عاشورا تنها به یک مراسم دینی نزد مسلمانان شیعه محدود نمانده و به زمینه‌ای برای جدل، گفتگو و تبادل افکار میان جریان‌ها و گروه‌های مختلف تبدیل شده است.

در پادشاهی عربی سعودی شهروندان شیعه 10 روز اول ماه محرم را بسیار پرشور برگزار می‌کنند و فعالیت‌هایی که شامل سخنرانی‌های دینی، مراسم عزاداری، نمایشگاه‌های هنری، برگزاری نمایش، اهدای خون و تقدیم خوراکی است. علاوه بر این آنها مراسم‌هایی برگزار می‌کنند که شرکت‌کنندگان در آنها، تنها برگزاری یک مراسم دینی را در نظر ندارند، بلکه خواهان ظهور [مهدی] هستند.

مراسم حسینی و به ویژه در سال‌های پس از جنگ سوم خلیج در سال 2003 به شکل ویژه‌ای در عراق و به شکل دسته‌های قمه‌زنی، زنجیرزنی، راه‌پیمایی‌های طویرج و پیاده‌روی‌های طولانی . چند روزه به سوی مرقد امام حسین در روز اربعین و برخی رفتارهای عجیب و غریب که از هند، پاکستان و افغانستان شروع شد، مانند سینه‌خیز و راه رفتن روی زغال نمودار شد.

این حضور مردمی در مراسم حسینی را می‌توان از دو جنبه جامعه‌شناسانه و مردم‌شناسانه تعبیر کرد. این حضور نشانگر یک فرهنگ سرکوب‌شده است که علیرغم اینکه خود را داری مشروعیت تاریخی و دینی می‌داند، برای سالیان متمادی به حاشیه رانده شده بود. بعد از سقوط نظام صدام حسین این فرهنگ خود را از همه قیود و موانعی که به آن اجازه ظهور نمی‌داد، آزاد یافت و از این رو برآمدن این مراسم به شکل ناخودآگاه و مردمی و به نحوی که در آن موضوعات دینی و عشایری با هم در آمیخته شده بود، رخ داد و فرهنگ حاشیه را با همه معلولیت‌ها و بیماری‌هایی که در نتیجه سال‌ها سرکوب شدن توسط حکومت حزب بعث و بعدها در واکنش به القاعده و داعش به آنها گرفتار بود، نشان داد.

مراسم در اینجا بیش از آن نشانه التزام به آموزه‌های اهل بیت پیامبر و روایات تاریخی درباره آنها باشد، نمادی از احوال سیاسی و فرهنگی و عادات اجتماعی است.

حتی روایات‌هایی که هواداران آداب و رسوم روایت می‌کنند به دقت و متناسب با نگاه‌شان به مراسم حسینی و نه براساس روش‌های علمی و تحقیقی انتخاب شده‌اند. زیرا که بسیاری از این روایت‌ها با اقدامات [این افراد] تناقض داشته و مخالف آن است.

شهروندان شیعه در سعودی تحت تاثیر آنچه پس از 2003 در عراق رخ داد، قرار گرفتند؛ رخدادی که از نظر سیاسی و فرهنگی بر همه منطقه تاثیر گذاشت. اما پرداختن بی‌حد و مرز شیعیان عراق، در میان شیعیان خلیج مورد توجه قرار گرفت.

از اینجا با دعوت علمای مشهور برای مشارکت در مراسم قمه‌زنی و زنجیرزنی مواجه شدیم و اندک اندک گفتمان عجیب و غریبی مبتنی بر ماورائی‌ها، خواب و رویاها و خرافه‌ها شکل گرفت که تصویری فوق بشری از اهل بیت و کرامات آنها ترسیم کرد و آنها را افرادی با توانایی شگفت‌انگیز معرفی کرد. این همان تصویری است که صوفی‌ها از اولیا دارند و در الهیات مسیحی از یسوع ترسیم شده است.

