تمام حقوق محفوظ است شبکه العربیه © 2018

برای دوستان خود بفرستید

بستن
سپاه پاسداران...جهاد و توسعه یا ویرانی و فروپاشی «دولت»؟
نام دوست:
ایمیل دوست:
نام فرستنده:
ایمیل فرستنده:
کد ایمنی

 

پنج شنبه 4 ربیع الثانی 1440هـ - 13 دسامبر 2018م
آخرین به روز شدن: شنبه 25 محرم 1440هـ - 6 اکتبر 2018م KSA 14:22 - GMT 11:22
سپاه پاسداران...جهاد و توسعه یا ویرانی و فروپاشی «دولت»؟

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب ۱۹۷۹ در ایران تغییر عمدهای در اقتصاد روی داد و آن حضور تدریجی و گسترده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این عرصه بود. این نهاد نظامی پس از پایان جنگ ایران و عراق کار اقتصادی خود را آغاز کرد و هماکنون در تولید یک سوم ناخالص داخلی نقش دارد؛ اگربحران اقتصادی ماههای اخیرکه در ایران به وجود آمده را مدنظر قرار دهیم، درمی‌یابیم که این نهاد نظامی متمرد علیه دولت در به وجود آمدن آن نقش اساسی ایفا کرده است.

انتقاد عمدهای که به حضور نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اقتصاد وارد شده شامل اختلاس، استفاده از رانت و انحصارگری اقتصادی است، بطوری که هیچ نهاد خصوصی دیگری نتواند با آن رقابت کند. اختلاس کلان ۵۰ میلیون دلاری در شرکت سپانیر وابسته به سپاه پاسداران و دست داشتن بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی (حامی مالی سپاه) در اختلاس ۱۲۳ میلیارد تومانی که در دهه ۹۰ میلادی روی داد از بزرگترین اختلاسها در ایران بوده و به عنوان مشتی از خروار نمونههای قابل ذکر در این زمینه است.

درباره گستردگی فعالیت سپاه، خبرگزاری فارس به عنوان رسانه وابسته به این نهاد اعلام کرده ۱۱ هزار پروژه عمرانی کوچک توسط سپاه پاسداران تاکنون به بهرهبرداری رسیده است. این نهاد همچنین ۸۱۲ شرکت ثبت شده در اختیار دارد. همین شرکتها ۱۷۰۰ قرار داد با دولت برای فعالیتهای عمرانی در اختیار دارند.

تذکر و اعتراضات به حضور بیش از حد سپاه در اقتصاد به جایی رسید که علی خامنهای، فرمانده کل قوای جمهوری اسلامی ایران چندی پیش از نیروهای مسلح از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی خواست از فعالیت تجاری «نامربوط با عرصه فعالیت خود» دست بردارند.
گستردگی فعالیتهای اقتصادی سپاه به نحوی است که شرکتهای متعلق یا وابسته به این نهاد از واردات دارو، صنایع نفتی، خوراکی، سدسازی گرفته تا خدمات بانکی و مالی را در قبضه خود دارند. برای نمونه مقامات ایران بارها و بارها از اقدامات سپاه در زمینه ساخت سد قدردانی کرده و آن را یکی از مهمترین دستاوردها و نشانههای خودکفایی و رفاه معرفی میکنند، بدون توجه به اینکه براساس سخنان رهبر ایران، پروژههای سدسازی در دایره «فعالیتهای تجاری نامربوط» سپاه پاسداران قرار دارد.

پروژه سد گتوند یک نمونه از بدنامترین این پروژههاست. بزرگترین سدی که تا به امروز بر رودخانه کارون و بر روی سازند نمکی گچساران و بر خلاف توصیه کارشناسان ساخته شدهاست. به گزارش روزنامه ایران « کار ساخت سد گتوند و پتوی رسی در میان تمامی اعتراضات به اتمام رسید و با حضور احمدینژاد رئیس جمهوری وقت، این پروژه آبگیری شد اما تنها ۱۰ روز از زمان آبگیری سد گذشته بود که خبر رسید شکافهایی در پتوی رسی ایجاد شده و نمکهای سازند گچساران وارد دریاچه سد گتوند شده است و این آغازی بر مصایب استان خوزستان و رودخانه کارون بود.»
چندی پیش یک عضو هیات علمی دانشگاه شیراز خبر داد که بیش از ۲۱ میلیون تن نمک در مخزن سد گتوند انحلال یافته و ۸۶ درصد این نمک بر اثر انحلال مستقیم سازند گچساران بوده است.

