تمام حقوق محفوظ است شبکه العربیه © 2018

برای دوستان خود بفرستید

بستن
در کنفرانس "ائتلاف اپوزسیون ایرانی" در واشنگتن چه گذشت؟
نام دوست:
ایمیل دوست:
نام فرستنده:
ایمیل فرستنده:
کد ایمنی

 

چهارشنبه 3 ذو الحجة 1439هـ - 15 اوت 2018م
آخرین به روز شدن: سه شنبه 28 رمضان 1439هـ - 12 ژوئن 2018م KSA 19:28 - GMT 16:28
در کنفرانس "ائتلاف اپوزسیون ایرانی" در واشنگتن چه گذشت؟

طی هفته‌های گذشته، دعوت‌نامه‌های مختلفی از طرق متفاوت به وسیله تلفن یا ایمیل جهت شرکت در کنفرانسی که هدف خود را بررسی آینده سیاسی ایران اعلام کرده بود، دریافت کردم. این دعوت از سوی گروهی که خود را ائتلاف اپوزسیون ایرانی با هدف گذار مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی توسط مردم ایران و برای ایجاد ایرانی آزاد و دمکراتیک معرفی کرده بود، صورت گرفته و زمان و مکان آن برای روز شنبه ۹ ژوئن در دانشگاه جورج واشنگتن شهر واشنگتن در نظر گرفته شده بود.

دعوت از من و از تنی دیگر از دوستان عربم و نیز از دوستانمان در کنگره ملیت‌های ایران فدرال و هم چنین از شورای دمکراسی‌خواهان ایران، همزمان صورت گرفت.

در این میان قرار بود دوستان دیگری نیز از اروپا که به نمایندگی از سازمان‌ها و احزاب مختلف دعوت شده بودند، به ما در واشنگتن بپیوندند، ولی به دلیل مشکل ویزای امریکا بعضا توانستند و بعضی دیگر موفق به اخذ ویزا برای موعد مقرر نشدند.

نهایتا قرار شد من نه فقط از طرف خودم به عنوان یک شخصیت فعال سیاسی و صاحب نظر، بلکه به دلیل عدم حضور آقای جلیل شرهانی دبیر کل حزب تضامن دمکراتیک اهواز، به عنوان یکی از مشاورین ارشد این حزب در این اجلاس شرکت کنم و علاوه بر آن به عنوان مسئول کمیته بین‌المللی کنگره ملیت‌های ایران فدرال و همچنین به عنوان رئیس کمیسیون روابط دیپلماسی و بین‌المللی شورای دمکراسی‌خواهان ایران، و به نمایندگی از این مجموعه‌ها، در این کنفرانس شرکت کنم.

روز قبل از کنفرانس یعنی عصر جمعه ۸ ژوئن، بنا به دعوت برگزارکنندگان از جمله آقای دکتر علیرضا نوری‌زاده، مدیر و صاحب تلویزیون ایران فردا و رئیس مرکز مطالعات ایران وعرب در یک جلسه معارفه با حضور تعداد زیادی از تدارک‌دهندگان و اشخاص ثروتمند و متنفذ ایرانی در هتل ریتز کارلتن واشنگتن– و سپس همان شب در یک ضیافت شام در یک رستوران ایرانی باز با حضور تعدادی از همان افراد از جمله آقایان نوری‌زاده، محسن سازگارا، شاهرخ امیر اسکندری، دکتر شهریار آهی، جمشید چالنگی و آقای ستار خواننده معروف ایرانی و چندین شخصیت سیاسی و نظامی سابق آمریکائی و تعداد دیگر شرکت کرده و برای جلسه روز شنبه 9 ژوئن، از من تقاضا شد که به دلیل حضور تعدادی از مهمانان آمریکائی صاحب‌نظر و صاحب‌نفوذ، سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ایراد کنم.

با این زمینه و بدین منظور در روز شنبه ۹ ژوئن در دانشگاه جورج واشنگتن حاضر شدم و همراه با دیگر سخنرانانی همچون آقای عبدالله مهتدی دبیرکل حزب کومله زحمتکشان کردستان ایران به نمایندگی از ملت کُرد، آقای دکتر ضیاء‌الدین صدرالاشرافی به نمایندگی از ملت ترک آذربایجان، آقایان ناصر بلیده‌ای دبیر کل حزب مردم بلوچستان و غلامرضا حسین‌بر دبیر کل جبهه متحد بلوچستان - و هردو به نمایندگی از ملت بلوچ و تعداد دیگری از شخصیت‌های سلطنت‌طلب و سرمایه‌دار، سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ایراد کردم که مضمون فارسی آن چنین است :

