فوری

پخش زنده

عقیل دغاقله

<p>پژوهشگر اجتماعی، دانشگاه راتگرز، ایالت نیوجرسی ایالات متحده آمریکا</p>

پژوهشگر اجتماعی، دانشگاه راتگرز، ایالت نیوجرسی ایالات متحده آمریکا

اولین نماد زنانه نسل آبی: نسلی که با پاشایی شروع شد و با سحر تداوم یافت

منبع: دبی.العربیه نت فارسی

پس از تظاهرات دی ماه سال ۹۶ یادداشتی را درباه ظهور نسل آبی در ایران، A “Blue” Generation and ,Protests in Iran نوشتم که در مریپ منتشر شد. آبی را برای معرفی این نسل جدید انتخاب کردم چرا که آبی نوعی غم و حزن را در دل خود دارد. آبی -حداقل در انگلیسی-با حزن و غم مرادف است و این حزن و غم یکی از ویژگی‌های این نسل روبه ظهور در ایران است. امروز که خبر فوت دختر آبی را شنیدم ناخودآگاه یاد آن یادداشت افتادم؛ و به ذهنم خطور کرد که سحر، این دختر آبی امروز، را شاید بتوان اولین نماد زنانه نسل آبی در ایران دانست.

در آن یادداشت توضیح دادم که اولین ظهور اجتماعی نسل آبی در عرصه عمومی ایران- که اذهان را به خود ملتفت کرد- را شاید بتوان به درگذشت خواننده سی ساله ایرانی-مرتضی پاشایی- که نوامبر ۲۰۱۴ به دلیل ابتلا به سرطان درگذشت پیوند داد. خبر درگذشت او هزاران تن از جوانان ایرانی را برای تشییع جنازه به خیابان‌های تهران کشاند. برای چند روز، صدها جوان، اغلب زیر ۲۵ سال، در سراسر کشور گردهم آمدند و با آواز و روشن کردن شمع یاد او را گرامی می‌داشتند. پاشایی برای اغلب افرادی که در این جمعیت سنی قرار نمی‌گرفتند ناآشنا بود. ناظران در مقالاتی که در خصوص این حضور خیابانی غیرمنتظره نوشتند اذعان کردند که نه پاشایی را می‌شناختند و نه ترانه‌های او را گوش داده بودند، انجمن جامعه‌شناسی ایران میزگردی برگزار و جامعه شناسان سرشناس کشور را برای تحلیل محبوبیت ناشناخته یکی از اسطوره‌های جوانان دعوت کرد.

مراسم تدفین پاشایی نشانه ای زودرس از ظهور نسلی جدید در ایران بود که ارتباط کمی با انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸–۱۹۸۰)، یا عصر اصلاحات پرزیدنت محمد خاتمی (۱۹۹۷–۲۰۰۵) احساس می‌کرد. در حقیقت بسیاری از آن‌ها سنشان کمتر از آن است که حتی جنبش سبز در سال ۲۰۰۹ را تجربه کرده باشند.

ترانه‌های سودازده پاشایی، حال و هوای غم زده نسلی را نمایندگی می‌کرد که احساس می‌کند حزن و اندوه (Blues) دارد. این «نسل آبی» محزون (blue generation) احساس می‌کند مورد خیانت اتوکراسی فاسد قرار گرفته‌است و اعتقاد اندکی به ایدئولوژی‌های سیاسی موجود دارد. مهم‌ترین شاخصه متمایزکننده احساسات سیاسی نسل آن‌ها فقدان هرگونه وابستگی سیاسی یا احساس تعلق خاطر به نهادها یا فرهنگ سیاسی پساانقلاب در ایران است.

نسل آبی در دوران کوتاه و گذرای ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر شکل گرفته‌است. آن‌ها شاهد یا تجربه اندکی از معنویت، وجدان عمومی، ایثار، عدالت اجتماعی، دوره پساانقلابی توسعه مجدد دولت و ملت، یا دوره اصلاحات اولیه یا حتی استقلال ملی دارند که در سال‌های نخستین جمهوری اسلامی بخشی از فرهنگ عمومی بود.

این نسل تصورش از حاکمیت، نهادی است که گردهم آیی موسیقی را لغو می‌کند، دستورالعمل‌های اجباری پوشش وضع می‌کند، فعالیت‌های فرهنگی و تفریحی را قدغن می‌کند. آن‌ها دولت را ناکارآمد، فاسد و ناتوان در اداره کشور شناسایی کرده‌اند. این ایماژ به واسطه اخبار هر روزه در خصوص کمبود آب، زوال اقلیمی، آلودگی هوا و دیگر مرض‌های اجتماعی همچون اعتیاد، کودکان بی خانمان، خشونت خیابانی و وخامت خدمات عمومی تقویت شده‌است. دختران و پسران جوانی که در شهرهای کوچک و بزرگ به خیابان‌ها ریختند خسته از دولتی هستند که بیش از آنکه نگران فراهم کردن فرصت‌های اقتصادی یا احترام به حقوق و آزادی‌های اولیه آن‌ها باشد، دلواپس پوشش آن هاست. اگر مرگ پاشایی را بتوان اولین ظهور اجتماعی نسل آبی دانست، تظاهرات دی ماه ۹۷ را شاید بتوان اولین حضور سیاسی این نسل دانست، نسلی که اعضای آن به‌طور کامل نسبت به حاکمیت بیگانه هستند.

