تمام حقوق محفوظ است شبکه العربیه © 2019

برای دوستان خود بفرستید

بستن
چرا واشنگتن و ریاض مورد هجوم قرار گرفته‌اند؟
نام دوست:
ایمیل دوست:
نام فرستنده:
ایمیل فرستنده:
کد ایمنی

 

سه شنبه 15 جمادی الاول 1440هـ - 22 ژانویه 2019م
آخرین به روز شدن: جمعه 21 ربیع الاول 1440هـ - 30 نوامبر 2018م KSA 11:18 - GMT 08:18
چرا واشنگتن و ریاض مورد هجوم قرار گرفته‌اند؟

لیون ویزلتیر، روزنامه‌نگار سرشناس آمریکایی در مجله The New Republic مجموعه مقالات انتقادی علیه موضع دولت باراک اوباما در قبل جنگ سوریه نوشت. ابرقدرت بزرگ در قبال تصاویر دهشتناک اجساد کودکان ساکت بود. روزنامه‌ها در آن زمان اوباما را به اتخاذ مواضع جدی‌تر نه برای سرنگونی اسد، بلکه حتی برای ترساندنش و متوقف کردن روند افزایش روزانه کشته‌ها وادار نکردند.

در واقع آنها او را همراهی کرده و با او اتفاق نظر داشتند که وارد شدن به سوریه، به معنای خارج نشدن از آن و عراقی جدید است و رئیس‌جمهور و روزنامه‌های نمی‌خواهند به این دلیل سربازی از آمریکا کشته شود. در آن زمان مجله The New York Review of Books مقاله‌ای با تیتری شبیه شلیک هشدار به باراک اوباما نوشت «بیرون سوریه بمان».

لیون ویزلتیر عصبانی و ناامید از موضع همکاران و دوستانش مقاله‌ای طنز تحت عنوان «جهان در عراق به پایان نمی‌رسد...چپ چشمان خود را در مقابل عذاب بشریت بست» نوشت. بعد از چند ماه پس از آن از ‌اوباما بعد از تعلل تصمیم گرفت به اسد حمله کند ولی تعجب‌آور بود که روزنامه‌ها در کنار دیگر عوامل او را از تصمیمش بازداشتند. یکی از نویسندگان مشهور در واشنگتن پست نوشت: «استراتژی اصلی تو عدم دخالت بود. باید در هر شرایطی به آن پای‌بند بمانی». اوباما موضعش را پس گرفت و بقیه داستان را همه می‌دانند.

درباره ایران شاهد موضع مشابهی بودیم. هنگامی که جنبش سبز در ایران به راه افتاد، اوباما سکوت کرد و رسانه‌های طرفدارش نیز مانع این امر نشدند. آنها نظر او را که معتقد بود هر واژه‌ای که از دهانش خارج شود، از سوی رژیم ایران بر علیه معترضان به کار گرفته خواهد شد، حمایت کردند. تاکتیک اشتباهی که تهران آن را نشانه‌ای برای استمرار و پیشروی بدون پیامد تلقی کرد و جنبش را سرکوب کرده و خون بی‌گناهان را ریخت. تعداد زیادی کشته و شکنجه شدند و در میان آنها روزنامه‌نگاران غربی و آمریکایی نیز بودند که بعدها برای معامله به کار گرفته شدند.

علیرغم استمرار تخلفات رژیم تهران در داخل و خارج ایران و همراهی با رژیم اسد در کشتارهای فجیع، هیچ کمپینی علیه چهره‌هایی مانند روحانی و ظریف به راه نیفتاد، بلکه پس از تماس مشهور اوباما با روحانی که در نیویورک در مسیر فرودگاه بود، جشنی رسانه‌ای و حقوقی به راه افتاد. دو سال پس از آن توافق [هسته‌ای برجام] ایران امضاء شد و جشنی به مراتب بزرگتر به راه افتاد و برنامه‌های تالک‌شو چهراه مشهوری از لابی ایران را دعوت کردند و هدف آنها کاملا آشکار بود؛ آنها می‌خواستند [چهره] رژیم ایران را بازسازی کرده و آن را از خون هزاران ایرانی و غیرایرانی پاک کنند. رسانه‌های جدی نه تنها از نظر اخلاقی برآشفته نشدند بلکه از این تصمیم استقبال کرده و آن را درسی در واقع‌گرایی سیاسی دانستند. یکی از مجریان شیفته اوباما گفت: «او بن لادن را کشت و با ایرانی‌ها به توافق رسید. او رئیس‌جمهور یآمریکا نیست، او سوپرمن است.» دقیقا در همان ساعات ایرانی‌ها و شبه‌نظامیان حزب‌الله در حال کشتن کودکان سوری و مدفون کردنشان زیر آوارها بودند. اوضاع ناگوار ادامه داشت ولی روزنامه‌ها مشغول دستاورد تاریخی بودند و به هر کس که از آن انتقاد می‌کرد، هجوم می‌بردند.

