فوری

پخش زنده

دکتر کریم بنی سعید عبدیان

<p>دکتر کریم بنی سعید عبدیان رئیس سازمان حقوق بشر اهواز</p>

دکتر کریم بنی سعید عبدیان رئیس سازمان حقوق بشر اهواز

چالش بایدن در مقابله با ایران و راه حل

منبع: دبی_العربیه.نت فارسی

با معرفی آنتونی بیلکین و جان کری توسط جو بایدن رئیس جمهور منتخب به عنوان بخشی از تیم امنیت ملی وی، قاعدتا باید تصور شود که در میان رهبران جمهوری اسلامی در تهران شعف و شوری و نیز یک احساس پیروزی غالب باشد – اگر چنین است – احتمالا دیرپا نخواهد بود.

آقای بیلکن در زمره طرفدار پروپا قرص برجام و رئیس اولین تیم محرمانه ای بود که به مسقط اعزام شد و سرانجام نقشی محوری درتکوین و تکامل برجام بعهده داشت – که جان کری مذاکره آن را با ایران ادامه داد و آخر الامر آرشتکت ان شناخته شد.

طبعا سناریو انتخاب بایدن همان نتیجه ای است که تهران انتظار داشت، به ویژه اینکه رژیم با دست گشاده وبا صرف مقدار زیادی پول برای حمایت از تلاش های شدید لابی ایران در آمریکا بمنظور و برای انتخاب جو بایدن و کمالا هریس، هزینه کرد.

علاوه بر گروه های جا افتاده لابی ایرانی مانند شورای ملی ایرانیان آمریکایی نایاک و نایاک -اکشن چندین گروه لابی ایرانی دیگر که اخیراً و در یک سال و نیم گذشته ثبت شده اند نیز ظهور و در صحنه انتخابات امسال ریاست جمهوری آمریکا حضور فعال داشته اند.

اشخاص و گروههای آشنای طرفدار ایران در واشنگتن مانند باراک اوباما، رئیس جمهور سابق، بن رودز، تریتا پارسی، جیسون رضائیان، برنی سندرز، الیزابت وارن و گری سیک و دیگران، در پشت ٓپرده تشویق کننده این لابیگران ایرانی جدید و قدیم بوده اند.

نتایج پس از انتخابات نشان داد که تلاش های لابی گری ایران متقاعد کردن حزب دموکرات برای جلب توجه أراء انواع بنیادهای بشردوستانه عمدتا چپ متمایل به مرکز مانند “زندگی سیاه مهم است”، گروه های مدنی حقوق بشر دوست مسلمان و عرب و غیره، بوده است. در عوض به رأی دهندگان قول داده می شود که بایدن به اصطلاح جنگ ترامپ علیه ایران را متوقف خواهد کرد. همچنین، به این گروه ها قول داده شد دمکرات ها برجام را دوباره مستقر و احیاء کرده، و روابط تجاری با ایران را دوباره تجدید کرده و تحریم ها علیه ایران را نیز لغو خواهند کرد.
أخیرا در یک مصاحبه با شرق الأوسط، الیوت آبرام، نماینده ویژه آمریکا در ایران و نیز وزیر خارجه پمپئو اظهار داشتند که صرف نظر از نتیجه انتخابات، سیاست فشار علیه ایران ادامه خواهد یافت و تحریم های آمریکا علیه ایران همچنان به عنوان اساس و زیربنای سیاست خارجی ایالات متحده باقی خواهد ماند.

من معتقدم اظهارات الیوت آبرامز درست است. آقای ابرام سیاستمداری جمهوری خواه، کارکشته و باتجربه است و این حرف مهم را ناآگاهانه بزبان نمی آورد مگر اینکه وفاقی فراحزبی وجود داشته باشد. من وی را می شناسم و بنظرم آشناترین سیاستمدار آمریکائی نئوکان است که با جامعه و کشور ایران کاملا آگاه است. من در دوره دوم جورج دبلیو بوش با آقای آبرامز در کاخ سفید ملاقات کردم، زمانی که ایشان مسول سیاست ایران در شورای امنیت ملی بود.

در حقیقت، سیاست بایدن در مورد ایران همان چیزی است که جو بایدن در مقاله خود در ۱۳ سپتامبر در سی ان ان به آن اشاره کرد: تیتز آن مقاله این است “یک راه هوشمندانه تری برای سخت گیری در مورد ایران وجود دارد”.
بنابر این به نظر می رسد نوعی توافق فراحزبی وجود دارد که بایدن با استفاده از اختیارات رئیس جمهوری (و نه قانونی) توافق هسته ای و یا برجام را دوباره زنده کرده، آزادی زندانیان ایرانی-آمریکایی را فراهم أورده و دو پروتکل جدید، یک برای حذف پروژه توسعه موشکی ایران و دیگری عقب نشینی نیروها و مستشاران إیرانی از عراق، سوریه و یمن و لبنان را؛ به برجام اضافه کند.

