فوری

پخش زنده

علی حیدری

<p>نويسنده و فعال سياسی عرب اهوازی</p>

نويسنده و فعال سياسی عرب اهوازی

ایران و بحران ناگورنو قره باغ

منبع: دبی_العربیه.نت فارسی

گرچه ایران در مورد آغاز مجدد درگیری ها میان ارمنستان و آذربایجان بر سر منطقه ی ناگورنو قره باغ بر حل این منازعه از طریق قوانین و نهادهای بین المللی تاکید دارد با این وجود تهران بشدت نگران پیامدهای ناخواسته ی این بحران بر کل منطقه ی قفقاز و تاثیر آن بر استان های شمالی و هم مرز با دو کشور درگیر می باشد. افزون بر آن آغاز و تشدید این بحران که با گسترش فشارهای منطقه ای و بین المللی بر ایران بواسطه ی کارزار فشار حداکثری آمریکا همزمان شده است، نگرانی ایران را دو چندان کرده است. می توان دلایل نگرانی تهران از این مناقشه را به شرح زیر توضیح داد:

1- سوریه ای شدن منطقه: برخی طرف ها در تهران تبدیل بحران کنونی به سوریه ای دیگر را بعید نمی دانند. در چنین حالتی ایران به مانند سناریوی سوریه نمی تواند بدون موضع بماند. تهران بویژه به دلایل بافت قومی استان های شمالی خود مایل به تغییر توازن منطقه ای به سود آذربایجان نیست به همین دلیل گسترش بحران باعث ورود ایران به سود ارمنستان جهت حفظ تعادل منطقه ای خواهد شد.

با این وجود، علی رغم حمایت از ارمنستان، ایران به گسترش دامنه ی درگیری در قره باغ به گونه ای که مجبور به دخالت در آن شود تمایل ندارد چرا که تهران در شرایط کنونی خود را درگیر پرونده های منطقه ای مهمتری از جمله تشدید تنش با آمریکا در عراق می بیند و ترجیح می دهد منازعه ی کنونی در مرزهای شمالی اش با کمترین دخالت ها پایان یابد و یا حداقل به تعویق بیفتد.

2- پیروزی آذربایجان: چنین احتمالی مطلقا با منافع منطقه ای ایران مطابقت ندارد. تهران بر این باور است هر گونه موفقیت آذربایجان در مناقشه ی مسلحانه ی اخیر گرایش جدایی خواهانه ی ترک ها که بزرگترین قومیت ساکن در ایران هستند را تقویت خواهد کرد.

طبق بسیاری از گزارش ها برخی شهرهای ترک نشین در ایران بویژه تبریز از ابتدای آغاز این بحران شاهد تظاهراتی در حمایت از جمهوری آذربایجان بودند به طوری که شعارهایی مانند «قره باغ از آن ما بود و برای ما باقی خواهد ماند»، «ما آماده ی مرگ هستیم»، «ما سربازان باکو هستیم»، «زنده باد آذربایجان» و... از سوی تظاهرکنندگان سر داده شدند.

موضع ایران در این بحران به روشنی آشکار می کند تهران نه بر اساس شعارها و گرایش های ایدئولوژیک و انقلابی بلکه طبق منافع منطقه ای خویش رفتار می کند. این بدان معناست که شعارهایی مانند حمایت از مستضعفان، مسلمانان و شیعیان جهان استثنا پذیر، قابل چشم پوشی و تاکتیکی هستند چرا که التزام به چنین شعارهایی از سوی ایران در مناقشه ی کنونی حمایت از آذربایجان را موجب می شد امری که عکس آن اتفاق افتاد. ایران افزایش نقش منطقه ای باکو را تهدیدی مستقیم برای منافع و امنیت داخلی خود می داند به همین دلیل حمایت از ارمنستان مانع از بهم خوردن توازن قوا به سود آذربایجان خواهد شد. از سویی دیگر وجود آذربایجانی ضعیف، تجربه ای شکست خورده را برای ترک های ایرانی به تصویر می کشد که تصویری دلخواه تهران می باشد.

3- حضور پر رنگ ترکیه در منطقه: تهران از نقش فزاینده ی ترکیه در منازعه ی کنونی بویژه پس از ادعای ارمنستان مبنی بر حمایت نظامی آنکارا از باکو بشدت احساس نگرانی می کند. ایران از آن بیم دارد مانند سناریوی سوریه که فرصت حمایت از برخی گروه های مسلح و سپس به حضور نظامی مستقیم ترکیه در شمال سوریه انجامید، گسترش درگیری ها در قره باغ به حضور نظامی ترکیه در منطقه منجر شود. در چنین شرایطی ایران خود را مجبور به دخالت مستقیم تری در حمایت از ایروان جهت عدم تغییر توازن منطقه ای به سود باکو خواهد دید.

این وضعیت سبب شد تا رسانه های ایرانی انتقادات گزنده ای به سیاست ترکیه وارد کنند و ادعا نمایند که آنکارا در صدد تکرار مداخله ی نظامی در بحران قره باغ به مانند سوریه بوده بویژه آن که حضور ترکیه در شمال سوریه با محدودیت های زیادی روبرو است و در لیبی نیز پس از آمادگی رئیس دولت توافق ملی، فائز السراج، حضور آنکارا با اما و اگر فراوانی مواجه شده است.

4- نقش روسیه: بسیاری در تهران بر این باورند که ادامه ی بحران قره باغ ممکن است باعث مداخله ی مستقیم تر روسها در آن بحران شود. به رغم روابط خوب تهران و مسکو بویژه در رابطه با پرونده ی اتمی ایران و بحران سوریه، میان دو طرف در رابطه با آسیای میانه و منطقه ی قفقاز اختلافات عمیقی وجود دارد که قابل چشم پوشی نیستند. در شرایط تنش مستمر ایران و آمریکا در منطقه همچنین فعال کردن سازوکار ماشه از سوی آمریکا علیه ایران و مخالفت روسیه با آن، درگیر شدن هر چه بیشتر مسکو در این بحران ممکن است به اختلافات ایران و روسیه دامن بزند و باعث کاهش حمایت بین المللی مسکو از تهران در برابر فشارهای ایالات متحده شود. ادامه ی اختلافات مسکوت گذاشته شده بر سر تقسیم ثروت های دریای خزر، نشانه ی مهمی از شکننده بودن روابط ایران و روسیه بویژه در رابطه با بحران های منطقه ی قفقاز است که بحران قره باغ می تواند باعث فعال شدن مجدد چنین اختلافاتی بشود.

این ملاحظات تهران را بر آن داشت تا با ابتکاری میانجی گرایانه، به دنبال حل و فصل منازعه ی مسلحانه ی اخیر میان آذربایجان و ارمنستان بدون تغییر موازنه ی قوا در منطقه باشد زیرا ادامه ی درگیری ها، تمرکز ایران بر اختلافات با آمریکا در خاورمیانه و نهادهای بین المللی را کاهش می دهد و فرصت بهره برداری تهران از هر گونه تغییرات محتمل در دولت آینده ی ایالات متحده را بر باد خواهد داد.

** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.

تبلیغات

برگزیده های کاربران