.
.
.

علم ظهور مکرر چهره «مسیح» را بر نان تست شده توضیح می‌دهد

منتشر شده در: آخرین به روزرسانی:

هر یکی دو ماه می‌خوانیم و می‌شنویم که شخصی آنچه را که معتقد است چهره «مسیح» است، در لوحه‌ها، شمایل و مجسمه‌های کلسیا دیده است. کسانی هم هستند که می‌گویند چهره مسیح را در تکه نانی دیده‌اند که در خانه یا دفتر کار تست کرده‌اند یا آن را آماده خریده‌اند.

برای اینکه این «ظهور‌ها» از زمان اختراع دستگاه‌های منزلی پخت نان، زیاد شده است، دانشمندان و پژوهشگران بار‌ها توضیحی برای آن ارائه داده‌اند. آن‌ها این پدیده را مرتبط با آنچه که Pareidolia می‌نامند، دانستند. و این پدیده‌ای غملی است، خلاصه آن این است که انسان به طور طبیعی، به واضح نشان دادن مبهم، تمایل دارد. از این رو تا یک نقاشی آشفته ببیند، تصاویری از حافظه خود را که برایش مهم هستند، برایش متبادر می‌شود و در کمتر از یک ثانیه، به نقاشی ربط می‌دهد و همه ابهام برایش برطرف می‌شود.


یکی از بزرگ‌ترین کار‌شناسان علم Pareidolia، پروفسو کانگ لی است؛ او کانادیی چینی الاصلی است که در دانشگاه تورنتو، تدریس می‌کند. او برای نخستین به همراه گروهی از پژوهشگران کانادایی، اقدام به تجارب آزمایشگاه یدر این باره کرد. فعالیت مغز شماری از داوطلبان هنگام دیدم تصاویر آشفته و مبهم با اشغه زیر نظر قرار گرفت.

پس از آن، پروفسور کانگ لی پژوهشی درباره آنچه که تحقیقات به آن دست یافت، آماده کرد که در ماهنامه علمی «کورتس» در ماه آوریل منتشر شد. خلاصه این پژوهش این است که مغز انسان مجهز به تصاویری موروثی است به گونه‌ای که مبهم را برایش مهم می‌سازد. بدین ترتیب تصاویر غیر واضح برایش آشنا و شبیه تصاویر موجود در ذهن می‌شود به ویژه تصاویری که به خطوط چهره انسان شبیه باشد.

حتی از انسان عصر حجر به ارث برده شده است

این پدیده روانی است و این اعتقاد را به وجود می‌آورد که تصویر مبهم و در هم ریخته، ارتباطی با حافظه دارد و انسان را وا می‌دارد تا تصاویر مبهمی که مثلا در ابر‌ها می‌بیند، به حیوانات اهلی یا حتی تابلویی که قبلا دیده بود، شبیه ببیند. گاهی هم صورتی را بر سطح ماه یا مریخ می‌بیند یا حتی صداهایی مخفی همگام روشن کردن یک نوار به صورت برعکس می‌شنود به گونه‌ای که مطمئن می‌شود آنچه که می‌بیند یا می‌شنود،‌‌ همان چیزی است که از قبل می‌شناسد و در حافظه‌اش ذخیره شده است.


پیش‌تر نیز یک دانشمند ژاپنی به نام کونوسوکی اوکامورا اقدام به تحقیقات غیر آزمایشی کرد که از سال ۱۹۷۷ آغاز شد و به مدت ۱۳ سال ادامه یافت. او در این باره گفت که پدیده «مانوس کردن» تصاویر و نقاششی‌های مبهم، یا به عبارتی آن را انسانی و شناخته شده برای بیندده کردن، نشان می‌دهد که انسان از میلیون‌ها سال پیش، به شناسایی اشیا ادامه می‌دهد و شناسایی چهره‌ها را از پیشینیان که در عصر حجر زیسته‌اند، به ارث برده است.