 

با تشکر از دکتر نوری‌زاده برای معرفی بنده و با تشکر از برگزارکنندگان این اجلاس و با تشکر از این فرصتی که به من دادید – من کریم عبدیان هستم و صحبت من در مورد ملت عرب در ایران، جایگاه و نقش آن در آینده ایران و مشارکت آن در سقوط جمهوری اسلامی و نیز پس از آن خواهد بود .عرب‌ها در ایران یا عرب‌های ایرانی حدودا ۱۰ در صد جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند و عمدتا در جنوب غرب ایران ساکنند. ملت عرب در ایران یک اقلیت ملی، اتنیکیی، زبانی و مذهبی است و عرب‌ها در ایران از ساکنان بومی و اصلی این سرزمین هستند و به شهادت تاریخ ساکنان تاریخی آنند. ملت عرب در ایران در خلال نزدیک به ۴۰ سال حیات جمهوری اسلامی در تحت بدترین فشار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی قرار داشته و مواجه با سرکوب وحشتناک و عرب‌ستیزی عریان و پنهان، و نیز پاکسازی قومی بوده است. رژیم جمهوری اسلامی ایران با سیطره و کنترل بر این مردم و سرزمینشان به مثابه یک نیروی اشغال‌گر و با بدترین شیوه آنان را فقیر نگهداشته و به حاشیه رانده است. علی‌رغم این‌که ۹۰ در صدر نفت ایران از سرزمین‌های آباء و اجدادی آنها تولید می‌شود ولی آنها در بدترین شرایط اقتصادی زندگی می‌کنند، و این وضع نه فقط در زمان جمهوری اسلامی، بلکه در زمان رژیم سابق شاه نیز این چنین بوده است.

سؤالم از حضار این است که شما فکر می‌کنید چه سهمیه‌ای و چه قسمتی از نفت به این مردم تعلق داده شده است، : ۵۰ درصد، یا ۳۰ درصد، ۱۰ درصد؟ خیر، صفر درصد. این امر نیز نه فقط در رژیم فعلی بدین‌گونه است، بلکه در زمان رژیم گذشته نیز این چنین بوده است.

در دو دهه گذشته در زمان جمهوری اسلامی بیش از ۴۵۰ هزار هکتار از اراضی کشاورزان عرب به وسیله دولت و سپاه پاسداران به زور غصب شده است، بنابراین و به این دلیل ملت ما، همراه و همگام با دیگر مبارزان آزادی‌خواه ایرانی در صف مقدم مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی است. ملت ما و جوانان ما حاضرند برای خارج شدن از این وضع نابسامان موجود جان خود را فدا کنند. زیرا براساس آنچه که هر روز به عنوان اخبار روزانه از جونان ما در داخل می‌رسد، ملت ما و دیگر ملل تحت ستم مضاعف در ایران، در حالت مرگ تدریجی زندگی به سر می‌برند.

بنابراین به نیابت از حزب تضامن و همصدا با ملت عرب در ایران و به نمایندگی از کنگره ملیت‌های ایران فدرال و شورای دمکراسی‌خواهان ایران که هر کدام از ۱۳ و ۱۴ احزب منطقه‌ای در مناطق عرب، کرد، بلوچ، ترک، ترکمن و لرنشین در ایران، و نیز از نیروهای مترقی و پیشرو فارس تشکیل شده است، اعلام می‌داریم که ما بدون هیچ پیش‌شرطی آماده‌ایم با هر نوع تجمع ائتلاف و جبهه‌ای برای سرنگونی جمهوری ایران به دست خود مردمان ایران و برای گذار مسالمت‌آمیز از آن به ایرانی آزاد و دمکرات بر مبنای عدالت اجتماعی شرکت فعال داشته باشیم، در این حال این را نیز اینجا و با هرچه صراحت و به شفافیت کامل بگویم که ما به اینجا نیامده‌ایم که بر علیه این یا آن گروه و یا سازمان باشیم و بر علیه کسی جبهه تشکیل دهیم و مطلقا اجازه استفاده ابزاری از وجودمان را به کسی نمی‌دهیم و نخواهیم داد.