همه این مواضع با کشته شدن یک شخص به نام جمال خاشقجی تغییر کرد. دولت سعودی همه جزئیات حادثه را اعلام کرده و گناهکاران را دستگیر و تحویل دادگاه داد. حادثه‌ای جنایی که در تاریخ سعودی سابقه نداشت و عاملان آن محاکمه می‌شوند. اما شاهد هجوم گسترده و بی‌سابقه‌ای علیه ریاض از جانب کسانی بودیم که پیش از این علیرغم فاجعه‌بار بودن کشتارها، تعداد کشته‌ها، ادامه آنها با روندی بزرگتر، بسته شدن قراردادها با عاملان کشتارها و دستگیر نشدن هیچ یک از عاملان کشتارها، سکوت را نشانه حکمت می‌دانستند.

دلیل این تناقض آشکار در مواضع چیست؟ بخشی از جواب به این پرسش را مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا روز گذشته در مقاله‌ای در وال‌ستریت ژورنال ارائه کرد و نوشت: «آیا این یک تصادف است که افرادی که به رئیس‌جمهوری به خاطر سیاستش در بربر سعودی در پرونده خاشقجی حمله می‌کنند، همان‌ها هستند که از باراک اوباما به خاطر سیاست‌هایش در قبال ایران-نظامی که هزاران تن را در سراسر جهان از جمله صدها آمریکایی را کشت و از خشونت هم علیه مردم خود استفاده می‌کند- پشتیبانی کردند؟ کسانی که ندای حقوق بشر سر می‌دهند، هنگامی که آقای اوباما پول‌های هنگفت به آخوندها (در ایران) حواله کرد تا به بزرگترین کشور حامی تروریسم تبدیل شود، کجا بودند؟».

این پاسخ دلایل مخالفت و هجوم به رئیس‌جمهوری آمریکا و ولی‌عهد سعودی را توضیح می‌دهد. اختلافی ایدئولوژیک و سیاسی که در آن همه چیز ار خاشقجی گرفته تا همکاری با روس‌ها و جنگ یمن و توافق هسته‌ای برای حمله به واشنگتن ترامپ و ریاض حمله شود. موضوع خاشقجی آنگونه که پمپئو در مقاله‌اش ذکر کرد، برای تضعیف موضع قدرتمند سعودی در قبال برنامه‌های ایران و اخوان المسلمین در منطقه و حمایت سعودی از ثبات و اعتدال به کار گرفته می‌شود.

به همین صورت می‌توان دلیل هجوم به ترامپ و متهم کردن او همدستی با روس‌ها برای خسته کردن او در داخل و از هم گسیختن پیوندهایش در خارج را فهمید. زمانی که ترامگ در نشست خبری هلسینکی در کنار ولادیمیر پوتین ایستاد، از سوی مدیر سازمان سیا در زمان اوباما مورد هجوم قرار گرفت و به خیانت متهم شد. اتهامات بی‌سند استراتژی جدیدی است که بدون در نظر گرفتن حقیقت، به داستان‌پردازی و تزریق شایعات و داستان‌های اثبات نشده می‌پردازد؛ به بیان دیگر Fake News. روش‌هایی که بیشتر در میان سازمان‌ها، فعالان و رسانه‌های جانبدار چپ مرسوم است و این راز تبدیل این رسانه‌ها و افراد به سکوهای هجوم علیه ریاض و دولت ترامپ از سوی هواداران اوباما و آنها که با ایران و گروه‌های اسلام سیاسی شیعی و سنی همدل هستند را روشن می‌کند.

اینجاست که واقعیت هجوم مستمر و تلاش‌های ناامیدانه این افراد که پیش از این ساکت بودند، برای تجارت با خون خاشقجی و یا همدستی با روسیه برای به دست آوردن منافع سیاسی و پیروزی‌های ایدئولوژیک روشن می‌شود.

مترجم: ضیاء ناصر

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**