.
.
.

نان، کار، آزادی و 9 درخواست دیگر معترضان در ایران

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

همزمان با هفتمین روز اعتراضات گسترده مردمی در ایران، روز چهارشنبه 3 ژانویه 2018 مردم 70 شهر ایران در اعتراض به سیاست‌های مداخله‌جویانه رژیم این کشور در منطقه به خیابان‌ها آمده و خواستار کناره‌گیری علی خامنه‌ای رهبر ایران و سرنگونی رژیم ولایت فقیه در این کشور شدند.

همزمان با افزایش حضور مردم و کشته شدن 22 نفر و دستگیری صدها نفر از آنان، معترضان با انتشار پلاکاردی با عنوان "نان، کار، آزادی و 9 درخواست دیگر" در فضای مجازی اهداف اصلی معترضان و برنامه‌های آنها برای دوران پسارژیم، در صورتی که بتوانند رژیم ایران را سرنگون کنند، مشخص کردند.

9 مطالبه‌ای معترضان علاوه بر "کار، نان و آزادی" مطرح کرده‌اند به شرح ذیل است:

همه‌پرسی درباره نظام حکومتی آینده. بسیاری از مردم معترض در شعارهایشان خواستار یک نظام جمهوری به مانند کشورهای پیشرفته و سرنگونی رژیم ولایت فقیه شده‌اند.

تضعیف ایدئولوژی ولایت فقیه و رهایی جامعه ایران از توهم رهبری جهان تشیع و مداخله در جهان اسلام و همچنین پایان دادن به شعار ارسال انقلاب.

لغو حجاب اجباری و در دستور کار قرار دادن اصل آزادی انتخاب پوشش و ظاهر زنان

آزادی رسانه‌ها و پایان دادن به روند نظارت و همچنین آزادی دسترسی به اطلاعات و اینترنت و شبکه‌های اجتماعی

جدایی دین از سیاست و حکومت و کنار زدن نهادهای دینی و حوزه‌های علمیه از سیاست و اداره کشور و سپردن زمام امور به تکنوکرات‌ها
سیستم قضایی عادل و پاک که تحت سطله هیچ جریان یا قدرت سیاسی نباشد.

توزیع عادلانه ثروت و برنامه‌های توسعه و مقابله با فقر، بیکاری و محرومیت

انتخابات آزادی و شفاف تحت نظارت نهادهای بین‌المللی

برابری زن و مرد و پایان دادن به همه انواع تبعیض، خشونت و محدودیت علیه زنان در همه زمینه‌ها

مطالبات قومیت‌ها

علاوه بر درخواست‌های اصلی ارائه شده، احزاب و فعالان قومیت‌ها می‌گویند که اولویت‌هایشان در این اعتراضات متفاوت است و آنها علاوه بر تمرکز بر مطالبات سراسری مردم ایران، خواهان استیفای مطالبات قومی خود نیز هستند که در 9 دهه گذشته دوران حکومت پهلوی‌ها و رژیم ولایت فقیه از تحقق آنها بازمانده‌اند.

بسیاری از احزاب و نهادهای قومیت‌ها خواهان برآمدن یک نظام فدرال دموکرات در ایران هستند که حقوق آنها را تضمین کند. با این حال برخی از گروه‌ها نیز خواهان جدایی و تجزیه ایران هستند که با توجه به پیچیدگی‌های سیاسی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی تصوری دور از ذهن به نظر می‌آید.

جنبش عمومی در ایران خلال این اعتراضات خواهان مطرح شدن حقوق فرهنگی، اقتصادی و سیاسی قومیت‌ها و پایان دادن به تبعیض، محرومیت و اقدامات نژادپرستانه علیه آنهاست.

برخی ناظران اوضاع فعلی ایران را به زمان پایان اتحاد جماهیر شوروی سابق شبیه می‌دانند و احتمال تجزیه ایران را مطرح می‌کنند. برخی دیگر اعتراضات فعلی را آغاز روند اعتراضی گسترده‌تری با حضور همه اجزای جامعه ایران برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه و تاسیس حکومتی دموکراتیک که حقوق ملت‌هایش را تامین کرده، همسایه مسالمت‌آمیزی برای همسایگانش و عضوی فعال در جامعه بین‌المللی باشد، می‌دانند.

اعتراضات فعلی مردم ایران که پنج‌شنبه گذشته از شهر مشهد در استان خراسان رضوی آغاز شد در ابتدا شعارهایی علیه گرانی، افزایش قیمت‌ها و سیاست‌های دولت روحانی برای توقف روند کمک به اقشار فقیر و به شکل عام علیه اوضاع اقتصادی نامناسب، بیکای و تورم داشت، اما به سرعت تبدیل به اعتراضاتی سراسری شد که خواستار سرنگونی رژیم ایران و کناره‌گیری مسئولان آن و در راس آنها علی خامنه‌ای، رهبر ایران و حسن روحانی، رئیس‌جمهوری این کشور شد.

گستردگی اعتراضات

تظاهرات سراسری مردم ایران بخش‌های زیادی از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب این کشور را در خود گرفت و شعارهایی که مردم معترض سر داند نشان از تلنبار شدن بحران‌های اجتماعی و اقتصادی دارد که می‌توانند به از یک سو به جنبشی سیاسی منجر شده و از سوی دیگر ناامیدی جامعه و افزایش نارضایتی عمومی را در پی داشته باشد.

سیاست‌های به حاشیه راندن گروه‌ها و افراد جامعه و اعمال محدودیت و همچنین تسلط بر منابع و امور کشور از سوی طبقه حاکمه و فراگیر شدن بی‌عدالتی، فساد، سرکوب سیاسی و فرهنگی به ویژه علیه گروه‌های جوان و زنان نارضایتی عمومی را در پی داشت و امید به اصلاح و تغییر را از بین برد و در آخر به اعتراضات سراسری منجر شد که در این روزها در حال رخ دادن است.

علیرغم نبود رهبران میدانی در این اعتراضات و همچنین تجربه سرکوب جنبش سبز در سال 2009 توسط حکومت و حصر رهبران آن، بخش قابل توجهی از مردم ایران به خیابان‌ها آمده و به اعتراضات علیه حکومت ادامه دادند؛ اعتراضانی که کنترل آنها توسط حکومت تقریبا ناممکن شده است.