها از این کار ایجاد هیجان و به اصطلاح «بازارگرمی» برای کارهای‌شان بود.

مثلا، رمان مشهور «رابینسون کروزو» به قلم نویسنده بریتانیایی ویلیام دفو، در هنگام اولین مرتبه انتشارش، خودِ شخصیت داستانی کروزو را به عنوان نویسنده معرفی کرده و داستان تخیلی وی را به دفتر خاطرات فردی حقیقی تبدیل کرده بود.

این شیوه قدیمی که با استفاده از قراردادهای غیرداستانی مرز میان واقعیت و خیال را درمی‌نوردید، طی یک سده اخیر در میان نویسندگان پسامدرنی همچون خورخه لوئیس بورخس، گابریل گارسیا مارکز، و توماس پینچن دوباره طرفدار پیدا کرده است.