فوری

پخش زنده

ایران و روز جهانی بزرگداشت زبان مادری

منبع: دبی-العربیه.نت فارسی

ایران به‌ عنوان کشور «کثیر المله» یا کشوری با تعدد قومی و فرهنگی بسیار شناخته می‌شود اما این تنوع هرگز از سوی حاکمان سیاسی به صورت عملی و عینی به رسمیت شناخته نشده‌ است. هر چند پس از انقلاب 1357 شمسی برخی اصول در قانون اساسی «جمهوری اسلامی» مربوط به بعضی «حقوق قومی و ملی» مرتبط با قومیت‌ها و ملیت‌ها گنجانده شد اما عدم اجرای این اصول بویژه «اصل 15» که به‌طور مبهم و کلی به آموزش به زبان مادری اشاره دارد، نشان می‌دهد که درج چنین اصولی نه بر اساس واقعیت‌های جامعه متکثر ایران، بلکه تنها برای عبور از مرحله شور انقلابی و کنترل و سکوت مردم و جریان‌های سیاسی وابسته به قومیت‌ها و ملیت‌ها در اوایل انقلاب ایران بوده‌است. پوشیده نیست که قومیت‌ها و ملیت‌ها و جریان‌ها و گروه‌های سیاسی آنها نقش بی‌بدیلی در پیروزی انقلاب 1357 شمسی داشتند و از مهمترین خواسته‌های آنها حفظ و پاسداری از شاخص‌های فرهنگی خویش به ویژه زبان مادری و آموزش به آن بوده ‌است. از سویی دیگر عدم اجرای حقوق قومیت‌ها و ملیت‌ها در ایران 42 سال پس از پیروزی انقلاب به‌وضوح نشانگر ادامه سیاست‌های یکسان‌سازی و «ژنوساید فرهنگی» است که در راستای برنامه‌های ضد تنوع و تکثر نظام سابق شاهنشاهی به‌شمار می‌رود. با این وجود، تغییرات حاصل از شرایط بین‌المللی و فضای حاصل از پیشرفت‌های تکنولوژیک تا حدودی سیاست‌ها و برنامه‌های همسان‌سازی حکومت ایران را به چالش گرفت و به افزایش آگاهی‌های عمومی نزد ملیت‌ها و قومیت‌ها در ایران کمک شایانی کرد. بهعنوان نمونه، نامیدن روز 21 فوریه از سوی سازمان یونسکو به منظور «بزرگداشت و حفاظت از تنوع زبانی و فرهنگی» از سال 2000 نقش به‌سزایی در جهانی‌شدن مسائلی داشته که حکومت کشورهای چند قومی تلاش داشتند آن مسائل را شانی داخلی عنوان کنند.

افزون بر آن برجسته‌شدن جهانی چنین مسائلی می‌تواند شاخص مهمی جهت ارزیابی نیروهای سیاسی یک کشور در رابطه با حقوق قومیت‌ها و ملیت‌های محذوف به حساب آید. به عنوان مثال، بسیاری از نیروهای پوزیسیون و اپوزیسیون ایرانی خود را نیروی سیاسی پیشرو و دموکراتیک برمی‌شمارند اما هنگامی که موضوع به طرح و پیگیری حقوق قومیت‌ها و ملیت‌ها در ایران مربوط می‌شود کاملاً سکوت اختیار می‌کنند و رفتاری مشابه حاکمیت سیاسی تمامیت‌خواه از خود نشان می‌دهند. معیارها و هنجارهای دوگانه اگر از سوی نیروهای سیاسی موافق حاکمیت سیاسی اتخاذ شود شاید قابل فهم باشد، اما اتخاذ چنین رفتارهای دوگانه از سوی معارضان سیاسی به ویژه در رابطه با طرح و پیگیری حقوق فرهنگی، نشان از شکلیابی نوعی «ناخودآگاه سیاسی» علیه هر گونه تنوع قومی و ملی در ایران و مخالفت با فراگیرشدن آن از سوی فرهنگ غالب دارد. برغم چنین شرایطی، برخی گروه‌های اندک صنفی و فرهنگی مستقل در ایران می‌کوشند این تک‌صدایی و غلبه سیاست همسان‌سازی رسمی را بشکنند و در مناسبت‌هایی چون روز جهانی زبان مادری، چهره‌ای متفاوت از جامعه متنوع ایرانی به نمایش بگذارند.

در همین زمینه «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی معلمان ایران» به مناسبت روز زبان مادری بیانیه‌ای صادر کرد و با اشاره به اصولی از میثاق‌های بین‌المللی متعلق به حقوق اقلیت‌های قومی، ملی، مذهبی و زبانی بر اهمیت جهانی و داخلی آموزش به زبان مادری تأکید کرده‌است. در این بیانیه آمده: «اهمیت این روز از آن جهت است که بنابر آمارهای جهانی در حال حاضر 43درصد از زبان‌های دنیا درمعرض خطر نابودی قرار دارند». این بیانیه می‌افزاید: «تحقیقات مربوط به یونسکو نشان می‌دهد که آموزش به زبان مادری در مراحل ابتدایی منجر به موفقیت بیشتر کودکان در یادگیری در مدارس و مشارکت بیشتر والدین در امر بهبود کیفیت آموزشی می‌شود. این مهم تا بدانجاست که یونسکو آموزش به زبان مادری در دوره آموزش عمومی را یکی از پیش‌شرط‌های مبارزه با بی‌سوادی تلقی و تعقیب می‌کند».

در پایان این بیانیه با تأکید بر اجرای معاهدات امضاشده از سوی ایران در رابطه با حقوق فرهنگی قومیت‌ها، آمده‌است: «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ضمن تبریک روز جهانی زبان مادری به همه اقوام ایرانی، وظیفه خود می‌داند که بر حق آموزش به زبان مادری تأکید کند».

تبلیغات

برگزیده های کاربران