بیل گیتس که سالی ۵۰ کتاب می‌خواند؛ ۵ کتاب مهم سال ۲۰۱۶ را معرفی کرد

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:
فعال‌سازی حالت خواندن
100% Font Size
5 دقيقه (Reading time)

بیل گیتس، بنیانگذار شرکت مایکروسافت و ثروتمندترین مرد جهان، نه فقط در سال ۵۰ کتاب می‌خواند، بلکه بخشی از وقت خود را صرف معرفی بهترین کتابهایی می کند که در طول سال خوانده است.

روز سه شنبه گیتس کتابهای مهم سال ۲۰۱۶ را معرفی کرد، و از جمله مقاله های دیوید فوستر والاس در باره تنیس، و رساله ای در باره رهبران سیاسی. گیتس در توضیح می نویسد: «این کتابها مرا به جاهایی برده که پر از فکربکر و لذت هستند.»

لیست کتابهای گیتس به این شرح است:

گیتس می گوید که «نعشه کتاب والاس» است. او به شوخی می گوید «شما با خواندن این کتاب احساس فضل می کنید»، و در حالیکه والاس از تنیس می گوید، شما مشغول خواندن فیزیک هستید. گیتس در این باره می نویسد:

«همانقدر که مجذوب نکته های این بازی شدم، سبک نوشتن او را نیز دوست دارم. حالا می فهم که چرا مردم همانگونه با اشتیاق از دیوید فاستر والاس حرف می زنند که هواداران راجر فدرر و سرنا ویلیامز از آنها می گویند. قدرت والاس در استفاده از زبان خارق العاده است. او هنرمندی است که با همان رنگها که دیگران استفاده می کند، نقاشی های مبهوت کننده و بدیع می کشد.»

فیل نایت به یاد می آورد که چطور بعد از پایان دانشگاه ۵۰ دلار از پدرش قرض گرفت و شرکتی را تاسیس کرد که بعدها به «نایک» معروف شد. گیتس می گوید این «داستانی صادقانه» از خطاها و بهم ریختگی های منتهی به یک کاسبی موفق است، و او نایت را بخاطر ضعف ها و صداقتش می‌ستاید.

«کمتر رئیس شرکتی حاضر است در باره خودش آنگونه که نایت می نویسد بنویسد. او بسیار نسبت به خودش و احساساتش سختگیر است.

او شبیه مدل کارآفرین های بیباک و ماجراجو نیست. او خجول و درونگراست، و اغلب احساس ضعف می کند و تیک های عصبی دارد.»

آرچی براون، استاد علوم سیاسی، این نظریه را که سخنوران ماهر رهبران سیاسی مقتدری هستند را به نقد می کشد و تاکید خود را بر رهبرانی سیاسی می گذارد که قدرت همیاری دارند. گیتس می نویسد: «براون تصورش را هم نمی کرد که کتابش چقدر در سال ۲۰۱۶ مصداق پیدا می کند.» او می نویسد:

«بیشتر کتابها درباره رهبران سیاسی شرح حال ظهور و سقوط رهبران جهان است، اما کتاب براون بیشتر طبقه بندی این رهبران است. او نگاهی عمیق به روش و گرایش رهبران سیاسی دارد و آنها را از این نظر دسته بندی می کند، و از این طریق به شناسایی خودنمایی ها، انگیزه ها و رفتارهایی می پردازد که باعث پیشرفت و یا پسرفت جهان شده اند. در این میان او روشی تازه برای نگرش به مسائل جهان و مردمانی را معرفی می کند که ما وظیفه حل این مشکلات را به آنها محول کرده ایم.»

ابزارهای جدید ویرایش ژن از نظر فنی خارق العاده و از نظر اخلاقی پیچیده هستند. گیتس کتاب سیدارتا مخرجی را راهنمایی برای ورود به مقوله ژن می داند. او پاراگراف مورد علاقه خود را بازنویسی کرده است:

«در ظرف ۱۰ سال آینده کارشناسان ژنتیک می توانند با استفاده از ابزار ویرایش ژن، بیمارانی که بیماری آنها ناشی از نقص این ژن هاست را درمان کنند، که روشی کاملا اخلاقی برای درمان این بیماریها بحساب می آید. اما تعمیر تخمک یا اسپرم برای نجات مردم از ابتلای به این بیماریها در سنین بالاتر چطور؟ این روش درمانی می تواند بسیار موثر باشد، اما این بدان معناست کودکانی که از این تخمک ها و اسپرم ها به دنیا می آیند، ژن تعمیر شده را به فرزندان خود منتقل خواهند کرد و به این ترتیب خط ژنتیک انسان تغییر می کند، و از نظر اخلاق این راهی بدون بازگشت است.»

گرچن بک، استاد انسان شناسی، شبکه انتقال برق آمریکا را به گونه ای بازآفرینی می کند که منبطق با ارزش های معاصر و منابع تازه انرژی باشد. گیتس می نویسد:

«حتی اگر هرگز به این فکر نکرده اید که برق چگونه به خانه شما می رسد، این کتاب به شما نشان می دهد که شبکه برق یکی از بزرگترین عجایب مهندسی در جهان کنونی است. نوسازی این شبکه بسیار پیچیده و برای آینده ای با انرژی پاک بسیار حیاتی است.»

بیشترین بازدید موضوعات مهم
  • فعال‌سازی حالت خواندن
    100% Font Size