فوری

پخش زنده

محمد الیحیی

<p>خبرنگار، نویسنده و مسئول سایت انگلیسی العربیه</p>

خبرنگار، نویسنده و مسئول سایت انگلیسی العربیه

پنهان کاری «شریرانه» شیوع کرونا توسط رژیم ایران

چیزی در سرزمین ایران فاسد شده است؛ جمهوری اسلامی ایران اقدام به سرپوش گذاری گسترده‌ای بر اپیدمی ویروس کرونا کرده است. این اقدام می‌تواند باعث شوربختی میلیون‌ها انسان در ایران، منطقه و جهان شود. اگر ادعاهای دولت را دربست و بدون چون و چرا بپذریم، شیوع ویروس کورونا در ایران از صفر مورد به 95 مورد ابتلاء و 15 نفر کشته رسیده است. این رقم بالاترین میزان مرگ و میر پس از چین طی حدود یک هفته گذشته است.

در صورت درستی این برآوردها، این آمار بیانگر نرخ مرگ و میری درحدود 15 درصد می‌باشد که شمار فوق العاده بالایی در مقایسه با میانگین مرگ و میر در چین و مقیاس جهانی است که 2 درصد بر آورد شده است.

فاجعه بار اینکه طبق گفته یک استاد اپیدمیولوژی دانشگاه «هاروارد» که با بخش انگلیسی العربیه گفت‌و‌گو کرد:« اگر 15 نفر واقعاً فوت شده باشند، حداقل 750 تا 1500 تن حامل ویروس هستند. به نظر نمی‌رسد دولت ایران این افراد را شناسائی کرده یا اساسا برای آنها که کجا هستند، چه کار می‌کنند یا حانشنان در خطر است اهمیتی داده باشد!!.

افزون بر تردیدها پیرامون آمار رسمی نماینده قم در مجلس شورای اسلامی، گفت که 50 نفر بر اثر این بیماری در شهر قم فوت کرده‌اند درحالی‌ که بنا بر آمار رسمی 15 نفر جان خود را از دست داده‌اند.

قابل توجه است که دو مقام ارشد دولتی تنها امروز اعلام کرده‌اند که آزمایش ویروس در موردشان مثبت است. اولین آنها ایرج حریرچی، معاون وزیر بهداشت ایران و دیگری، محمود صادقی، نماینده شناخته شده پارلمان است.

اختلافات چشمگیر آماری، حاصل بی کفایتی یا فریب کاری است. حدس من بر اساس سال‌ها مشاهده این رژیم جزم اندیش، این است که احتمالاً هردو عوامل، دخیل هستند. به نظر می‌رسد مایک پومپئو ، وزیر امور خارجه ایالات متحده که امروز ایران را به پنهان سازی جزئیات حیاتی درباره شیوع این بیماری متهم کرد نیز با من هم‌ داستان است.

دو روز پیش، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، رسانه‌های خارجی را متهم کرد که از موضوع ویروس کرونا برای جلوگیری از رأی دهی مردم در انتخابات پارلمان استفاده می کنند. او در وب سایت رسمی خود نوشت: «به بهانه بیماری و ویروس، رسانه های آنها، کمترین فرصت را برای دلسرد کردن مردم را نسبت رای دادن، از دست ندادند.»

از سوی دیگر، به نظر می‌رسد، زندگی مرفه حکام ایران از حیات مردم این کشور، کشورهای منطقه، یا حتی خطر شیوع جهانی این بیماری نیز مهمتر است.

آنچه در داخل ایران در حال حاضر رخ می‌دهد، حائز اهمیت است زیرا شیوع این بیماری تنها به یک کشور محدود نمی‌شود. این یک مشکل جهانی است و مردم همچنان در حال سفر به مناطق آلوده به ویروس در داخل ایران هستند.

امروز 27 نفر در شش کشور عربی در پی سفر به ایران به این ویروس مبتلا شده اند. وزارت بهداشت عراق امروز، مورد دیگری از ابتلاء به ویروس را تایید کرد که یک دانشجوی ایرانی است. سه مورد ابتلاء در کویت نیز به تازگی از ایران بازگشته بودند.

برخی از کشورهای آلوده به ویروس، مانند کویت، از پول و لجستیک لازم برای مقابله، برخوردارند اما درمورد افغانستان، چاره چیست که در همین نزدکی قرار دارد؟ شیوع این بیماری می تواند در چنین کشوری، ویران کننده باشد.