مضافآ پنتاگن از بایدن خواهد خواست که ترجیحا ایران را مجبور کند تا مسئولیت قتل دو آمریکایی را که در حمله موشکی به یک پایگاه نظامی در تاجی در عراق در مارس سال جاری کشته شدند، بپذیرد. مقامات ارتش آمریکا به سی ان ان گفتند که بر اساس اسلحه و تاکتیک های مورد استفاده، برای آنها روشن است که مؤکدآ این کار، کار سپاه پاسداران ایران بوده است. و سرانجام امریکا اصرار خواهد کرد که ایران مجبور به پذیرش حمله موشکی و هواپیماهای بدون سرنشین به تأسیسات نفتی کشور پادشاهی سعودی در ١۴ سپتامبر ٢٠١٩ شود. – آنچه در بالا گفته شد در حقیقت یا بصورتی تلفیقی از سیاست ١٢ ماده أی پامپیو میباشد که همان شرایط ترامپ برای مذاکر با ایران بوده است.

برخلاف اوباما، بایدن نمی تواند در انظار امریکائیان خیلی نرم با ایران جلوه کند: سیاست ضدایران در میان آمریکایی ها کاملاً مشهور است: آخرین مورد نظرسنجی گالوپ نشان دادن حیرت انگیز اینکه ۸۸ درصد آمریکایی ها دیدگاه نامطلوبی نسبت به ایران دارند. علاوه بر این، در یک نظرسنجی دیگر در سال ۲۰۱۹؛ ۹۳درصد آمریکایی ها عقیده دارند که توسعه سلاح های هسته ای توسط رژیم ایران بعنوان یک تهدید “مهم” برای آنها و کشورشان بحساب می آید. و اینکه بنظر این عده ایران یک حامی اصلی ترور در جهان می باشد.

همین هفته کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل و وزارت امور خارجه آمریکا کشتار مشهور شهر عرب نشین معشور یا ماه شهر را که در آن هزاران نفر به ضرب گلوله کشته شدند، یک نقض فاحش حقوق بشر میداند که توسط رهبری نظام جمهوری إسلامی نظارت و عملی شده است. از طرف دیگر، همان طوری که در بالا اشاره شد و ذیلآ نیز خواهد آمد، سرخوشی و جو پیروزی در تهران، اگر وجود داشته باشد، طولانی نخواهد بود.
نگرانی فوری آخوندها وضعیت بسیار حاد و انفجاری در کشوراست – که لابی ایران برای حل أن بکلی بی فایده است.

با هر استانداردی، شرایط داخل کاملا غیرقابل تحمل شده است. اوضاع وخیم اقتصادی، نوسانات سریع ارز، کسری بودجه شدید، اختلافات روزافزون در درون رژیم، آشکار شدن سرقت میلیاردها دلار توسط نخبگان مذهبی و غیرمذهبی، گسترش سریع و ناتوانی رژیم در تهیه برنامه ای برای کنترل کوید -١٩ منجر به مرگ گسترده تر، و در نهایت فقر شدید در سراسر کشور مشخصه ی وضع ایران است.

مضافا بعد از ترور محسن فخری زاده، یک ژنرال سپاهی در راس برنامه اتمی و یار و یاور قاسم سلیمانی، در روز روشن بوسیله دو اتوموبیل و قریب ١٠نفر که هیچکدام دستگیر نشده اند، و در حقیقت یک دهن کجی به لاف های گزاف نظام در مورد تسلط داشتن بر أوضاع است. نتیجه آن تمایل هر چه بیشتر مردم به بی اعتمادی و لرزان بودن پایه نظام است.

و بالاخره اعدام و بدار کشیدن روح الله زم خبرنگاری معمولی که تنها جرم او مخالفت با رژیم بود براستی موجب نفرت و انزجار ایرانیان و آراء جهانی شد، این امر نیز نظام را در مخمصه دیگری قرار داده است.
تحلیل گران ایرانی و خارجی بر این متفق اند که سقوط رژیم اگر فوری نباشد اما بزودی نزدیک می شود. هنگامی که نظام سقوط کند مگر اینکه نقشه راهی برای انتقال منظم و حساب شده به یک نظام حکومتی سکولار دموکراتیک، کثرت گرا و غیر متمرکز و فدرال موجود باشد؛ که تحت آن انتقال قدرت از نخبگان شیعه اشرافی ایرانی به خارج از این دایره؛ و به همگی ملیت ها و اقوام ساکن ایران تعلق گیرد – و علی الخصوص معادله قدرت بنفع آنهائی که در یک قرن گذشته به حاشیه رانده شده اند – تغییر یابد، در غیر اینصورت هرج و مرج و باحتمال بسیار قوی و در واقع بالکانیزه شدن آن و حتی احتمال جنگ داخلی نیز منتفی نخواهد بود.

