اعطای حق رانندگی به زنان پادشاهی عربی سعودی، یک تصیم عادی نبود. این تصمیم نشان می‌دهد این کشور تصمیم جدی خود را برای حرکت به سمت نوگرایی، تمدن و توسعه برداشته است. سعودی پیش از این نیز تصمیم به توسعه و نوگرایی را از طریق باز کردن بازارها و اقتصاد خود به روی شرکت‌های خارجی، ارسال دانشجویان به خارج از کشور، استحکام روابط با قدرت‌های جهانی را نشان داده بود، لیکن اعطای حق رانندگی به زن حاوی پیام روشنی برای مخالفان سعودی بود با این فحوا که پادشاهی عربی سعودی به سوی آینده گام بر می‌داد و آنگونه که آنها برنامه‌ریزی و آرزو می‌کند به گذشته نخواهد لغزید.

ارائه تصویری واپسگرا، عقب‌مانده و منزوی از سعودی هدف اصلی مخالفان و بدخواهان این کشور بود؛ مخالفانی که به داخل سعودی محدود نبوده و در خارج از آن کشور و در بزرگترین دانشگاه‌ها و معروف‌ترین شبکه‌های تلویزیونی غرب فعالیت می‌کنند.

باید پرسید که چگونه یک افراط‌گرا یا اخوانی (اخوان المسلمین) خشک مذهبی در ریاض یا دمام با یک پژوهشگر در نیویورک یا واشنگتن همسو می‌شود؟ و آنها از این همسویی چه سودی می‌برند؟

پیش از پاسخ به این سوال، ضروری است که بفهمیم محرومیت زنان از رانندگی به مانند ابر سیاهی بود که مانع دیده‌شدن همه نوگرایی‌ها و گام‌های مثبتی است که پادشاهی عربی سعودی در تاریخ برداشت. محرومیت زنان سعودی از رانندگی سیاه‌چاله‌ای بود که همه موفقیت‌ها ونکات مثبت را می‌بلعید. ارسال صدها هزار دانشجو به خارج از کشور، علیرغم اینکه یک اقدام بزرگ است، توسط سیاه‌چاله ممنوعیت رانندگی زنان بلعیده می‌شود. انتصاب 30 نفر از زنان در شورا، و کمک به میلیون‌ها فقیر در سرتاسر جهان نیز به این سرنوشت دچار می‌شوند.

چرا؟ زیرا که در ابتدا چیزی برای توجیه آن وجود ندارد و مواضع مخالفان آن نه توجیه عقلانی دارد و نه اخلاقی، ضمن آنکه زندگی نیمی از جامعه را به شکل مستقیم و روزمره تحت تاثیر قرار داده بود. این موضوع، موضوع کوچکی نیست که بتوان آن را پنهان کرد. بدنامی بزرگ آن همه دستاوردهای مهم دیگر را تحت الشعاع قرار می‌دهد. دوما، ماهیت عجیب و غریب این خبر است و بشر به اخبار عجیب و غریب علاقه دارد، لیکن جنبه منفی آن، است که که موضوع به کل جامعه تعمیم داده شده، گویی که این جامعه جایی در تاریخ ندارد.

یک شهروند آمریکایی که در اوریگون در غرب آمریکا زندگی می‌کند، خبر ندارد که سعودی کمک‌های بسیار زیادی به فقرا در سرتاسر جهان از همه ادیان و مذاهب ارسال می‌کند و این خبر بدون آنکه روی او تاثیری بگذارد یا او را وادار به اتخاذ موضع کند، می‌گذرد، اما با یک دقیقه جستجو در گوگل و شنیدن ممنوعیت زنان سعودی از رانندگی، همه آژیرها و سازوکارهای شکل‌گیری انگیزش‌های ذهنی در عقل او به کار می‌افتند و تاثیری در او خواهند گذاشت که تا ابد خواهد ماند.

موضوع سوم تبلیغات دشمنان سعودی است که از سوی اخوان المسلمین و یا پیرون دوحه است که دهه‌هاست با هدف بدنام کردن سعودی، در هر نشست و گفتگوی تلویزیونی به این موضوع می‌پردازند و البته نباید از آن انتظار شنیدن سخنی نیکو داشت.

آن گونه که پیشتر در مقاله "26 سپتامبر، روز تاریخی و تصمیم بزرگ" گفتم این بدنامی به جامعه نیز سرایت کرد و در دانشگاه‌ها و کافه‌ها با این سوال مواجه می‌شدیم که "با رانندگی زنان مخالف هستی یا موافق؟" گویی ما جامعه‌ای هستیم که از عصر حجر آمده است. جامعه سعودی، جامعه‌ای پیشرفته و با نشاط است که از همه آنچه در جهان می‌گذرد، آگاه است، اما همه این نیک‌نامی را مجددا آن سیاه‌چاله می‌بلعد.