رژیم ایران هیچگاه پیشینه درستی از صداقت نداشته است، اما در چند هفته گذشته، وسواس و هذیان گوئی حاکمان آن به مراتب، بدتر شده است.
نخست، واکنش دولت در قبال تظاهرات گسترده ضد دولتی در ماه نوامبر رخ داد که درقالب سرکوبی شدید نمایان گردید که منجر به کشته شدن دست کم 1500 نفر شد.

اما شوک واقعی با ترور منحصر به فرد اساسی‌ترین عنصر تحریک‌کننده عناصر رژیم یعنی قاسم سليمانى فرمانده سپاه قدس، بازوی خارجی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تبلور یافت که کشورهای جهان عرب، جولانگاه تاخت و تازش بود و فکر می کرد، می تواند بدون روبرو شدن با هیچ گونه تبعات، در این نبرد، برنده شود. این مصونیت در ساعات بامداد یکی از روزها در بغداد به پایان رسید.

مرگ قاسم سلیمانی، رژیم را لرزاند تا جائی که به شکل فزاینده، شروع به نشان دادن رفتاری ناخوشایند کرد. دفن سلیمانی چنان بد سازمان یافته بود که پنجاه نفر در اثر ازدحام شدید، کشته شدند. بلافاصله پس از آن، هنگامی که نیروهای مسلح، هواپیمای مسافربری اوکراینی را پس از برخاستن از فرودگاه تهران، سرنگون ساخته و باعث کشته شدن 176 نفر مسافران هواپیما شدند ، رژیم با بن بست مواجه شد. مقامات ایرانی، روزها، فیلم های ویدئویی را که درد و رنج شهروندان خود را هنگام سوگواری به وضوح نشان می دادند، انکار کردند و بر درد و رنح آنها افزودند.

این دولتی نیست که بتوان به حقیقت گویی آن اعتماد کرد، حتی وقتی پای جان مردم در میان باشد. اگر رژیم چنین لاپوشانی ها را برای سرپوش نهادن بر این سانحه انجام می دهد، ایا تردیدی وجود دارد که شیوع اپیدمی کرونا را پنهان خواهد ساخت که مطمئناً با بی کفایتی هایش، وخیم تر شده است ؟ این رژیمی است که بدبینانه نشان می دهد شیوع کرونا ، دلیلی برای حضورناچیز و کم شمار مردم در انتخابات هفته گذشته بود، درحالی که بی تفاوتی و به جان آمدن قابل درک رای دهندگان از ناکارآمدی این دولت، علت اصلی این عدم اقبال به انتخابات بوده است.

در حقیقت ، رژیم به نظر می رسد در وضغیت انکار واقغیت قرار دارد. آیا این رژیم از مدیریت فاجعه بار سانحه هواپیمای اوکراین چیزی نیاموخته است؟ به دنبال آن، اعتراضات گسترده بروز کرد که نوعی ابراز خشم از رفتار بد دولت ، دروغگویی و سپس ب پنهان کردن حقیقت بود. اگر معلوم شود كه خبر شیوع كرونا نیز به همین شکل از سوی دولت، سرپوش گذاری شده ، شکی نیست که اعتراضات مردمی بار دیگر شکل خواهد گرفت.
این بیماری همه گیر بخاطر قرنطینه شدن مسافرانی که از ایران می ایند، باعث ایجاد وحشت در فرودگاه ها و هرج و مرج گسترده در سراسر جهان و داخل ایران شده است. اما تعامل بیرون از قاعده با جهان، قطغ ارتباط با واقعیت و بریدن از نگرانی های حتی مردم کشور خود، صقات حاکمیتی خرفت و فرتوت است که از پاسخگویی کارآمد و مطابق با اصول انسانی ، وامانده و عاجز است.

بار دیگر رژیم ایران تصمیم گرفته است تا نقش خود را در جامعه بین المللی ایفا نکند، تا نشان دهد که می تواند طبق قوانین سایر نقاط جهان بازی کند. یک بار دیگر به نظر می رسد که حاکمان ایران می خواهند به زیان جان ایر انی ها و اعراب ودیگران، راه خود را بروند و این که چند تن قربانی می شوند، اصلا برایشان مهم نیست.

منبع: سایت انگلیسی العربیه

** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.

تبلیغات

برگزیده های کاربران