بالکانانیزه شدن ایران بدترین کابوس برای ایران و منطقه و جهان خواهد بود. پیش بینی می شود که در مرحله اولیه حداقل پنج میلیون پناهنده به کشورهای همجوار و اروپا پناهنده شوند.
ایران همانند همه کشورهای منطقه، کشوری چند ملیتی و چند زبانه و چند فرهنگی با تاریخ و جغرافیای متمایز بوده – و کماکان نیز این چنین است. در واقع، ایران متنوع ترین کشوردر منطقه است. پس از سقوط سلسله قاجار در اوایل قرن بیستم، امپریالیسم انگلیس، با کمک اشراف شیعه فارس، در تلاش عبث برای “تک ملت سازی”، برای ایجاد یک “ملت ایران” یکپارچه با سرکوب تنوع قومی و تحمیل هویت قومی فارسی به دیگر ملل غیرفارس مانند عرب، کرد، ترک، بلوچ، ترکمن، لر و دیگران تشکیل و بنا نهاده شد. اما پروژه یکسان سازی و محو و اضمحلال ملیت های غیرفارس یک تجربه پرهزینه و یک شکست واضح بود. در خلال این یک صد سال این مفهوم رسمی ملت ایران، یعنی ملت فارس، بطور مداوم توسط ملیت ها و ملل غیرفارس در گذشته به چالش کشیده شده است.
این ملیت های مظلوم و تحت ستم مضاعف از نظر سیاسی بیدار شده و به سطع عالی تری از آگاهی ملی و اجتماعی و طبقاتی رسیده اند. این مجموعه شامل حداقل نیمی تا دو سوم جمعیت ایرانیان می باشد. که توسط سلطنت پهلوی پارسی، و آخوندهای شیعه فارس به حاشیه رانده شده و یک قرن از دایره قدرت در تهران دور بوده اند، در آینده نیز این ایرانیان اولین کسانی هستند که پس از سقوط رژیم جمهوری إسلامی وضعیت جدید رابه چالش خواهند کشید.
البته و شاید هم به احتمال فراوان در میان ملیت ها و اقوام إیرانی همسایه و در استان های همجوار خصومت در تملک زمین، آب، و یا در مخالفت با ادیان و مذاهب و و فرقه ها و دیگر خصومت هایی که بوسیله حکومت مرکزی بین آنها عمدا إیجاد شده، به جان هم بیفتند و احتمالا برای مدتی جنگ داخلی ادامه یابد.
این حقایق جامعه إیرانی را، بالاخره بعضی مشاوران رهبران در هر دو حزب در أمریکا و نیز بعضی دولتهای اروپائی هم دریافته اند.
عدم توجه و اهمال روشنفکران فارس إیرانی، و اغماض جامعه بین المللی و بازیگران دینفع اصلی خاورمیانه به این امر و اهمال در کمک به مخالفان و اپوزیسیون إیرانی در کل – در زمینه های حمایت مادی و لجستیکی و کمک برای تغییر منظم و گذار مسالمت آمیز از رژیم جمهوری إسلامی به یک حکومت کاملاً مردمی، یک کشور چند ملیتی-فدرالیستی و غیرمتمرکز، احتمال سوریه دیگری به ابعاد بسیار عمیق تر و گسترده تر در افق ایران پدیدار کرده است. ملیت های غیرمسلط و غیرفارس از یک قرن پیش برای دستیابی به یک حق شهروندی برابر و حق تعیین سرنوشت ملی، در داخل، در چارچوب و در مرزهای ایران کماکان آماده مذاکره بوده اند. عدم تقسیم قدرت بین دولت های مرکزی (فدرال) و مناطق یا ایالات و یا استان های خود مختار ملی مختلف، سرآغاز بالکانیزه شدن و احتمالا انحلال و تجزیه ایران خواهد بود.
طرحی از این دست برای گذار و شرایط بعداز اسقاط نظام جمهوری إسلامی قبلاً توسط دوازده حزب و سازمان سیاسی منطقه ای، درمجتمع گنگره ملیتهای ایران فدرال از ١۵ سال قبل تنظیم و مورد توافق أحزاب کرد و عرب و ترک و بلوچ، ترکمن و لر و بعضی شخصیت ها و سازمان های مترقی فارس قرار گرفته است. کنگره ملیت های ایران فدرال که نگارنده این سطور از موسسان ٰآن بوده بارها مایل و حاضر به مذاکر با همه نیروهای نیروهای داخلی و إقلیمی و بین المللی بوده است.
در خاتمه لازم به ذکر است که حمایت برخی از مراکز آمریکایی و اسرائیلی که لاجرم با تشویق بعضی ملی گرایان و تمامبت خواهان پارسی در بعضی نشریات امریکایی و اسرائیلی منتشر می شود – که می خواهند سلطنت پهلوی را در ایران احیا کنند – و بدین صورت باصطلاح بدیلی برای جمهوری إسلامی بتراشند، و یا در نظر دارند با سپردن حکومت بعد از سقوط رژیم به برخی از سازمان های شیعی پارسی که در خارج مسقرند، نشان از عدم فهم این نیروها از تکثر ملی و رشد تصاعدی خودآگاهی ملی و قومی ؛ و عدم درک این دینامیزم در میان خلق های تحت ستم دارد – و مطمئنآ قبول دوباره سلطنت و یا سلطه فقط یک ملت و یک زبان و فقط یک فرهنگ و یک تاریخ – با مخالفت شدید دو سوم ایرانیان روبرو خواهد شد.

** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.

تبلیغات

برگزیده های کاربران