جدل درباره مراسمات حسینی میان شیعیان سعودی را می‌توان از طریق بررسی مقالاتی که در پایگاه‌های اینترنتی محلی، فیسبوک، توئیتر و هزاران پیام واتساپی منتشر شده و همچنین سخنرانی‌های سخنرانان و فرهیختگان مشاهده کرد و این جدلی است که واقعیت جامعه و مقدار پیشرفت آن و سطح آگاهی در آن را نشان می‌دهد.

شیعیان سعودی یک رنگ نیستند و برخلاف تصور یک جامعه بسته که بی‌اراده از یک رهبر دینی مشخص تبعیت می‌کند، نیستند. آنها به مانند دیگر گروه‌های اجتماعی در سعودی، یک جامعه چند فرهنگی هستنند که جریان‌های دینی و لیبرال متعددی تقسیم شده و زندگی پر جنب و جوشی دارد که منجر به تغییرات زیادی شده است.

اگر بخواهیم یک نقشه راهنما درباره اندیشه‌هایی که در عاشورا از آنها تبعیت می‌شود، را ترسیم کنیم، به شکل زیر خواهد بود:

1.جریان رهبران دینی سنتی: این گروه پرشمار به اهمیت زنده نگاه داشتن یاد اهل‌بیت و برگزاری مراسم حسینی به دور از سیاست باور دارند. محور اصلی این بخش فضایل امام حسین و جزئیات واقع کربلا است. در این جریان خبری از زیاده‌روی در انجام مراسم نیست و قمه‌زنی و زنجیرزنی در آن جایی ندارد. مهم‌ترین چهره‌های این جریان شیخ حسن العمران و مرحوم شیخ عبدالحمید خطی، قاضی دادگاه اوقاف و ارث القطیف هستند.

2.شعائریون: آنها از دو جریان اصلی تشکیل شده‌اند. گروه اول پیروان مدرسه شیرازیه و پیروان مرجع فقید سید محمد شیرازی هستند. بخش قابل توجه افراد این جریان از نظر فقهی تابع آیت‌الله سید صادق شیرازی هستند. گروه دوم جریان ولایی است و مرجع آنها شیخ فقید میرزا جواد تبریزی و آیت الله وحید خراسانی هستند. علاوه بر این، گروه دیگری تحت عنوان الشیخیه نیز وجود دارد و در احساء و دمام حضور دارند. این افراد دستورات دینی خود را از رهبران دینی تابع مرجع فقید میرزا حسن حائری احقاقی می‌گیرند.

این سه گروه علیرغم تفاوت‌هایی که با هم دارند، دیدگاه نزدیکی درباره مراسمات حسینی دارند و دسته‌های قمه‌زنی، زنجیرزنی و دیگر رفتارهایی را که در جامعه شیعیان سعودی غیرعادی تلقی می‌شوند، تایید می‌کنند. مشکل بزرگ درباره این جریان است است که آنها تشیع را تنها مختص به خود داشته و مخالفان را به تسنن و یا ضعف ایمان به اهل بیت متهم می‌کنند. رهبران این جریان به گفتمان اصولی و فحاشی که یاسر الحبیب و مجتبی الشیرازی در برگرفته‌اند، روی آورده‌اند. آنها اشخاصی مانند السيد محمد حسين فضل الله، والشيخ أحمد الوائلي، والشيخ عبد الهادي الفضلي را به دلیل اینکه تفسیر اصولی مذهبی و خرافه‌گرایانه از سیره امام حسین را قبول ندارند، غیرولایی تلقی کرده و به شدت از آنها انتقاد می‌کنند.

