تمام حقوق محفوظ است شبکه العربیه © 2019

برای دوستان خود بفرستید

بستن
رویترز و منابعی که نمی‌خواهند هویتشان فاش شود
نام دوست:
ایمیل دوست:
نام فرستنده:
ایمیل فرستنده:
کد ایمنی

 

دوشنبه 14 جمادی الاول 1440هـ - 21 ژانویه 2019م
آخرین به روز شدن: شنبه 20 ذو الحجة 1439هـ - 1 سپتامبر 2018م KSA 18:20 - GMT 15:20
رویترز و منابعی که نمی‌خواهند هویتشان فاش شود

شبکه سی‌ان‌ان گزارشی درباره آنتونی اسکاراموچی، مدیر ارتباطات سابق کاخ سفید منتشر کرد و در این گزارش با تاکید بر روابط و سرمایه‌گذاری‌هایی که اسکاراموچی را با روس‌ها مرتبط می‌کند، گفت که او با کیریل دیمتریوف، رئیس صندوق سرمایه‌گذاری روسیه دیدار کرده است. این داستان به طور کامل بر مبنای منابعی که نمی‌خواهند نامی از آنها برده شود و این اطلاعات را فاش کرده‌اند، تنظیم شده است. منابع مذکور دروغگو بوده و داستان کاملا با آنچه روایت شد، متفاوت است. این امر سی‌ان‌ان را به عذرخواهی و اخراج گزارش‌نویس و ناشر آن ناچار کرد.

این تنها یکی از داستان رسانه‌ای است که به شکل کامل بر مبنای منابع ناشناس و یا آنگونه که مرسوم است گفته شود، منابعی که نمی‌خواهند نامشان فاش شود، بنا شده بود. این گزارش کاملا ساختگی بود. این موضوع، موضوع جدیدی نیست ولی در سال‌های گذشته افزایش یافت.

یکی از مهم‌ترین این گزارش‌ها را یک روزنامه‌نگار جوان بااستعداد به نام جیسون بلیر که برای روزنامه نیویورک‌تایمز کار می‌کرد، نوشت. او داستان‌های باورنکردنی درباره دنیای تبهکاران و سربازان آمریکایی بازگشته از عراق نوشت. قلم توانایی او، واژه‌ها را به مانند فیلمی در ذهن خواننده به نمایش می‌گذاشت. می‌شد صدای ناله مجروحان و نفس‌های آخر افراد رو به موت را شنید. خواننده می‌توانست خود را میان سربازانی که اجزای بدنشان پاره پاره شده و آنها که حتی پس از بازگشت هنوز ترس از تک‌تیرانداز را در ذهن داشتند تصور کند و با ناله‌های مادران غمگین شود. بلیر داستان‌های دیگری درباره بازجویی‌های پلیس و اعترافات مجرمان و شهادت‌های وکلا نوشت و در گزارش‌هایش تصویر تبهکاران بی‌رحم و قطرات خونی که روی لباس‌هایشان می‎چکد را ترسیم کرد. او فیلم‌های اختصاصی به دست آورد و رازها و تصاویر مخوف آنها را به تصویر کشید. او حتی به ذهن شخصیت‌های داستان‌هایش نفوذ کرده و رویاهایشان هنگام خواب و دردهایشان در بیداری را مجسم کرد. نمایشی فوق‌العاده که یک جای کار آن می‌لنگید. او داستان‌هایش را در آپارتمانش در نیویورک نوشت و هرگز پایش را به شهرهایی که می‌گفت دیده است، نگذاشته بود. ذهن خلاق اما بیمار او، همه چیز را جعل کرد و داستان و اتفاقاتی را به وجود آورد و گزارش کرد که وجود حقیقی نداشتند. نیویورک تایمز جیسون بلیر را اخراج کرد، پس از آن 36 گزارش برای او منتشر کرده بود.