ما بدون هیچ پیش‌شرطی حاضریم با همه کار کنیم، اما حداقل شما می‌بایستی از مطالبات و خواسته‌ها و آرمان‌های ما آگاه باشید، ما خواهان ایرانی آزاد، دمکراتیک، لائیک و فدرال هستیم، هدف ما ایرانی است که متعلق به مردمان کشور ایران باشد که در آن زندگی می‌کنند، یعنی ایران برای همه ایرانیان و با شرکت کلیه ملیت‌ها و اقوام ساکن آن و با مشارکت دادن همه گروهای ملی، اتنیکی، مذهبی و جنسی در قدرت سیاسی . ما تحقق این امر را فقط و تنها در یک ایران غیرمتمرکز و فدرال می‌بینیم که اداره مردمان مختلف ایران، در مناطق و استان‌ها و اقالیم مختلف ایران بدست خودشان و در موازات با حکومت مرکزی و با داشتن دو مجلس قانون‌گذاری، مجلس سنا که از نمایندگان کلیه مناطق مختلف و ایالت‌های فدرال تشکیل شده و هم چنین یک مجلس شورای ملی به نمایندگی از همه شهروندان و آحاد ملی در ایران باشد  و معتقد هستیم این نوع سیستم حکومتی تنها راه پیشگیری از باز تولید هرنوع دیکتاتوری در ایران است. البته ما بحث در مورد حدود و ثغور خواسته‌ها و مطالبات خود و مطالبات دیگران را برای آینده به مجلس موسسان در بعد از سقوط جمهوری اسلامی واگذار می‌کنیم و برای مثال به نظر ما ایران آینده ایرانی نخواهد بود که در آن و در قانون اساسی آن تنها زبان فارسی زبان رسمی شناخته شود (خروج عده‌ای و اعتراض و سر و صدا..) پس حساب زبان‌های کردی و ترکی و بلوجی و غیره چیست؟ و یا در آینده ایرانی نخواهد بود که سیطره فقط فرهنگ یک ملت بر دیگران تحمیل شود... ما به دنبال تجزیه ایران نیستیم، اما اگر شما این را تجزیه‌طلبی می‌دانید هیچ مانعی ندارد، مختارید که بدانید.... ما اکنون و مرحله عاجل و آنی کنونی را پشتیبانی فعال و همه جانبه از مبارزات کنونی در داخل کشور و همبستگی سراسری بین مبارزات مختلف در ایران می دانیم.

در خاتمه، خلاصی و عبور از دیکتاتوری عریان جمهوری اسلامی در ایران پس از ۴ دهه یک ضرورت تاریخی است، لزوم خلاصی از آن ضرورتا اتحاد ما می‌باشد، چرا که هیچ ملتی و یا ملیتی و یا قومی و هیچ گروه و حزب و سازمانی مطلقا و به تنهائی قادر نیست و نخواهد توانست به این امر مهم و سرنوشت‌ساز سرنگونی رژیم مبادرت ورزد. این ضرورت یک فرصت تاریخی را برای ایرانیان فراهم کرده است که استفاده از آن میبایستی در دستور روز آزادی‌خواهان ایران باشد، علی الخصوص که به دلیل ماجراجویی‌های سلطه‌طلبانه جمهوری اسلامی ایران در منطقه، امروزه این رژیم نه تنها دشمن ایرانیان بلکه دشمن ملت‌های منطقه از جمله ملت‌های عراق، سوریه، لبنان و یمن نیز هست. این اعمال رژیم موجب عدم استقرار نه فقط در منطقه بلکه در سراسر جهان شده است، لذا مهم است تا آزادی‌خواهان در ایران برای کسب پشتیبانی جهانی از این فرصت طلائی استفاده کنند.

یادآوری مهم: به شرکت‌کنندگانی که کنفرانس را ترک کردند و به آنانی که به حرف‌هایم اعتراض کردند می‌گویم و بدینسان سعه صدر خود و ملتم را نشان دهم، که من بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی‌ام در سال ۱۹۷۶ میلادی در آمریکا و پس از بازگشت به ایران و علی‌رغم وجود دو پیشنهاد کار، یکی از سوی شرکت نفت و دیگری از سازمان انرژی اتمی، بلافاصله پس از ورودم در زمان شاه، دستگیر و دوسال در زندان اوین فقط به دلیل افکارم و به دلیل عضویت‌ام در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در امریکا و به دلیل شرکتم در تظاهرات مسالمت‌آمیز علیه شاه در نیویورک و واشنگتن در زندان اوین محبوس بودم که ۱۱ ماه آن را در سلول انفرادی گذراندم. در این مدت به شدت شکنجه شدم، اما مع‌الوصف به دعوت شما به کنفرانس شما آمدم و اعلام کردم حاضرم با شما همکاری کنم، ولی علی الظاهر شما حتی علی‌رغم شعارهای دمکراسی‌خواهانه هنوز حاضر نیستید، وجود من و مردم عرب را به رسمیت بشناسید، براستی از لحاظ برایتان متاسفم.

کریم عبدیان

واشنگتن – ۱۲ ژوئن ۲۰۱۸

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**