.
.
.

«اولویت مبارزه با تروریسم برای آمریکا و مداخله ایران، یمن را تجزیه می‌کند»

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

بن رودز، معاون مشاور امنیت ملی آمریکا، پیش از سفر به ریاض در مصاحبه‌ای گفت: «ما آگاه هستیم که ایران سال هاست به حوثی در یمن کمک مالی می‌کند. بنابرین رابطه ویژه‌ای بین آن‌ها وجود دارد».

چنین اعتراف صریحی از سوی یک مسئول بلندپایه آمریکایی، نه تنها نشانگر مشکل بزرگی است که نفوذ ایران در یمن بوجود آورده بلکه درک دیر وقت آمریکایی‌ها از واقعیت‌های موجود در این کشور را نیز منعکس می‌کند.

ایالات متحده آمریکا از زمان به قدرت رسیدن باراک اوباما، به مسئله یمن تنها از زاویه سیاست واشینگتن برای مبارزه با «تروریسم» می نگرد و برای مدتی رویدادهای داخلی این کشور را از دریچه نگرش به تحولات نوین جهان عرب که به بهار عربی معروف شد، ارزیابی می کرد به همین دلیل در آن هنگام خواستار سرنگونی علی عبدالله صالح، رئیس جمهور «فاسد» وقت یمن شد، رئیس جمهوری که نیروهای امنیتی او در یک روز ۶۰ تظاهرکننده را به قتل رساندند. حتی در آن شرایط نیز آمریکا اهمیت یمن را تنها در مقابله با القاعده خلاصه می کرد و راه حل بحران سیاسی صنعا را برای کشورهای عربی شورای همکاری خلیج رها کرده بود.

از دست دادن همپیمان اصلی در مبارزه با تروریسم

اکنون با فروپاشی دولت یمن، واشینگتن مهم‌ترین همپیمان خود در مبارزه با تروریسم را که زمانی سازمان‌های امنیتی‌اش به او متکی بودند، از دست داده است. عبد ربه منصور هادی، رئیس جمهوری یمن دیگر کنترلی بر نیروهای نظامی و امنیتی خود ندارد. حوثی‌ها در میان نیروهای امنیتی و فرماندهان ارتش در پایتخت یمن نفوذ کرده اند. تماس آمریکایی‌ها با هادی منصور از زمانی که حوثی‌ها خانه‌اش را محاصره کردند، کاملا متوقف شد.

منابع یمنی و آمریکایی در واشنگتن می‌گویند، سازمان‌های اطلاعاتی ایالات متحده، به ویژه سازمان سیا تصمیم گرفته‌اند، به تنهایی عملیات علیه سازمان‌های تروریستی در یمن را بدون هماهنگی با احزاب رسمی این کشور، انجام دهند. زیرا اعتماد آمریکا به نهادهایی که به دست حوثی‌ها افتاده است از میان رفته است. ثانیا در نتیجه نفوذ حوثی‌ها در میان فرماندهان و اتاق‌های عملیاتی، احتمال درز اطلاعات به خارج از یمن افزایش یافته است، لذا هرگونه هماهنگی‌ در این زمینه، کاملا متوقف شده است. به همین دلیل ژنرال جان کربی، سخنگوی پنتاگون با تاکید بر سیاست جدید آمریکا در یمن، گفت: «ما حق داریم در حالت اضطراری به حملات هوایی علیه مواضع القاعده در یمن ادامه دهیم».

وی افزود: «ما اوضاع یمن را با دقت دنبال می‌کنیم و نسبت به خطرات تروریستی که منبع آن یمن است، آگاه هستیم».

این در حالی است که سخنگوی کاخ سفید می گوید: «همکاری امنیتی ما با یمن منحصر به یک شخص نیست و همچنان با افرادی در این کشور همکاری امنیتی داریم».