3.جریان میانه‌رو: این جریان می‌کوشد واقعه کربلا را به شکل مدرن و بدون خرافه روایت کند، اما آنگونه که برخی این جریان را "فاقد شجاعت کافی" توصیف کرده‌اند، از بحث‌های انتقادی با جریان ولایی پرهیز می‌کنند. معروف‌ترین چهره این جریان آیت‌الله سید منیر الخباز است. او شخصیتی علمی است که می‌کوشد در حد توان گفتمان میانه‌رویی ارائه کند. ریشه این اندیشه‌ها به افکار السيد محمد حسين فضل الله و السيد محمد باقر الصدر برمی‌گردد. در نتیجه فشارهای اجتماعی که جریان ولایی بر جریان میانه‌رو اعمال می‌کند، الخباز از قمه‌زنی انتقاد نمی‌کند تا مانع به وجود آمدن جدل با اصولی‌ها شود و یا آنگونه پیروانش می‌گویند، او برای حفظ وحدت و عدم تفرقه اینکار را نمی‌کند. شاید هم به دلیل احترام و رودربایستی با دو استادش الميرزا التبريزي والوحيد الخراساني از قمه‌زنی انتقاد نمی‌کند.

4.جریان اصلاح‌طلب: این جریان تصویر ماورائی که جریان شیرازی از مراسمات حسینی ارائه می‌کند را رد کرده و اقدام به انتقاد صریح و بی‌تعارف از آنها می‌کند. اصلاح‌طلب‌ها سکوت در برابر این اقدامات را خطری برای تشیع و تحریف قیام امام حسین دانسته و آن باعث نهادینه شدن فرهنگ جهل و عقب‌ماندگی می‌دانند. چهره‌های زیادی در این جریان وجود دارند که الشيخ حسن الصفار، الشيخ حسين المصطفى، السيد حسن النمر و السيد محمد رضا السلمان از آن جمله‌اند.

5.گروه پنجمی نیز وجود دارد که مراسمات حسینی را نتیجه یک پدیده مذهبی دانسته که در درجه اول یک رفتار انسانی، اجتماعی و فرهنگی است. این گروه هیچ گونه تقدس شرعی برای این مراسمات قائل نیست، تقدسی که این مراسمات را از نقد و بررسی در امان بدارد. آنها با این موضوع به عنوان یک موضوع شناختی برخورد کرده که معاییر مطالعات اجتماعی و انسان‌شناسی درباره آن صدق می‌کند. دکتر توفیق السیف مهم‌ترین چهره سعودی در این زمینه است که هاله و قدرت نمادینی که این مراسم در آن جای گرفته از آن می‌زداید. عاشورا مانند هر مراسم دینی و یا عبادی دیگر است که نمی‌توان تفسیر دقیق و مستندی برای آن ارائه کرد. به طور کل این موضوع بر مبنای معاییر عقلی است و به اطاعت و قبول قلبی ارتباط دارد. این موضوع به طور خلاصه به احساسات و واکنش‌های روحی و خودباوری بیش از هر چیز دیگری ارتباط دارد. براساس این تفسیر به ایمان و عشق ربط دارد که هر دو یک کنش قلبی هستند و نمی‌توان تنها آنها را با عقل سنجید. لذا این جریان می‌کوشد به بی‌طرفانه‌ای از این پدیده دینی را بررسی کرده و یک تفسیر فرهنگی برای آن ارائه کرده و ساختارها و عوامل موثر بر آن را تحلیل کند، بدون آنکه بخشی از آن باشد. آنها در عین حال باور دارند که این موضوع بخشی از آزادی‌های فردی و اجتماعی برای برگزاری مراسمات دینی بدون مشکل است. این جریان سکولار در عین حال رفتارهای عقب‌مانده مانند قمه‌زنی و راه رفتن روی ذغال و دیگر رفتارهای بی‌عقلانه را به شدت محکوم کرده و آن را مخالفت انسانیت و کرامت انسان می‌داند.

این جنبش در درون جامعه شیعیان سعودی مفید و ضروری است و مهم است که بدون دخالت نهادهای رسمی و یا دینی بالادستی ادامه یابد، زیرا که اندیشه‌های مدرن و موافق با پیشرفت‌های شناختی و علمی تولید کرده و ایمان به چندگانگی را تقویت و فضای بنیادگرایی و فرقه‌گرایی را تضعیف کرده و به مردم توان بیشتری برای آزاداندیشی بدون نگرانی و بدون تسلط رهبران مذهبی و دیگران را می‌دهد.
 

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**