نسل آبی آنلاین

وقتی سیاست ورزی برای اغلب گروه‌های جامعه ایران ناممکن شد، این نسل آبی، با سپر جوانی اش، سرگرم کشف دنیای آنلاین شبکه‌های اجتماعی شد؛ از جمله تلگرام، اینستاگرام، فیس بوک و توئیتر. تلگرام، برای نمونه، مسنجر آنلاینی است که در روسیه پایه‌گذاری شد و تیم خود را از این کشور به آن کشور (دوبی، آلمان) برده‌است و ۳۰ درصد کاربرانش در ایران هستند. این رسانه و شبکه اجتماعی سکویی برای گفتگو و تعامل میان اعضای نسل آبی بنا کرده‌است. در پست‌های یکدیگر احساس راحتی می‌کنند، هویت اپوزیسیون خود را می‌سازند و از طریق ایجاد زیست و فعالیت دوگانه آنلاین – آفلاین به کنترل دولت واکنش نشان می‌دهند.

نسل آبی، فاعلیت خود را از طریق دنیای زیرپوستی و مخفی توسعه می‌بخشد، دنیایی ثانی که با ابزار ارتباطی از گفتمان هژمونیک سیاسی حاکمیت دوری می‌گزیند. با این حال جوانان از این سکوهای آنلاین برای سازماندهی گردهمایی‌های عمومی اجتماعی در دنیای واقعی استفاده می‌کنند. برای نمونه در سال ۲۰۱۱، پسران و دختران جوان در فیسبوک، برای آب‌بازی در پارک آب و آتش در تهران قراری تنظیم کردند. صدها پسر و دختر با تفنگ‌های رنگی و پلاستیکی مملو از آب به پارک آمدند و در نبرد عمومی آب‌بازی از یکدیگر عکس گرفتند. اما دقایقی بعد شرکت کنندگان به جرم برگزاری «مهمانی مختلط» بازداشت شدند.

در رخدادی مشابه، پلیس ده‌ها دختر و پسر از میان هزاران بچه دبیرستانی که به مناسبت پایان سال تحصیلی از طریق شبکه‌های اجتماعی در مرکز خرید «کوروش» تهران جمع شده بودند را بازداشت کرد. جشن روز «کوروش کبیر» ، سنت اختراع شده و غیررسمی که در سال‌های اخیر از طریق فضای آنلاین سازماندهی شده‌است، همچنین دیگر رویدادهای اجتماعی که بازتابنده زیست دوگانه آنلاین- آفلاین است که حکایت از احوالات جمع گرایی و فاعلیت‌های سیاسی در این نسل جدید دارد. رویدادهای عمومی آنلاین – آفلاین حکایت از علاقه ممتاز این نسل جدید به جمع گرایی دارد. «سیاست حرف‌های باحال» که بین آن‌ها شایع است نشان از بی‌احترامی به نظام تفکیک جنسیتی و نسلی تحمیل شده توسط دولت و انهدام اخلاق عمومی است. هر چند که روشن نیست این جوانان تا چه اندازه خبر دارند که حرکت میان کنش‌های مجازی و عینی شان می‌تواند مخاطرات اضافه به همراه داشته باشد.

استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای لطیفه گویی و ساختن جوک‌های سیاسی مختص جوانان یا نسل آبی نیست، اما در غیاب جایگزینی برای گفتمان حاکمیت، شبکه اجتماعی سکویی است که نسل محزون از طریق آن‌ها نوستالژی دوران پیشاانقلابی پهلوی را بازسازی می‌کند، آن را به مثابه اوج مدرنیته، آزادی و پیشرفت ترسیم می‌کند که به واسطه «اشتباه بزرگ» پدر و مادرهای «انقلابی» آن‌ها نابود شد. تصاویر زنان بدون حجاب، کلوپ‌های شبانه، مهمانی‌های رقص به مثابه تمثیل‌های ایران مدرن و مترقی در دوران پهلوی در فضای آنلاین می‌چرخد و بازتابنده اوج آزادی اجتماعی است که این جوانان مایل به بازگرداندنش هستند. از همین رو جای تعجب ندارد که در تظاهرات شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دادند و همزمان آن‌ها در حمایت از رضاشاه و فرزندش محمدرضا شاه پهلوی شعار می‌دادند.

نوستالژی بازسازی اسطوره نظم استبداد – سلطنتی حکایت از گرایش محافظه کارانه و ساده لوحانه ای در تصورات سیاسی این نسل جدید دارد. بر خلاف واقعیت‌های تاریخی، آن‌ها بالا و پایین «مدرنیته» را «آزادی» می‌دانند، حکمرانی سلطنت را «دموکراسی» و «حقوق» را آن چیزی می‌دانند که باعث سلطه اکثریت شهروندان «آریایی» می‌شود.

این نعره‌ها، که به ویژه از گلوی نسل ناامید آبی بیرون می‌آید، الزاماً نشان از یک ایدئولوژی منسجم یا یک جنبش اجتماعی اولیه ندارد در عوض بیانگر نارضایتی از وضع موجود و شکست آلترناتیوهایی است که توسط اپوزیسیون مستقر ارائه شده‌است.

اگر مرگ پاشایی نشانگر ظهور اجتماعی این نسل، تظاهرات ۹۷ اولین حضور سیاسی این نسل باشد، دختر آبی را شاید بتوان اولین نماد زنانه این نسل دانست. نامی که همانگونه که در یادداشت دیگری (و بدنی که باز زنده از آتش برخاست) توضیح داده‌ام دیگر نمی‌شود تاریخ نوشت و بدن به آتش کشیده او را در آن لاک گرفت؛ و اثری از تاریخ به جای نخواهد ماند مگر آنکه ردپای بدن به آتش کشیده او به آن قوام ببخشد.

منبع: کانال تلگرامی «ریزوم»، کانال شخصی نویسنده

** مقالات منتشر شده تنها نظر نویسندگان آنها را منعکس می‌کند.

تبلیغات

برگزیده های کاربران