پییر غانم گزارشگر و تحلیلگران سیاسی تلویزیون العربیه در نیویورک در این باره می‌گوید، یکی از مسائلی که اوضاع را بر آمریکایی‌ها پیچیده‌تر کرده، عدم درک آن‌ها از شرایط و اوضاع یمن است. آمریکایی‌ها از درک آنچه در یمن اتفاق می‌افتد، نه تنها عاجزند، بلکه حتی توانایی نفوذ، تغییر یا تاثیر بر روند رویداد‌ها را ندارند. آن‌ها می‌دانند که یمن وضعی آشفته دارد و این کشور از شمال تا جنوب به جولانگاهی برای نزاع و درگیری میان گروه‌ها سیاسی تبدیل شده است. آمریکایی‌ها همچنین آگاه هستند که احساسات ضد حوثی‌ برخی از مردم یمن از یک سوی و هواداری از آن‌ها از سوی عده‌ای دیگر به چالشی جدی تبدیل شده است.

سیاست عدم مداخله در شرایط کنونی

یکی از دیپلمات‌های آمریکایی در واشینگتن به پییر غانم گفت: «عدم مداخله در شرایط کنونی و انتظار کشیدن برای پایان حوادث سیاسی در صنعا تا فرارسیدن وقت موضع گیری در برابر واقعیت‌های جدید، یکی از مهم‌ترین ویژگی سیاست آمریکا در یمن است».

به گفته این دیپلمات، گزینه‌ای که اکنون یمنی‌ها در پیش روی دارند، این است که به مجلس نمایندگان روی آورده، استعفای هادی منصور رئیس جمهوری را بپذیرند تا قوه اجرائیه طی دوره ای انتقالی به هیئت رئیسه پارلمان واگذار شود. این گزینه خطرات سیاسی بسیاری را دربر خواهد داشت، زیرا در چنین صورتی حوثی‌ها و علی عبدالله صالح دست بالا را خواهند داشت و این بدان معناست که علی عبدالله صالح بار دیگر از «درب خارج شده و از پنجره، به صحنه سیاسی باز گردد» در حالی که آمریکایی‌ها خواهان اینگونه تحولی در یمن نیستند به این دلیل که چنین گزینه ای، جریان‌های مخالف حوثی‌ها و علی عبدالله صالح را خشمگین خواهد کرد. به ویژه این که مهم‌ترین برنامه حوثی‌ها در منطقه، همسویی با ایران در نشر سیاست فرقه گرایی و اتخاذ مواضع خصمانه علیه کشورهای عربی به ویژه پادشاهی عربی سعودی است.

فروپاشی یمن در نتیجه نفوذ ایران بر حوثى ها

از دیگر سناریوهای سیاهی که آینده یمن را تیره و تار نشان می‌دهد، ادامه فروپاشی این کشور و استقلال استان‌ها از دولت مرکزی است، به ویژه در صورتی که چنین رویدادی در نتیجه تاثیر گروه فرقه‌گرایی مانند حوثی‌ها به وقوع پیوندد. با توجه به این که حوثی‌ها فاقد هرگونه برنامه سیاسی برای اداره کشور هستند، چنانچه متوقف نشوند، حس جدایی طلبی در میان اهالی جنوب یمن شدت خواهد گرفت.

آمریکایی‌ها پیش از این هیچگاه تجزیه طلبی در خاورمیانه و یا در یمن را تشویق نکرده‌اند و اکنون نیز چنین گرایشی را تشویق و یا حمایت نمی کنند، اما مشکل بزرگی که اینک واشینگتن با آن روبروست، عدم تاثیرگذاری اش بر صحنه سیاسی یمن است. امریکا در حال حاضر اولویت را به بازگردادن آرامش به این کشور و تمرکز بر مبارزه با تروریسم داده است.

آشکار است که بحران یمن برای آمریکایی‌ها در آینده پیچیده‌تر خواهد شد، زیرا ایران تلاش می‌کند از اوضاع متشنج، با استفاده از حضور حوثی‌های مسلح، از این کشور عراقی و یا لبنانی دیگر بسازد و با حمایت تسلیحاتی این گروه فرقه‌گرا آن‌ها را هرچه بیشتر به ولایت فقیه وابسته کند. تهران با دست زده به چنین ترفندی تلاش می‌کند از آن‌ها مانند حزب الله لبنان و «عصائب اهل حق عراق «، استفاده ابزاری کند.