موارد مشابه دیگری نیز وجود دارد. جیک کایلی در روزنامه یو اس ای تودی، 10 سال با تکیه بر ذهن سینمایی‌اش گزارش‌های دروغین نوشت و منتشر کرد. روزنامه نیویورک تایمز پس از آنکه به استناد یک منبع ناشناس، گزارشی درباره رابطه عاشقانه جان مک‌کین و زنی که در یکی از لابی‌ها کار می‌کرد، منتشر کرد، ناچار به عذرخواهی شد. موضوعی بسیار حساس و خطرناک با استناد به منبعی ناشناس منتشر شد و بعدا روشن شد که کلا هیچ داستان عاشقانه ممنوعی وجود ندارد. اخراج دان راذر، مجری مشهور را نیز نباید از یاد برد. او سندی مبنی بر فرار جرج بوش، رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا از جنگ ویتنام منتشر کرد ولی بعدا معلوم شد این سند ساختگی بود.
داستان‌های ساختگی و مشکوکی که براساس منابعی که نمی‌خواهند نامشان فاش شود، منتشر می‌شود، به دلایل متعددی در سال‌های گذشته افزایش یافته‌اند. تنبلی و بی‌اعتنایی به معیارهای حرفه‌ای یکی از این دلایل است. انتشار گزارشی که در سال‌های گذشته جایش در سطل زباله بود، کاری آسان شده است. این موضوع ناشی از فشار کار و تلاش برای انتشار سریع و پرحجم برای ماندن در رقابت و زنده ماندن از نظر مالی است.

دلیل دیگرش می‌تواند علیه روزنامه‌نگاری تحلیلی بر خبرنویسی باشد، امری که سبب می‌شود گزارش‌نویس براساس باورهای ایدئولوژی خودش به موضوع بپردازد تا در آخر گزارشی را نه بر مبنای حقایق متقن و مستحکم، بلکه گزارش مملو از تحلیل‌ها و نظرات و برداشت‌های شخصی بنویسد. تضارب مصالح در روزنامه‌نگاری موضوع دیگری است که سبب می‌شود، گزارشی بخوانیم و رد پای کسانی که در پس این گزارش قرار دارند را ببینیم.

چندی پیش خبرگزاری رویترز گزارش درباره عرضه سهام شرکت آرامکو منتشر کرد که جزو این نوع از روزنامه‌نگاری سطح پایین است، حتی اگر از سوی جایی معتبر کار شده باشد. در این گزارش هیچ نامی از منبع، یا نامی معروف و قابل اعتماد وجود ندارد. چیزی در این گزارش جز تناقض و داستان‌های مختلف بدون منبع و مدرک و اطلاعات وجود ندارد.

سوالی که در اینجا مطرح می‌شود، این است که آیا روزنامه‌ها باید منابعی که نمی‌خواهند نامشان فاش شود را کنار بگذارند؟ طبعا خیر. این بخشی از کار روزنامه‌نگاری است که روزنامه‌نگار با افرادی صحبت کند که به هر دلیلی نخواهند نامشان مطرح شوند. این موضوع هر چند گاه انجام می‌شود تا رسانه از اعتبار رسانه کاسته نشود ولی آنچه اینک می‌بینیم استناد کامل به منابع ناشناس و تحلیل‌های فردی است که در یک راستا قرار دارند. این موضوع را هم اضافه کنم که گزارش مبتنی بر منبع ناشناس، قابل تاکید یا به چالش کشیده شدن نیست ولی از همه دروازه‌های باز در اتاق‌های خبر می‌گذرد و روی صفحه تلویزیون، روزنامه‎‌ها و وبگاه‌ها می‌نشیند. مشکل به اینجا ختم نمی‌شود، بلکه بعد از آن نیز ادامه پیدا می‌کند، زیرا که دشوار است ثابت شود این منبع ناشناس اشتباه کرده، زیرا هویتش مشخص نیست و هیچ سندی یا تحقیقات و اعترافاتی که درستی ادعایش را تایید کند، ارائه نمی‌کند، برخلاف رسوایی واترگیت که براساس منبع ناشناس «گلوی عمیق» بود ولی منجر به تحقیقاتی شد که استعفای ریچارد نیکسون را در پی داشت. امروز روزنامه‌نگاری منبع ناشناس، داستانی را روایت می‌کنند که تایید یا تکذیب آن دشوار است ولی بازنشر «ریتوئیت» مطلوب را کسب می‌کنند و پس از آن به دنبال داستان منبع ناشناس دیگری می‌روند والخ...
منبع: العربيه
مترجم: ضیاء ناصر

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**