از ۳۳۹ سدی که از زمان آغاز جمهوری اسلامی ساخته شدهاند، قریب به یک سوم این سدود و کانالهای انحراف اب در مسیر رودخانه کارون ساخته شدهاند تا آب را از اهواز به فلات مرکزی برای صنایع کشاورزی و فولادی منتقل کنند که متعلق به شرکتهای وابسته به سپاه هستند.

علاوه بر این باید درنظر گرفت که اهواز، ستون فقرات اقتصاد ایران است اما با بیش از ۸۰ شرکت پتروشیمی و صنعتی، یکی از مناطق آلوده و توسعه نیافته ایران به شمار میآید. مردم بومی سهمی از پروژههای توسعه ندارند، زیرا هر شرکت قراردادی نیروی کار را از مناطق دیگر وارد میکند و از این روست که این پروژهها نه تنها نتوانستهاند زندگی مردم عرب ایران را بهبود بخشند، بلکه موجب گسترش فقر و تبعیض نیز شده و زندگی کشاورزان و ماهیگیران بومی را که قبل از حضور سپاه در مناطقشان میتوانستند قوت روزمره خود را تأمین کنند، نیز مختل کرده است و بعلاوه بر این با کم ابی و پایین امدن کیفیت اب استان , ساکنان منطقه با موجی از بیماری های بی سابقه منجمله بیماری های پوستی و مسمومست های میکروبی و انگلی مواجه شده اند

با توجه به انچه که ذکر شد می توان به حمله ۲۲ سپتامبر به رژه نظامی سپاه پاسداران اشاره کرد.نام اهواز در رسانه‌های بین‌المللی به عنوان نمادی از نارضایتی‌های قانونی و اعتراضات مسالمت‌آمیز در مقابل بی‌آبی و تبعیض نژادی علیه جمعیت عرب مطرح بود؛ اما سپاه توانست با در کنترل کردن گردش معلومات نارضایتی های مشروع اهوازی ها را در چهارچوب یک حرکت مسلح بنیادگرا به دنیا معرفی کند ولی این در حالیست که مردم ایران بر این متفق القول بودند که انچه اتفاق افتاد بر فرض اینکه یک عملیات تروریستی بوده است و لیکن نتیجه اوضاع نا به سامان معیشتی فاعلان این حمله بوده است و نه یک عکس العمل ناسونالیستی و یا بنیادگرایی اسلامی.

کار به جایی می رسد که در جو امنیتی استان زنی به جرات خطاب به یکی از مسئولان جمهوری اسلامی می‌گوید که«این جوانانی که این کار را کردند مطمئن باشید از سر بیکاری به این عمل دست زدند» و از آن مسوول می‌خواهد که به مناطق محروم اهواز همچون ملاشیه ، شلنگ آباد ، عین دو و منبع سری بزند و وضعیت سخت معیشتی مردم را نظاره کند .
در سوی مقابل اما نهادهای اطلاعاتی و امنیتی از جمله اطلاعات سپاه پاسداران چند صد شهروند عرب اهوازی را در ارتباط با حمله سپتامبر دستگیر کردند.

همزمان با فعالیتهای سپاه در داخل ایران، نیروی قدس به عنوان بازوی خارجی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تحت فرماندهی قاسم سلیمانی مشغول به ماموریتهایی در سوریه، عراق، لبنان و یمن است که منطقه را بیثبات کرده و به مهاجرت اجباری میلیونها نفر از خانههایشان منجر شده است؛ مهاجرتهایی که تغییر ساختار جمعیتی در این کشورها را در پی خواهد داشت. در واقع میتوان گفت که سپاه در داخل و خارج از کشور به دو روش، زور اسلحه و یا به اسم پروژههای به ظاهر عمرانی و سازندگی برنامه های خود را پیش می برد. برای مثال در کشورهایی مثل لبنان و عراق پروژه های باسازی و عمرانی تنها شامل مناطق گروه های فرقه گرای طرفدار سیاست های جمهوری اسلامی می شود و عامه مردم لبنان و عراق از ان استفاده ای نمی کنند. و در نهایت باعث ایجاد شکاف بین مردمان ان کشورها می شوند همان گونه که این شکاف را در ایران بین مردمان مناطق مختلف ایجاد کرده اند ; شکاف توسعه بین مناطق مرکزی ایران و مرزی چنان گسترش یافته است که در حقیقت مسبب رقابت منفی بین استان های مختلف برای دسترسی به منابع طبیعی شده است (انتقال اب کارون به فلات مرکزی).

سو مدیریتی که دلیل ان نگاه امنیتی و ایدیولوژیک بوده است در نهایت منجرب به وقوع ناارامی های داخلی و فروپاشی مفهوم دولت می شود.

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**