حال در پاسخ به این سوال که چه چیزی باعث همسویی یک افراط‌گرا یا یک اخوانی با یک مجری آمریکایی می‌شود؟ باید گفت: خیلی چیزها، بیشتر از آنکه انتظار داشته باشیم. آنها در روش‌ها و ابزارها با هم اختلاف دارند ولی هدف مشترکی دارند و آن ارائه یک تصویر افراطی، عقب‌مانده و جدا افتاده از جهان مدرن، از سعودی است.

افراطی مشهوری که مخالف رانندگی زنان است و در شبکه‌های تلویزیونی اندیشه‌های نفرت و بنیادگرایی را ترویج می‌کند، آگاهانه و یا از روی ناآگاهی اقدام به مسموم کردن فرهنگ اجتماعی و تحریک هزاران نفر از جوانان می‌شود و اینگونه به هدف خود برای تشکیل جامعه‌ای بسته و منزوی می‌رسد. از این روست که آنها هر اندیشه روشن و نویسنده‌ای که به مدارا دعوت کرده و خواهان مقابله با نفرت‌پراکنی شود، می‌جنگند، زیرا که با اهداف و چشم‌اندازهایی که آنها برای کشور دارند، تعارض دارد. در دوران شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های باز، سخنان افراطی به صدر ترندهای جهانی رسید تا چهره منفی که آنها می‌خواهند را به سعودی بچسباند.

و از این روست که فراوانی فتواهای عجیب و غریب مانند میکی‌ماوس و دیگر فتواها اتفاقی نیست، بلکه موضوعی عمدی برای ایجاد تفاوت فرهنگی معنار و غیرقابل پر شدن میان ما و دیگران است.

این‌ها از موضوع ممنوعیت رانندگی زنان سوء استفاده کرده و در گفتمانی که هدف آن خارج از سعودی بود، در شبکه‌های ماهواره‌ای هر که را که خواهان اعطای حق رانندگی به زنان بود، مورد اهانت قرار دادند.این مسابقه بدنام کردن سعودی، حتی از سوی مبلغان مذهبی غیرسعودی نیز انجام شد؛ مبلغانی که به محض پوشیدن چفیه، سعودی نشان داده شدند.

استراتژی افراطگرایان و اخوانی‌ها واضح است، آنها می‌کوشند بنیادگرایی را به نحوی نهادینه کنند که نتوان از آن خلاص شد و با انتشار بنیادگرایی به خارج، پل‌های فرهنگی و اجتماعی با جهان مدرن را فرو ریخت.

تندورهای چپ و راست در آمریکا و اروپا و همچنین ایران و دوحه، گفتمان منع رانندگی زنان را به مانند گنجی رها شده بر روی زمین یافتند؟ آیا آنها این گنج را به سطل زباله می‌ریزند؟ بالطبع خیر. آنها در هر فرصتی از این امکان برای نشان دادن سعودی به عنوان یک کشور عقب‌مانده واپسگرا که مبلغان افراطی را حمایت می‌کند، استفاده خواهند کرد.

یکی از آن‌ها که هواداری‌اش از ایران بر همگان آشکار است، همه جنایت‌های وحشتناکی که رژیم آخوندی ایران مرتکب می‌شود را نادیده گرفته و در مجله تایم آمریکا، با تکیه بر گفتمان افراطی‌ها که به سرعت هم ترجمه می‌شود،به سیاست خارجی میانه‌روی سعودی و حمایت این کشور از ثبات حمله کرد. ارتباط سیاست خارجی به فتوای یک مبلغ مذهبی تندرو چیست؟ آیا نویسنده مقاله احمق بوده است؟ ابدا. او با شناخت این موضوع که مخاطب غربی به داستان‌های عجیب و غریب که به صورت حرفه‌ای نگاشته شده‌اند بیش از حقایق محض علاقه دارد، بر روی دستاوردهای سعودی خاک می‌پاشد.

نباید از دشمن توقع انصاف داشتی و نباید به او اسلحه‌ای بدهی که بتواند به سینه‌ نشانه رود و تو را نقش زمین کند.

حالا با دستور تاریخی ملک سلمان و شاهزاده محمد بن سلمان، ولی عهد سعودی همه این امور را پشت سر گذاشتیم؛ تصمیمی که به وضوع به جهان اعلام کرد پادشاهی عربی سعودی کشوری است که علیرغم همه مشکلات، به جهان آینده تعلق دارد. کشوری نوگرا و میانه‌رو که بر خلاف برنامه‌ریزی چند ده ساله دشمنانش، افراط‌گرا و اخوانی و عقب‌مانده نیست

حالا زنان سعودی می‌توانند خوشحال باشند و گواهینامه‌های خود را دریافت کرده و برای راندن خودروهای جدیدشان آماده شوند و مردان می‌توانند اندکی استراحت کنند؛ مسیر بسیار طولانی بود.

مترجم: ضیاء ناصر

تمام مقاله هاى منتشر شده تنها بازتاب دهنده نظر نويسنده آن است**